هوشنگ سیحون ( مقاله ای از خانم نسرین فقیه )
هوشنگ سیحون متعلق به سومین نسل معماران ایرانی است که تحصیلات خود را در اروپا انجام دادند . در همان سالهای 2507، هنگامیکه سیحون پس از پایان تحصیل در مدرسه بوزار پاریس به ایران آمده و شروع به کار کرد " سبک بین المللی " تا حد زیادی در میان معماران رواج یافته بود . در تهران به خصوص در محله های جدید شمال شهر بیش از پیش الگوهای این سبک بویژه در خانه سازی رعایت می شد .
اما دانشکده هنرهای زیبای تهران از همان ابتدای تاسیس روش آموزش بوزار پاریس را برگزید و سیحون نیز خود فارغ التحصیل همین دانشکده بود .
مدت یک ربع قرن ، آنچه که این معمار و معدود همکاران او در ایران ساختند و آموزش دادند ، سرمشق و نمونه کار نسل های بعدی معماران دانشگاه دیده ، حرفه ای های قدیمی و حتی بساز و بفروشها قرار گرفت . ازبناهای مجلل و تشریفاتی که دارای ارزش نمودگاری هستند تا ساختمانهای ساده کوچک در دورترین نقاط کشور هیچیک از این زبان معماری به دور نماندند.در دهه های بعد از جنگ جهانی دوم شیوه های معماری سنتی که عبارت بود از تکرار تعداد معدودی نمونه های اصلی معمارانه برای بناهای مختلف ، به خصوص در شهرهای بزرگ به کلی کنار گزارده شده بود .
مجتمع آموزشی فرح ( شریعتی فعلی)- جاده آرامگاه (شهید رجایی تهران)احداث خیابانهای سراسری و شبکه جدولی شهری بافت شهری سنتی را دچار دگرگونی اساسی کرده و قطعات مالکیت منظم و مستطیل شکل به وجود آورد .با این تغییرات ساختی در شکل شهر به دوران معماری درون گرا با حیاط مرکزی پایان داده شد و معماران به الگوی تک بناهای جدا از یکدیگر روی آوردند .بدینسان فضای تاریخی جای خود را به محیط جدیدی می داد که روحیه مدرنیزم (نوینگرایی ) در آن بیش از پیش دیده می شد .جهت اصلی معماری که در گذشته روی به سمت یک مرکز روحانی داشت جای خود را به معماری داد که به سمت تحول و آینده گرایش داشت . بخشهای مسکونی شبکه راسیونالیست شهری به وجود آوردند . و کاخهای دولتی و بناهای عمومی که نمودار تحکیم قدرت مرکزی و دولت بود بیشتر در فضاها و میادینی جای گرفتند که از ویژگیهای فضاهای شهری نئوکلاسیک بهره داشت . این دو جنبه معماری که یکی ضرورت ایجاد بناهای ساده و عملی بود و دیگری نیاز به نمایش ارزشها و مظاهر فرهنگی نظام زمانه ، زمینه مناسب خود را در دوگانگی آموزش بوزار در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم یافت .
مجتمع آموزشی فرح ( شریعتی فعلی)- جاده آرامگاه (شهید رجایی تهران)معرفی کار هوشنگ سیحون فرصتی است مناسب برای آنکه بتوان به جریان پیدایش و تحول معماری نوین در ایران و تاثیر مکاتب مختلف فرهنگی بر این معماری نگریست . بعد از جنگ جهانی دوم اروپا غرق در مسئله بحران مسکن بود .معماران در این فرصت روی به نظریه های فونکسیونالیستی که در سالهای بین دو جنگ تحول یافته بود آوردند و برای جبران خرابیهای حاصل از جنگ روی به امیدها و آرزوهای مدرنیزم آوردند . شهرها و محله ها به این ترتیب به سرعت ساخته می شد . ایران در آن هنگام آهسته آهسته گام در راه شهرنشینی متعادلی می گذاشت و به تدریج بناهای عمومی یعنی بناهای اداری ، خدمات عمومی گوناگون و بناهای تشریفاتی جای خود را در شهرها باز می کردند . مسکن جدید نیز از جانب گروهی اجتماعی محدود و روشنفکری ساخته می شد که در آن دوران آداب زندگی فرنگی را کم و بیش آموخته و میل بر ان داشت که تحول را از خانه خود آغاز نماید . در اروپا درست به عکس قدرت اقتصادی این گروه اجتماعی بعد از جنگ جهانی دوم رو به ضعف نهاده بود و الگوی ویلای وینی VIENNOISE سالهای بین دو جنگ جای خود را بیش از پیش به مجتمع آموزشی فرح ( شریعتی فعلی)- جاده آرامگاه (شهید رجایی تهران)الگوی مسکن اجتماعی و یا به اصطلاح آپارتمان سازی می داد . چنانکه می دانیم الگوهای اخیر توانستند در سی سال بعد از جنگ سیمای شهرهای اروپایی و حومه ها را به کلی زیر و رو کنند .
در ایران و بخصوص در تهران نه تنها گروه نوخواسته روشنفکر و متمکن بلکه آن دسته از شهرنشینان سنتی نیز که با افکار جدید تماس حاصل کرده بودند ، متمایل به ترک مرکز مسکونی و تجارتی شهر ( بازار و محله های اطراف آن ) شدند و به تدریج خانه های خود را در شمال شهر در دامنه کوه البرز بنا نهادند . در اختیار داشتن قطعات بزرگ زمین و نبودن یک بافت شهری پیشین برای شکل دادن به این قطعات موجب شد که محله های جدید تهران نه به صورت یک استخوان بندی شهری بلکه پیرو الگوهایی شبیه به حومه شهرهای آمریکا شکل بگیرند .
در واقع باید پذیرفت که پس از بوجود آمدن محورهایی مانند سپه ، فردوسی و شاهرضا ، مکانهای شهری موفقی که قادر باشند مرکزیت و خصوصیات ویژه ای برای تهران تعریف کنند به وجود نیامد . مرکز شهر در محدوده ای که بین دو جنگ ایجاد شده بود باقی ماند و بخشهای مسکونی پراکنده در خارج آن شروع به شکل گرفتن کرد .درجریان این مهاجرت خطی به سمت دامنه البرز معمار تهرانی با مسئله تک خانه رو به رو بود ، تک خانه ای که هیچگونه گفتگوی معمارانه با یک بافت شهری موجود را در برابر خود نداشت .در حالیکه معماران فرنگ دیده نسل اول توانسته بودند تیپولوژی مسکن بسیار قوی شهری بوجود آورند و " سبک بین المللی " را با بافت جدولی تهران هماهنگ سازند ، معماری جدید سرچشمه الهام خود را د ر ویلای منفرد از نوع رایج حومه SUBURBIA در آمریکا یافت . اما در بناهای عمومی که ضرورتا " در نقاط مرکزی شهر باید ساخته می شد معماران از الگوهای فونکسیونالیست پیروی کردند . استفاده از تکنولوژی ساختمانی جدید ، ایجاد فضاهای چند مصرفی و کاربرد زبان معماری راسیونالیست ، تیپولوژی جدید را برای بناهای عمومی به وجود آورد که به تدریج جای بناهای عممی پیش از جنگ راکه دارای روحیه نئوکلاسیک بودند گرفت .
مجتمع آموزشی فرح ( شریعتی فعلی)- جاده آرامگاه (شهید رجایی تهران)بناهای یادبود سومین گروه ساختمانهای این دوره بود و در حقیقت تنها فرصت کامل برای ابراز یک زبان صرف معمارانه . برای معمارانی که در مدرسه بوزار فرانسه آموزش دیده بودند کمتر این موفقیت پیش می آمد که بتوانند عظمت و ابهت زبان معاری را که در بوزار فرگرفته بودند درساختمانهای خود به کار گیرند . بناهای یادبود این فرصت را برای آنان فراهم آورد . اما باید به خاطر داشت که مونومانتالیزم بوزار با سبک آکادمیک پیش از جنگ که ملهم از جنبشهای معماری آلمانی سالهای اولیه قرن بیستم بود WERKBUND به کلی تفاوت داشت .
بوزار بعد از جنگ نیز به کلی با بوزار قرن نوزدهم که پیرو سبکی تاریخی گرا بود تفاوتهایی پیدا کرده بود . عطف به جوهر تاریخ جای خود را عطف به عناصر شکلی تاریخ گذشته داده بود و در نتیجه عطف به عناصر شکلی متعلق به دورانها و سبکهای متفاوت ، این برداشت آزاد و التقاطی از دورانهای گذشته اصطلاحا ECLECTISME نامیده می شود .از آنجا که دیگر نظم هندسی بیانگر معنی و محتوی نظم معماری دوره معینی نبود و در عوض به مفاهیم مجردی مانند تناسب ، تقارن و غیره تقلیل یافته بود ، لذا معمار نیز امکان یافته بود که فانتزی های هندسی خود را آزادانه به کار اندازد .
از سوی دیگر کتاب معروف لوکوربوزیه VERS UNE ARCHITECTURE تاثیر بسیاری در محافل معماری گذاشته بود و اهمیت تاریخ ، را به عنوان سرچشمه الهام زبان معماری به کلی ضعیف کرده بود . گرچه تاثیر این کتاب هرگز از درگاه بوزار به درون رخنه نکرد لیک در سست کردن پایه های تاریخ گرای بوزار نقش موثری را ایفاء کرد .
مجتمع آموزشی فرح ( شریعتی فعلی)- جاده آرامگاه (شهید رجایی تهران)بدین ترتیب زبان مونومنتال جدیدی در معماری بنا های یادبود و آرامگاهها نسج گرفت . ترکیب "( کمپوزیسیون ) غیر مترقبه نقشه به جای تکرار الگوی تثبیت شده تاریخی ، به کار بردن نشا نه های خارجی معماری سنتی ایران و استفاده التقاطی از تکنولوژی های گوناگون ساختمانی خصوصیات اصلی معماری مونومنتال این دوره را تشکیل می دهند .
توجه اصلی معمار معطوف به ابداع شگردی ها و نوآوریها بود .مفهوم " فضا " در این معماری چندان جایی نداشت و در عوض " تاثیرها " EFFETS اهمیت بسیار یافتند . بدین ترتیب نما اهمیت خارق العاده یافت و مهمترین جنبه نمایشی بنا را به خود اختصاص داد .
می بینیم که در این سبک ، تاریخ روابط ماهوی میان شکل ها و حجم های جای خود ]را[ به تاریخ موتیف ها MOTIFS داده است و معمار تمام کوشش خود را در راه ضبط و ترکیب موتیف های معماری های دوران گذشته به میل و ابتکارشخصی خود به کار برده است .
بدین ترتیب ملاحظه می شود که در دوران خاصی بحرانی که معمار بوزار ناگزیر از تسلیم به نیازهای فوری و حیاطی جامعه و ساده کردن زبان هنری خود است بنای یادبود موضوع استثنایی و جالبی را تشکیل می دهد که معمار بتواند در آن به طریق اولی قوانین بازی خود را به کار اندازد ، قوانینی که در غیر این صورت اعتبار تاریخی خود را از دست داده بودند .
معماری هوشنگ سیحون نیز از بیشتر این خصوصیات برخوردار است . ویلا ها ، بناهای عمومی شهری و بناهای یادبود سه فرصت جداگانه را برای کاربرد سه زبان مختلف برای او به وجود آوردند .
ویژگی کار این معمار را باید در نحوه استفاده از مصالح دید . او نخستین معمار ایرانی بود که آهن و سیمان را به طور عیان در ساختمان به کار برد . وضوح ساخت و شهامت در بیان بی پرده آن که با بانک سپه و اداره پست آغاز شد در خانه ها نیز شکل خاص خود را یافت .کار سیحون از خانه دکتر بابک که از سبک بین المللی بی تاثیر نیست تا منزل خودش در دروس راه مشخصی را طی کرده است .وضوح ساخت ، یافتن حساسیت و سلیقه شخصی نسبت به ترکیب سنگ و آهن را باید در حقیقت موفق ترین بیان او از لحاظ مصالح دانست . سیحون در تحول بعدی خود و به سبب نگاهی که همواره به معماری ایران داشت ارزشهای دیگری را درکار خود گسترش داد .از آن جمله است استفاده از شکلها و عناصر معماری عامیانه ، استفاده از آجر نه تنها در پوشش بلکه هم چنین به منظورهای نمایشی و تزئینی و توجه به برخی جزئیات . باید معتقد بود که با وجود همه برداشتهای التقاطی و تنوع جویی ها ، کار سیحون همواره از نوع خلوص در کاربرد ماده ، برخوردار بوده است . خانه شمشک حد تکامل او درترکیب سنگ و چوب است . همچنانکه ساخت آجری خالص مجموعه آموزشی فرح نمودار پختگی سیحون در رسیدن به یک نوع کمال و حرفه در زبان آجر است .
در نگاه دقیقتربه تصویر برخی آثار او این جنبه ها از نزدیک ملاحظه می شوند .
نسرین فقیه -1356
|+| نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:40 توسط عاواد | نظر بدهید
فعالیتها
فعالیتهای معماری هوشنگ سیحون در دوره های پنجساله گروه بندی شده اند و به تفصیل عبارتند از :
سالهای 13 - 2508(1333-1328)
- منزل و مطب دکتر فرهاد تهران – خیابان پهلوی
- منزل آقای بابک
- ساختمانهای پست فشار قوی 1- در شمال پارک شهر
2- در خیابان سی متری
- ساختمان ادارات مرکز برق
و همچنین انبارهای مربوط
به تاسیسات برق تهران
- منزل سرلشگر فیروز تهران
- دفتر هوشنگ سیحون تهران – خیابان شاه
ادارات آتش نشانی تهران( خوابگاهها و گاراژها)
- ساختمان آرامگاه بوعلی همدان
سالهای 15-2512 (35-1332)
- منزل آقای شیبانی دروس
- منزل آقای محمدی تپه امانیه
- منزل آقای مقدم تپه امانیه
- سازمان نقشه برداری کل کشور جاده قدیم کرج
- آرامگاه نادر مشهد
- کارخانه یخ سازی
و ریسندگی کورس جاده شهر ری
- کانادا درای جاده جنوبی کرج
- پرورشگاه کودکان خیابان پهلوی
- سینما آسیا خیابان شاه
سالهای 20 – 2515 (40-1335 )
- سینما سانترال میدان 24 اسفند
- کانادا درای آبادان
- لابراتوار عبیدی و شرکاء جاده قدیم شمیران
- منزل آقای بشارت الهیه
- منزل آقای فرازیان زرگنده
- منزل آقای دکتر کاظمی شمیران
- منزل خانم ابتهاج زعفرانیه
- مجموعه ویلاهای آقای آقاسی پور سلطنت آباد
- منزل آقای هدایت دروس
- مجموعه ویلاهای آقای ایپک چی حصارک
- کتابخانه مجلس شورای ملی با همکاری معماران محسن فروغی
و ظفر وصادق
- آرامگاه خیام نیشابور
- آرامگاه کمال الملک نیشابور
سالهای 25-2520(45-1340)
- تجدید بنای آرامگاه فردوسی طوس
اصل بنا در زمان اعلیحضرت رضا شاه کبیر و به وسیله معمار طاهرزاده بهزاد که در آلمان تحصیل کرده بود بنا شده است .
- بناهای اطراف آرامگاه فردوسی طوس
سالهای 30-2525
- منزل دولت آبادی نیاوران
- ساختمان مرکزی بانک سپه میدان سپه
- منزل سیحون دروس
- مجتمع آموزشی فرح جاده آرامگاه
- ضلع جدید بیمارستان میثاقیه خیابان جامی
ضلع قدیم به وسیله مهندس زارع شده است .
مجموعه کارهائی که برای وزارت کشاورزی انجام گرفته است .
- انبار دامی دهکده شرکت تعاونی
- مجتمع آموزشی فرح بخش حرفه ای و تربیت معلم و بیمارستان در حال ساختمان
از سال 2530 (1350)
- به بعد بازارچه امیر چخماق یزد
- منزل سیحون در کلکان در راه شمشک
- طرحهای مرکز فرهنگی یزد
شهرک لنجان اصفهان
مجتمع جهانگردی آبعلی
متولد 2479 ( 1299) در تهران
تا سال 2499 (1319) مشغول تحصیل در دبستان و دبیرستان بوده است ( در تهران ) .
در سال 2499 دیپلمه متوسطه گرفته است .
از سال 2499 تا 2503 (1323) موفق به اخذ پایان نامه مهندسی در رشته معمارکارخانه کانادا درای- جاده مخصوص کرجی شد . بین سالهای 2504(1324) و 2508 (1328) در پاریس در دانشکده هنرهای زیبا در رشته معماری ادامه تحصیل داده و در همین سال به دریافت دیپلم معماری از دانشکده فوق موفق شده است .
بلافاصله به ایران مراجعه نموده و با سمت دانشیار در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و مسئول یک کارگاه معماری مشغول تدریس شده است و 5 سال بعد به مقام استادی ارتقاع یافته است در سال 2521(1341) به مقام ریاست دانشکده هنرهای زیبا انتخاب و مشغول انجام وظیفه شده است . بنیانگذاری رشته شهرسازی و رشته های موسیقی و تئاتر در دانشکده هنرهای زیبا و همچنین به وجود آوردن دفتر فنی دانشکده از اقدامات سالهای 27-2521 (47-1341) او است .در سال 2527 (1347) از سمت ریاست دانشکده و استادی دانشگاه هر دو استعفاء داد .در این سال در اولین انتخابات انجمن شهر تهران به عضویت انجمن شهر تهران در آمد و به عنوان رئیس کمیسیون شهرسازی در انجمن مشغول انجام وظیفه شد و در اواخر دوره چهارساله انجمن از سمت خود استعفاء داد و در دفتر شخصی خود مشغول ادامه کار شد . این دفتر از سال 2508 ( 1328) تاسیس شده است که تا هم اکنون به فعالیت خود ادامه میدهد و تمام آثار معماری مهندسی سیحون از همین دفتر طرح ریزی شده است .
وی چند دوره پیاپی نیز به عنوان عضو و نایب رئیس و رئیس انجمن انتخاب شده است در شورهای متعددی از جمله شورای دانشگاه تهران ، شورای مرکزی دانشگاهها ، شورای عالی شهرسازی ، شورای عالی آثار باستانی و ابنیه تاریخی ، شورای عالی ارزشیابی ( وزارت علوم ) ، شورای ایکوموس و نیز در کمیسیون ها و کمیته های متعدد شرکت داشته است . عضو هیات امنای مدرسه عالی ساختمان و موسسات آموزشی فرح بوده و میباشد . فعالیتهای مفصلی در امر معماری کشور داشته است که به ترتیب زمانی شرح داده شده است .
او در سمینارها و سخنرانیهای متعدد در نقاط مختلف ایران شرکت داشته است در شهرهای پاریس ، آکسفورد ، شیکاگو ، لوس آنجلس ، روم ، پالرم ، صوفیه ، آتن ، مسکو و دهلی نو در باب هنر و معماری سخنرانی نموده است .
با اخذ نشانهای درجه 3 همایون درجه 1 آبادانی نشان هنر و نشان سپاس مکارخانه کانادا درای- جاده مخصوص کرجفتخر شده است . در نقاط مختلف جهان آثار نقاشی او به نمایش گذاشته شده است .
از جمله در تهران چند بار به صورت انفرادی و جمعی ، در آمریکا در دانشگاه سانتا باربارا به صورت انفرادی در دانشگاه ماساچوست به اتفاق پیکاسو وسالوادور دالی و در پاریس به صورت انفرادی کارهای نقاشی او هم اکنون در کلکسیون های شخصی علیاحضرت شهبانوی ایران و جمعی از هنر دوستان ایرانی و در فرانسه و در آمریکا در بعضی کلکسیونهای شخصی و در چهار دانشگاه مهم آمریکا در کلکسیون دانشکده مربوطه نگهداری می شود : دانشکده هاروارد ، دانشکده ام آی تی ، واشینگتن یونیور سیتی و برکلی .
در اغلب روزنامه های داخلی و خارجی مقالات و عقاید او در باب معماری و هنر به چاپ رسیده است و در مورد کارهایش بحث شده است .
کتابی تحت عنوان نگاهی به ایران در پاریس مشتمل بر یک قسمت از طرحهای سیحون چاپ شده ( 1973)
گفتاری از مهندس کامران دیبا
گفتاری از مهندس کامران دیبا( مدیر وقت موزه هنرهای معاصر) در مقدمه کتاب مجموعه آ ثار هوشنگ سیحون – از انتشارات موزه هنرهای معاصر
در غرب معماران و هنرمندان به صورت برگزیدگان و قهرمانان فرهنگی مورد ستایش و احترام هستند و افراد مستعد و کاردان در زمان حیات شناخته و تشویق می شوند . در تاریخ هنر ایران صرف نظر از شعرا که همیشه به نام شناخته شده اند ، دیگر هنرمندان از جمله معماران ، ناشناس و گمنامند .
تعجب است که در چنین شرایطی معماری در ایران گذشته رونق داشته و تا حد اعلای خود گسترش و توسعه یافته است . و یا شاید معماران مساجد بزرگ ارج خود را در آخرت یا معنویت اسلام جستجو می کردند .
در ایران مدرن بعد از تحول صنعتی و اجتماعی - ارزشهای مادی غربی به سرعت در فرهنگ ما نفوذ کرده و افراد به علت عدم تحصیل شهرت و شناخت اجتماعی از ایده آلهای خود دلخسته و منصرف می شوند . در چنین شرایطی معماران به تدریج برای کسب مقام و قدرت از حرفه خود به صورت یک وسیله استفاده نموده و در انتها به سیاست و تجارت می پردازند .قلیل بودن معماران برگزیده معاصر ، خود معلول این علت است .
بدون شک هوشنگ سیحون یکی از برگزیدگان معماری معاصر ایرانی است . او علاوه بر فعالیت مداوم در معماری سالهای زیادی را هم به تعلیم و تربیت معماران جوان پرداخته است . موزه امیدوار است که این نمایش آغازی برای شناخت معماران معاصر ایران باشد .
د
بناهای یادمانی هوشنگ سیحون - قسمت دوم - مجله معمار شماره 28
آرامگاه بوعلی سینا در همدان
طرح ساخت آرامگاه بوعلی سینا به مناسبت هزارمین سال تولد بوعلی(1330) از اولین کارهای دوره دوم فعالیت انجمن آثار ملی بود.
هیئت موسسان انجمن آثار ملی در سال 1334 با پیش فرض برتری تلفیق معماری قدیم و جدید یک مسابقه معماری بین معماران آن دوره ترتیب داد که با نظر مساعد گدار و فروغی طرح هوشنگ سیحون به عنوان بهترین طرح برگزیده شد.جایزه بهترین طرح اجرای ساختمان بود.بعد از تصویب نهایی در سال 1326 انجمن آثار ملی تصمیم به ساخت مقبره ابن سینا گرفت.به گزارش انجمن آثار ملی سیحون در آن زمان برای تکمیل آرامگاه بوعلی سینا -همدانتحصیلات خود در پاریس به سر میبرد و پس از آگاهی از تصمیم انجمن در خرداد ماه 1327 طرح نهایی را که در اصل به عنوان پایان نامه خود در پاریس ارائه کرده بود به انجمن فرستاد.
در سال 1328 قرارداد ساخت مقبره به پیمانکار – شرکت ابتهاج و شرکاء – واگذار شد.مهمترین امتیاز این شرکت استخدام مهندس پولاک اهل کشور چک اسلواکی برای محاسبه و نظارت بر اجراء بود.ساخت مقبره از خرداد همان سال رسما شروع شد.
محمد تقی مصطفوی درباره ایده اصلی مقبره می نویسد :"اختلاف عمده که برج آرامگاه بوعلی سینا با گنبد قابوس دارد دو چیز دارد : یکی اینکه به مناسبت موقعیت و محدود بودن فضای آرامگاه بوعلی و همچنین توجه به میزان مخارجی که پیش بینی میگشت ابعاد برج آرامگاه بوعلی نصف ابعاد گنبد قابوس در نظر گرفته شده است و در ابتدای امر چنین تصمیمی نگرفته بودند لکن محذوراتی ... انجمن آثار ملی را وادار نمود که از آقای مهندس سیحون طراح و ناظر آرامگاه بخواهد که ابعاد ساختمان را به نصف تقلیل دهد.اختلاف عمده دیگر اینست که فاصله بین ترک های آرامگاه بوعلی سینا باز و گشاده است در صورتی که بنای گنبد قابوس از بنیاد تا (بالا جزء) در ورودی و روزنه کوچکی در پایین گنبد هیچگونه منفذی به خارج ندارد و به سبک زمان دوران آن چون دخمه تاریک و فاقد روشنایی است و این ابتکار یعنی باز گذاردن فواصل ترکها در برج آرامگاه بوعلی علاوه بر آنکه با وضع اقلیمی همدان و باد های شدید آن سرزمین بسیار عمل به مورد و مستحسن به شمار میرود, اصولا بنای مزبور را به صورتی بسیار جالب و مطبوع در آورده آن را بس زیباتر و پسندیده تر از آنچه تصور میرفت ساخته است ... ."
سیحون در مورد ایده اصلی طرح چنین مینویسد:
اولین بنای یادبودی که با طرح اینجانب برپا شد بنای یادبود و آرامگاه واقع در همدان است که 50 سال پیش ساخته شده است .این بنا برای مراسم هزاره بوعلی به وجود آمد که توسط((انجمن آثار ملی )) سرپرستی می شد.تمام عوامل بنا از اشکال هندسی و نمادین فراوان تشکیل شده و هرکدام مفهوم خاص خود را دارند .مربع پایه و اساس این بنا است.خود آرامگاه در وسط تالاری مربع شکل قرارگرفته که پله مدور و پایه های دوازده گانه برج یادبود بدور دایره پله مزار را احاطه کرده اند .شکل بنا از خارج دارای دو قسمت است یکی قسمت زیرین که در بر گیرنده ورودی- مقبره- کتابخانه- تالار اجتماعات- و پذیرایی است و دیگر قسمت بالا که برج یادبود بنا است در میان باغی در اطراف آن قسمت زیرین بنا از طرف ورودی دارای ایوانی است که با ده ستون که هر ستون علامت یک قرن است و ده قرن اشاره به هزاره بوعلی است .از طرف دیگر بوعلی دانشمندی است بلند پایه با دانشهای متعدد فلسفه حکمت پزشکی موسیقی کیمیا وغیره که بعضی او را متفکر دوازده دانش دانسته اند.
ستون بندی و دیوار پر در قسمت زیرین نمای اصلی اشاره ای است به معماری یونان قدیم و برج دوازده ترک در بالا از طرفی اشاره به بنای همزمان بوعلی یعنی گنبد قابوس است و از طرف دیگر دانش های دوازده گانه بوعلی را تداعی میکند.همچنین فلسفه ایران را بر پر پایه فلسفه یونان نشان می دهد.این ایوان 10 ستونی و برج بتنی باز مجموعا در نما در داخل یک مربع بزرگ با ضلع 5/28 متر جا گرفته که البته خود مربع دیده نمی شود ولی ضلع افقی آن کف ایوان و ضلع عمودی از کف زمین تا راس برج است و نماد انسان ایستاده با دستهای گشاده را که خود بوعلی است تداعی میکند .یعنی انسانی در راه کمال و کمال دانش .همچنین از مشتقات این مربع خطوط مهم نماد در منتهی الیه به دست میآید .با دقت به جزییات این بنا به توجه می شود که شکل مربع چه در نقشه و چه در نما به صورت مختلف به کار رفته است . از جمله در قسمت ورودی پنجره ها ی کتابخانه و سالن اجتماع هرکدام دارای سه قسمت مربعی شکل هستند که باز هم با شبکه های سنگی مربع به اجزای کوچکتر تقسیم شده اند سقف ایوان در فاصله ستونها دارای فرو رفتگی مربع شکل است.چراغها از اجزای مربع ساخته شده است .تالار آرامگاه نقشه مربع دارد .خود سنگ مزار در داخل یک مربع مرمری جا گرفته در بالا مصطبه برج یادبود مربعی شکل است .استل برتری(مکعب چهارگوش) وسط آن مربع است و اقطارش در قسمت پوشش چهار مثلث به وجود آورده اند که راس آنها بالاترین نقطه ((استل)) است.درهای ورودی با جزییات بزرگ و کوچک مربع ساخته شده اند .به طور کلی بیش از 500 مربع با ابعاد و موقعیتهای مختلف در این بنا گنجیده شده که قبلا به خواص هندسی و نمادین آن اشاره کردیم .طراحی که در سطح پایین یعنی همکف و چه در سطح بالا که تماما خاکریز شده بر اساس باغ ایرانی با سنگ آب یک پارچه از سنگ خارا و چشمه سارهای مخصوص انجام گرفته است .ساختمان تماما از سنگ خارای همدان و برج یادبود و پوشش ها تماما از بتن مسلح نمایان ساخته شده است .
مساحت اراضی محوطه مقبره حدود هفت هزار متر مربع است .طول بنای آرامگاه 64 متر و رو به خیابان بوعلی است و نمای آن از سنگ خارا پوشیده شده است .سطح حیاط با سه پله سراسری به ایوان متصل است .ایوان به طول 30 متر و عرض 3 متر در شرق ساختمان قرار دارد.10 ستون به ارتفاع 1/4 متر به صورت کم و بیش مخروطی (قطر پایین ستونها 95 سانتی متر و در بالا 75 سانتی متر ) ساخته شده است.نمای کلی ایوان یادآور معابد باستانی است و تمثیل عدد 10 برای هزاره ابن سینا طراحی شده است.ایوان با دری به ارتفاع 24/3 متر و عرض 9/1 متر به سرسرای آرامگاه متصل است.طول سرسرا 8/8 متر و عرض آن 3/6 متر به ارتفاع 19/4 متر طراحی شده است.در طرف راست و چپ سرسرا سنگ آرامگاه بوعلی سینا -همدانقبر قدیم ابوعلی سینا و ابوسعید دخدوک بر روی پایه هایی از سنگ خارا قرار دارد .
محوطه اصلی مقبره چهارگوش و هر ضلع آن 5/11 متر ومساحت آن 5/132 مترمربع است.دوازده پایه برج آرامگاه در این محوطه چهار گوش قرار دارد و قبر ابن سینا در میان پایه های برج محصور است .در دو طرف سرسرا دو تالار قرار دارد یکی در جنوب که تالار سخنرانی و اجتماعات است .و یکی در شمال که کتابخانه آرامگاه است.طول تالار کتابخانه 45/9 متر وعرض آن 75/5 متر است و بر دیوار شرقی آن سه پنجره به طول و عرض 88/1 متر طراحی و تعبیه شده است.در سمت غرب تالار کتابخانه مخزن کتاب به طول 45/9 متر و عرض 15/2 متر طراحی شده است.در قسمت جنوب شرقی ساختمان پلکانی تعبیه شده است که رو به جنوب بالا می رود و پس از رسیدن به یک پاگرد رو به شمال یعنی در جهت مخالف پلکان اول بالا می رود و به محوطه بالای آرامگاه می رسد .این پلکان 32 پله دارد.
همچنین دو پلکان در سمت جنوب ساختمان و انتهای جبهه اصلی بنا قرار گرفته که هر کدام 34 پله دارد .این سه پلکان به سطح فوقانی ساختمان منتهی می شود .سطح فوقانی ساختمان به مساحت 1480 متر مربع با دیوارهایی به ارتفاع 85 سانتی متر و قطر 75 سانتی متر محصور و محدود شده است .برج دوازده ترک آرامگاه 23 متر از روی سقف مقبره و 5/28 متر از کف بنا ارتفاع دارد.
در وسط برج صندوق چهار گوش مفرغی که نشانه و علامت بالای مرقد است بر کف فوقانی آرامگاه نصب شده است .طول هر ضلع قسمت پایین این صندوق 12/1 متر و طول هر ضلع قسمت بالای آن 1 متر و ارتفاع آن 37 سانتی متر است.بر چهار بدنه آن کتیبه ای عربی به خط ثلث برجسته بسیار شیوا نوشته شده است که درباره مرگ آدمی از نظر ابن سیناست .کتیبه بالا و سایر کتیبه های آرامگاه به خط ثلث آقای احمد نجفی زنجانی نوشته شده است .
در سمت راست سرسرای مقبره لوح مرمری به خط نستعلیق نصب شده که سال اتمام ساختمان را 1370 قمری و 1330 شمسی ذکر کرده است.
پس از سال 1349 شهرداری همدان با واگذار کردن چند قطعه زمین به آرامگاه و طراحی باغچه ها میدانگاهی با فضای سبز به وجود آورد.در سال 1350 ساختمانهای جدیدی در جنوب آرامگاه شامل دو اتاق برای دفتر- گلخانه- اتاق فروش بلیت- انبار- مهمانسرا(دو اتاق با سرویس بهداشتی) با نمای سنگ گرانیت به مجموعه اضافه شد.
آرامگاه نادرشاه در طوس
در ادامه ساخت و سازهای انجمن آثار ملی طرح مقبره نادر شاه در اسفند ماه 1333 به مسابقه گذارده شد.در مرداد ماه 1334 طرح هوشنگ سیحون برنده مسابقه اعلام شد.طرح هوشنگ سیحون در جلسه آبان 1334 شورای هنرهای زیبای دانشگاه تهران به سرپرستی محسن فروغی تایید و برای ساخت به انجمن آثار ملی معرفی گردید.همزمان با ساخت مقبره طرح مجسمه نادر شاه به استاد ابوالحسن صدیقی سفارش داده شد .طبق گزارش انجمن آثار ملی صدیقی موظف شد مجسمه نادر شاه سوار بر اسب را در محل مشخص شده در طرح هوشنگ سیحون نصب کند.
انجمن آثار ملی بعد از بررسی مناقصه شرکتهای پیمانکار ی در مهر 1335 عملیات ساختمانی بنای آرامگاه نادر و عمارت فرعی و محوطه سازی آن را به شرکت ساختمانی کا.ژ.ت واگذار کرد.
بنای آرامگاه از قسمت مرکزی یعنی محل تدفین نادر شاه و دو تالار موزه به نام موزه اسلحه دوره های مختلف تاریخ ایران و دیگری موزه اسلحه و آثار مربوط به دوران نادر شاه تشکیل شده است.
سیحون در مورد ایده اصلی طرح مقبره نادر می نویسد : رامگاه نادرشاه – مشهد
"بنای یادبود دیگر ساختمان آرامگاه نادر شاه است در مشهد شامل تالار مقبره دو موزه یکی برای جنگ افزار زمان نادر و یکی جهت اسلحه زمان قبل از نادر و برج مرتفعی برای برپا کردن مجموعه مجسمه نادر سوار بر اسب و قزلباشها که اشاره به سپاهیان نادر است.این ساختمان بر اساس دو شکل اصلی هندسی یعنی مربع و مثلث طراحی شده است و طرح راهنما مبنای آنرا تشکیل می دهد که 42 سال پیش در مشهد و کلا از سنگ خارا ی مشهد با قطعات بزرگ اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه به وجود آمده است.
تالار آرامگاه به شکل مربع از دو دیوار قرمز رنگ سنگی بسته و دو قسمت ستون بندی باز تشکیل شده است که سنگ مزار نادر در گوشه این مربع در پناه دو دیوار جا دارد و به طرف بیرون نگاه میکند .این زاویه و پناه و باز بودن تالار حالت صحنه جنگ و دفاع و حمله را تداعی می کند .رنگ قرمز دو دیوار به مفهوم جنگ است و برجستگیهای با ابعاد متفاوت سنگی که از دو دیوار بیرون آمده اند نبردهای مختلف نادر را نشان میدهد. ستونهای اطراف تالار از نقشه مربعهای قاعده و بالای ستون به ترتیبی که 45 درجه نسبت به هم چرخش دارند طرح شده که در نتیجه 8 مثلث با چهار قاعده در بالا و چهار قاعده در پایین نشانه ای از کلاه نادر است .شانزده عدد آنها به ارتفاع 26/2 متر و دو تای دیگر به ارتفاع متجاوز از 4 متر یک پارچه کارگران در حال آماده سازی سنگهای مقبره نادراز سنگ خارا تراشیده شده اند .در قسمت نمای ورودی طرف چپ یک بدنه موزه بزرگ است و سمت راست پایه برج مانند مجسمه ها قرار دارد که یک قرنیز سنگی عظیم ضمن پوشش ورودی اصلی این دو را به هم وصل می کند برج پایه و مجموعه مجسمه با هم طرح شدهاند به ترتیبی که حالت دینامیک و حمله و یورش را مجسم می کنند و نیز نامبرده از طرف برج مجسمه به طرف موزه حرکت صعودی دارد که همچنین به تبعیت از مجموعه برج و مجسمه ها حالت دینامیک و جهشی جنگ را تداعی می کند.
ابتکار این قرنیز دراین است که در پوشش مابین دو ستون تکنیک ساده شده و مدرن طاقهای روی قدیم به کار رفته است .بدین معنی که آجر یا سنگ کلیدی یا تاج که بالای قوس تعبیه می شد و فشارهای طاق از اطراف آن به دو طرف یعنی پایه ها منتقل می شدند به یک قطعه سنگ مثلثی و بقیه به دو قطعه سنگ در طرفین خلاصه شده اند و طاق قوسی تبدیل به طاق مستقیم و تراز شده است .مثلث های کلیدی تمامی متساوی الاضلاع و بقیه نیز مثلث های قائم الزاویه هستند که در بالا به صورت مورب برش خورده اند همین طرز کار عینا در داخل تالار آرامگاه نیز عمل شده است.همچنین در نمای حد فاصل بین مجسمه و موزه کوچک مجموعه بنا طوری ساخته شده که به خصوص درنمای اصلی برجستگی نباشد یعنی ابزار کاری ها و تراش سنگها تماما از داخل باشد و این به منظور ایجاد قدرت تجسمی و تصویری بیشتر است .فقط در قسمت موزه کوچک 3 ناودان عظیم سنگی از متن بیرون آورده اند که بیشتر جنبه زیبایی دارند.
بنا کلا روی سکویی ]که[ از کف زمین در حدود دو متر بالاتر است قرار گرفته است .در نمای ورودی به طرف چپ نزدیک موزه بزرگ روی تراس یک حوضچه با سنگ آب یکپارچه از خارا ساخته شده است .سنگ آب از بالا شکل یک مثلث متساوی الاضلاع را دارد و از نماهای جانب شش مثلث بزرگ و کوچک یک در میان حجم آنرا بوجودآورده اند.
پوشش بنا تماما از بتن مسلح نمایا ن انجام شده است .در تالار آرامگاه یک پوشش مربع شکل بزرگ با تراشهای مثلثی از داخل و بیرون و مرتفعتر از قسمتهای دیگر طوری ساخته شده که چهار مثلث بزرگ مشرف به ستون های هشت گانه داخل تالار با نقش هندسی مخصوص از سنگ مرمر نازک یزد نور زرد رنگ ملایمی به داخل آرامگاه پخش می کنند .درهای فلزی داخل برای موزه ها و فضای زیر برج و همچنین نرده های دور تا دور باغ شکل تبرزین نادر را تداعی می کنند.
برای طراحی باغ نیز از اشکال مربع و مثلث استفاده شده .آبریزها و حوضها و جویبارها همه بر پایه باغ ایرانی طرح شده.در یک گوشه باغ بناهای فرعی برای تالارهای اجتماع و کتابخانه و سرویس و گلخانه در نظر گرفته شده که در حال هماهنگی با خود بنای آرامگاه میباشد.مجموعه مجسمه ها توسط آقای ابوالحسن صدیقی در رم ساخته و برنز ریخته شده اند.
مساحت کلی آرامگاه و باغ حدود 14 هزار متر مربع است.باغ از چهار طرف به چهار خیابان متصل است و دیواری با سنگ گرانیت و با تلفیق نرده های آهنی به نقش تبرزین دور مقبره کشیده شده است.
بنای اصلی آرامگاه به مساحت 12 هزار متر مربع سه ایوان شرقی جنوبی و غربی متصل به یکدیگر و سه راهرو و پله دارد .اصل بنا چهار قسمت دارد :تالاری به طول و عرض 5/15 در 4/8 متر که هفت پنجره بزرگ به طرف جنوب دارد .فضای اصلی مقبره 15 در 15 متر و دو طرف آن به عرض تقریبی 4 متر و ارتفاع 5/2 متر است.16 ستون یکپارچه سنگی به ارتفاع 26/2 متر در اطراف مقبره قرار دارد .سقف مقبره بیش از 6 متر ارتفاع دارد .قبر نادر در گوشه آن قرار گرفته و دیوار اطراف مقبره ا ز مرمر قرمز رنگ ساخته شده است .
قسمت سوم برجی است که در زاویه شمال شرقی بنای اصلی قرار گرفته و با دو ستون سنگی یکپارچه به ارتفاع 09/4 متر به بنای اصلی اتصال دارد .ارتفاع برج 5/12 متر و طول و عرض پایین آن 5/9 در 5/5 متر و بالای آن به طول و عرض متوسط 8/4 متر است.
به گزارش انجمن آثار ملی در آبان 1335 استاد ابوالحسن صدیقی تعهد کرد مجسمه گچی نادر را آماده کند و برای ساخت مجسمه برنزی به ایتالیا بفرستد تا موسسه ایتالیایی BRUNI در رم ساخت مجسمه برنزی را به انجام رساند.
آرامگاه خیام در نیشابور
در مرداد 1335 انجمن آثار ملی در نامه ای به مهندس سیحون نوشت که وضع بنای موجود آرامگاه خیام متناسب با شخصیت علمی و هنری خیام نیست و انجمن در نظر دارد در این مورد اقداماتی به عمل آورد .از سیحون خواسته شد طرح و نقشه جدیدی متناسب با شخصیت خیام طراحی کند.سیحون و حسین جودت (ناظر ساخت و سازهای انجمن ) پس از بازدید از مکان در نامه ای به انجمن چنین گزارش دادند :
"... راجع به مقبره خیام به طوریکه ملاحظه فرموده اند محل آن فعلا چسبیده به بقعه امام زاده محروق می باشد و هرگونه عملی در این محل نمی تواند استقلال و برجستگی به مقبره خیام بدهد و لازم است که محل جدیدی در همان محوطه در نظر گرفته شود .با مطالعاتی که در این قسمت به عمل آمد محل آرامگاه تعیین گردید و کروکی لازم نیز متناسب با محل جدید تهیه گردید تا در صورتیکه مورد موافقت باشد نقشه های تکمیلی و صورت برآورد هزینه آن تقدیم گردد."
محل جدید آرامگاه انتخابی سیحون در ((گوشه شمالی باغ)) مورد تایید انجمن قرار گرفت و در پی آن طرح پیشنهادی سیحون در 1337 به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فرستاده شد.مهندس محسن فروغی رئیس دانشکده هنرهای زیبا در نامه ای به انجمن چنین گزارش داد :
"طرحی که توسط آقای مهندس هوشنگ سیحون استاد این دانشکده برای آرامگاه حکیم عمر خیام تهیه شده است و(( ماکت های)) مربوط به آن مورد دقت قرار گرفت و از طرف آقای سیحون درباره آن توضیحات کافی داده شد .با توجه به این نکته که در تهیه طرح مزبور از سبک معماری ایرانی حداکثر استفاده به عمل آمده این نقشه چه از لحاظ اصول فن معماری و چه از نظر سبک برای آرامگاه حکیم بزرگ ایران کاملا متناسب است."
بعد از گزارش فروغی به انجمن سیحون در اسفند 1337 متعهد شد نقشه های قطعی و نقشه های اجزای کار را شامل مقبره اصلی - سکو بندی اطراف و آبنماها و بناهای تابعه آن وهمچنین نظارت کار را هرچه زودتر برای ساخت مقبره به انجمن تحویل دهد.
سیحون مشخصات فنی بنا را چنین توضیح می دهد :"استخوان بندی بنا فلزی و دارای روکش آلومینیوم خواهد بود در قسمت سقف نوعی شیشه های ضخیم الوان و در متن قسمت بدنه با کاشی پشت و رو تزیین خواهد شد.زیر سازی بنا با بتون و کرسی و پله ها با سنگ گرانیت و بدنه دیوار مجاور آبنماها با سنگ تراورتن و سنگ روی قبر از سنگ سیاه مشهد خواهد بود."
شرکت ساختمانی کا.ژ.ت در 1337 به انجمن اطلاع داد حاضر است مسئولیت ساخت کار را با در نظر گرفتن نظریات سیحون به عهده گیرد و ساختمان آرامگاه خیام را بدون عیب و نقص به اجرا در آورد.
سیحون و حسین جودت نیز اعلام کردند :
"طرح اولیه ساختمان آرامگاه خیام با استخوان بندی فلزی تهیه گردید و در نظر بود که روکار آن با آلومینیوم پوشیده شود پس از مراجعه به اهل فن معلوم شد که روکش آلومینیوم بر فلز آثار نامطلوبی از لحاظ ترکیبات شیمیایی دارد .از این رو تصمیم گرفته شد که کار با بتن ظریف اجرا گردد و ارتفاع آرامگاه نیز از 12 متر به 22متر ترقی داده شود تا عظمت بیشتری پیدا کند."
آنها متذکر شدند :
"ارجاع کار به یک شرکت پیمانکار خارجی جهت ساخت مقبره مستلزم تحمل هزینه زیاد است و از طرفی شرکت ساختمانی کا.ژ.ت تعهد نموده که در صورت نیاز متخصصین خارجی را جهت نظارت و اجرای درست کار استخدام نماید و از طرفی به اثبات رسیدن شایستگی شرکت کا.ژ.ت در ساخت مقبره نادرشاه بر همگان آشکار شده است و شایسته است که ساخت مقبره خیام نیز به شرکت مزبور داده شود ."
آنها در ادامه کار افزودند که :
"اندک بی توجهی در این کار ممکن است نظیر آرامگا ه فردوسی (طرح کریم طاهر زاده بهزاد ) موجب تاثر و پشیمانی گردد."
در 1338 ساخت آرامگاه شروع شد و دراین سال قسمتهای عمده کار از جمله گود برداری بتن ریزی پیهای بنا و طرح محوطه به اجرا در آمد.در سال 1341 پس از سه سال کار مداوم کار ساختمان آرامگاه به پایا ن رسید.
مقبره خیام از لحاظ معماری و ساخت یکی از مهم ترین ساختمانهای ساخته شده در زمان خود است.
ارتفاع مقبره 22 متر است و استخوان بندی اصلی آن فلزی محاط در پوشش بتنی است.شکل بنا در پایین تقسیم بندی ده گانه دارد و فاصله پایه ها 5 متر است.اضلاع بنا مستقیما به سمت بالا ادامه یافته و به صورت اشکال هندسی منظم تورفتگی پیدا میکنند و بعد به صورت تقریبا مخروطی شکل به هم رسیده شبه گنبدی را در بالا به وجود می آورند که قسمت عمده آن مشبک وتو خالی و یادآور ستاره ای است که نماد شخصیت علمی و ستاره شناسی خیام تلقی می شود.
سطح ÷ر داخل و خارج مقبره با کاشیهای معرق و اشعار خیام مزین شده است.روکار بنا معرق کاری سنگی استو با قطعات نازک سنگهای محکم و شفاف ساخته شده است.در کنار آرامگاه هفت خیمه سنگی بسیار زیبا وجود دارد که در زیر هرکدام یک حوض آب با کاشی فیروزه ای رنگ ساخته شده است.
سیحون در مورد ایده اصلی کار می نویسد :
"بنای یادبود دیگر مربوط به خیام است در نیشابور که تقریبا مقارن بنای قبلی با یکی دو سال فاصله دیر تر ساخته شده است.
محل بنا در باغ بزرگی در خارج شهر نیشابور و با فاصله نزدیک به دو کیلو متر از جاده مشهد – نیشابور واقع است . تقریبا با همین فاصله به طرف غرب با غ دیگری آرامگاه شیخ عطار را در برمیگرد. باغ اول به باغ امامزاده محروق معروف است به ترتیبی که در محور اصلی باغ ساختمان قدیمی امام زاده محروق جا دارد .مزار خیام درست در گوشه شمالشرقی این بنا قرار داشت .به طوریکه در زمان سلطنت رضاشاه در مراسم فردوسی با عجله این مقبره را به شکل یک میله سنگی بی اهمیت تعمیر و آماده کردند که در موقع بازدید مستشرقین قابل عرضه کردن باشد.در سی و چند سال پیش که انجمن آثار ملی تصمیم گرفت بنای مناسبی برای خیام ایجاد کند طرح آنرا به عهده اینجانب گذاشتند.
چون در جوار امامزاده امکان ایجاد ساختمان قابل توجهی نبود ناچار محور دیگری عرضی در باغ به وجود آوردم که عمود بر محور اصلی است و ورودی بنای خیام از همین محور در نظر گرفته شد. به خصوص که این محور در جهت باغ عطار نیز بود.یعنی از همین ورودی جاده دیگری کشیده شد که باغ امامزاده و خیام را به باغ عطار ارتباط می داد.
حال می پردازیم به شرح بنای یادبود خیام.در چهار مقاله نظامی عروضی آمده است :شنیده بودم که خیام گفته بود)): گور من در موضعی باشد که هر بهاری شمال بر من گل افشانی کند .))
بنابراین بنای یادبود و آرامگاه باید طور ی ساخته می شد که باز باشد و این خواسته خیام انجام شود. در منتهی الیه محور نامبرده که فاصله نسبتا قابل توجهی با امام زاده محروق داشت در میان درختان کاج تنومند و زرد آلو محل مناسب بنا در نظر گرفته شد در اینجا اختلاف سطحی در حدود 3 متر وجود داشت که از همین وضعیت استفاده شد و مجموعه بنا شامل یک برج و چشمه سارهای اطراف آن به دور یک دایره بزرگ طراحی شد به طوریکه برج هم کف زمین و چشمه سارها در اختلاف سطح قرار گیرند.
خیام در واقع سه شخصیت دارد :ریاضی دان است- منجم و شاعر که باید هر سه شخصیت در بنا نشان داده می شد .
دایره کف به ده قسمت تقسیم شد به طوری که برج یادبود بر 10 پایه مستقر باشد. عدد 10 اولین عدد دو رقمی ریاضی است و پایه اصلی بسیاری از اعداد است.
از هر یک از پایه ها دو تیغه مورب به طرف بالا حرکت می کند به ترتیبی که با تقاطع این تیغه ها حجم کلی برج در فضا ساخته می شود و چون تیغه ها مورب اند خطوط افقی آنها باید ناظر به محور عمودی برج باشد .پس تیغه ها به صورت مارپیچ شکل به طرف بالا حرکت می کنند تا با هم تلاقی کنند و از طرف دیگر سر در بیاورند که خود یک شکل پیچیده ریاضی و هندسی است. این شکل با عدد 10 هر دو سمبل دانش ریاضی خیام است.بر خورد تیغه ها با یکدیگر فضاهای پر و خالی و به خصوص در بالا ستاره های درهمی را به وجود می آورند که از لابلای آنها آسمان آبی نیشابور پیدا است و به تدریج به طرف نوک گنبد ستاره ها کوچکتر می شوند تا درآخر یک ستاره پنج پر آنها را کامل میکند.این ستاره ها و آسمان اشاره به شخصیت نجومی خیام دارد .
و اما برخورد تیغه ها با هم ده لوزی بزرگ می سازند که باید با کاشی کاری پر شوند. بهترین تزیین خود رباعیات خیام بود که به صورت خط شکسته و در هم به روش(( سیاه مشق)) های خطاطان بزرگی مانند میر عماد و بعضی استادان شکسته نویس با کاشی به صورت نقوش انتزاعی سرتاسر لوزی ها را پر کند .به تقاضای(( انجمن آثار ملی)) شادروان استاد جلال همایی بیست رب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هوشنگ سیحون | معماران ایرانی
به راستی جهد در جمع آوری معماران ایرانی که در معماری ایران موثر بوده اند ناقص خواهد ماند اگر چیزی راجع به هوشنگ سیحون ننویسیم .هوشنگ سیحون به حق نیمی از معماری و نقاشی دوره پهلوی است چون او در زمینه معماری و نقاشی در دوره پهلوی هم ساخته و هم پرداخته و هم تر بیت کرده به راستی آسمان تاریخ فرهنگ و هنر ایران دگر همچون سیحون را بر تارک خود نخواهد دید .سیحونی که تک مضرابهای خوش معماری مدرن ایران را زده است . معماری مدرنی که با شکوه وبا رویایی وصف ناپزیر شروع شد ولی در ادامه راه از شکوه. جلال .حشمت. معرفت و شعور دور شد و به ....رفت.
هوشنگ سیحون معمار ی صاحب سبک با خطوطی دراماتیک و استوره ای در معماری مدرن ایران است هر گز نمی توان خطوط دراماتیک او را در طراح آرامگاهای: ابو علی سینا و با با طاهر در همدان و حکیم عمر خیام و کمال الملک را در نیشابور را از یاد برد .و نمی توان از آن خطوط استوره ای در آرامگاه نادر شاه افشار و فردوسی پاکزاد در مشهد یاد نکرد.
او را می توان در زمره معماران پیشروی معماری مدرن ایران دانست که توانستند که به بیانی نوین از تلفیق معماری سنتی و مدرن ایران دست یابند و آثاری به یاد ماندنی برجای بگذارند.
سیحون در سال 1299شمسی در خانوادهای هنر مند در تهران متولد شد . و در سال 1319 در رشته معماری دانشکده هنرهای زیبای تهران که در ان سال بوسیله عده ای از معماران و باستان شناسان فرانسوی و عدهای از شاگردان کمال الملک.تازه تاسیس شده بودثبت نام کرد و مشغول به تحصیل معماری شد.(شایان ذکر است دانشگاه نخبگان ایران .دانشگاه تهران توسط یک معمار فرانسوی طراحی شده و در به وجود آمدن خوشنام ترین وبا سابقه ترین کانون علمی ایران .ایرانی نقش چندانی نداشته.) و در سال 1323سیحون جوان با نمره عالی از دانشکده معماری دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد.
فارغالتحصیلی سیحون مصادف بود با پایان جنگ جهانی دوم که به گفته خودش، این مقطع تاریخی از چندین جهت یکی از مقاطع سرنوشتساز زندگی او به شمار میرود: اول از این جهت که چون ایران به عنوان پل ارتباطی برای حمل تسلیحات متفقین از خلیج فارس به روسیه، نقش مهمی در پیروزی متفقین داشت، متفقین پس از پایان جنگ ایران را به عنوان پل پیروزی معرفی و نشان افتخارآمیزی به دولت و راهآهن ایران اعطا کردند. راهآهن ایران نیز به مناسبت این افتخار بزرگ تصمیم گرفت در ایستگاه تهران ساختمانی بسازد که طراحی آن را به مسابقه گذاشت و طرح سیحون جوان برنده و در نهایت با تغییراتی، بر خلاف نظر او، ساخته شد. دوم اینکه انجمن آثار ملی که سالهای جنگ را بصورت مخفی گذرانده بود، با پایان جنگ فعالیت مجدد خود را شروع کرد و به مناسبت جشن هزاره بوعلی سینا تصمیم به ساخت آرامگاهی برای او در همدان گرفت که طراحی این آرامگاه به مسابقه گذاشته شد و سیحون در عنفوان جوانی موفق شد تا در این مسابقه هم برنده شود.و بعد از این
مسابقه بود که هوشنگ سیحون . شاگرد اول دانشکده هنرهای زیبا .با معرفی ریس وقت دانشکده –آندره گدار- او بعنوان بورسیه به کشور فرانسه رفت.سیحون جوان مدت 4سال در فرانسه درس خواند و همزمان با شروع ساخت مقبره بوعلی سینا به وطن بازگشت و در سمت دانشیار دانشكده هنرهای زیبای تهران و 5 سال بعد به عنوان استاد معماری مشغول تدریس شد. همزمان با تدریس در دانشكده، دفتر كار خود را در سال 1328 تاسیس كرد و در سال 1314 به عنوان سومین رییس دانشكده هنرهای زیبای تهران انتخاب شد. از همین سال فعالیتهای زیادی در دانشكده هنرهای زیبا و از جمله تاسیس سه رشته شهرسازی، تئاتر و موسیقی انجام داد.
و هوشنگ سیحون در سال 1980ایران را به قصد غزیمت در ونکور کانادا ترک کرد. و تا به امروز ما نتوانستیم از وجود و حضور بزرگ مردی همچون او بهره مند شویم . او در سمینارهای زیادی در اقصی نقاط ایران و جهان شرکت کرده و آثار نقاشی او نیز چه به صورت گروهی و چه بصورت انفرادی به نمایش گذاشته شده.و از سوی کمیته برگزار کننده جشن بزرگ جمعاوری اعانه برای دانشنامه ایرانیکا جایزه ویژه معماری و یک عمر فعالیت فرهنگی و هنری را از آن خود کرده است.
طرحهای او در كتابی به نام نگاهی به ایران در پاریس در سال 1973
مجموعه دستاورد زندگی حرفهای او (معماری - نقاشی) در كتابی به نام هوشنگ سیحون در كانادا در سال 1999 به چاپ رسیده است.
و حال نگاهی به کارنامه هوشنگ سیحون بیندازیم (البته ممکن است بعضی از آئار او را حقیر نتوانسته جمع آوری کند که از یان بابت پوزش می طلبم.خدایش مارا ببخشد.)
سالهای 1328 - 1333
منزل و مطب دكتر فرهاد، منزل آقای بابك، ساختمان پست فشار قوی، ساختمان اداری مركز برق ، منزل سرلشكر فیروز، دفتر هوشنگ سیحون و خوابگاهها و گاراژهای آتشنشانی در تهران و ساخمان آرامگاه بوعلی در همدان.
سالهای 1332 - 1335
منزل آقای شیبان (دروس)، منزل آقای محمدی (تپه امامیه)، منزل آقای مقدم (تپه امامیه)، سازمان نقشهبرداری كل كشور (جاده قدیم كرج)، آرامگاه نادر (مشهد)، كارخانه یخسازی و ریسندگی كورس (جاده شهر ری)، كارخانه كانادادرای (خیابان آزادی)، پرورشگاه كودكان (خیابان ولیعصر)، سینما آسیا (خیابان جمهوری)
سالهای 1335 - 1340
سینما سانترال (تهران)، كارخانه كانادادرای (آبادان)، لابراتوار عبیدی و شركا (جاده قدیم شمیران)، منزل آقای بشارت (الهیه)، منزل آقای فرازیان (زرگنده)،منزل دكتر كاظمی (شمیران)، منزل خانم ابتهاج (زعفرانیه)، مجموعه ویلاهای آقاسیپور (پاسداران)، منزل آقای هدایت (دروس)، مجموعه ویلاهای ایپك چی (حصارك)، كتابخانه مجلس شورای ملی با همكاری محسن فروغی، كیقباد ظفر بختیار و علی صادق، آرامگاه خیام (نیشابور)، آرامگاه كمالالملك (نیشابور)
سالهای 1340 - 1345
تجدید بنای آرامگاه فردوسی (طوس)، بناهای اطراف آرامگاه فردوسی (طوس)
سالهای 1345 - 1350
منزل دولتآبادی (نیاوران)، ساختمان مركزی بانك سپه (تهران)، منزل سیحون (دروس)، مجتمع آموزشی فرح (جاده آرامگاه)، ضلع جدید بیمارستان میثاقیه (تهران)
از سال 1350 به بعد
بازارچه میرچخماق (یزد)، منزل سیحون (در كلكان در راه شمشك)
توضیحی راجع به انجمن آثار ملی:
پس از كودتای سوم اسفند ماه 1299، در سال 1301 گروهی از رجال سیاسی - فرهنگی و علاقهمند به هنر ایران برای حفظ و نگهداری و تعمیر ساخمانهای تاریخی و به پاس حرمت یادگارها و مفاخر فرهگی و هنری ایران گردهم آمده و جمعیتی به نام «انجمن آثار ملی» تشكیل دادند. از اقدامات اولیه انجمن آثار ملی، طرح ساخت مقبره حكیم ابوالقاسم فردوسی بود. كریم طاهرزاده بهزاد طرح آرامگاه فردوسی را پیشنهاد كرد و این طرح در سال 1313 افتتاح شد. به علت ناآشنایی سازندگان به فنون آزمایش خاك، محاسبه نكردن دقیق و بیاطلاعی در وضعیت آبهای زیرزمینی ناحیه طوس، ساختمان از همان نخستین سالها شروع به نشست كرد و پس از 30 سال هوشنگ سیحون با حفظ طرح اولیه و الحاقات جدید بنای جدیدی ساخت.
گفتنی است پس از برگزاری جشن هزاره فردوسی و آغاز جنگ جهانی دوم به علت عدم تامین اعتبار مالی تا سال 1323 انجمن آثار ملی عملا فعالیتی نداشت و در آذر 1323 فعالیت خود را از نو آغاز كرد. دو اقدام اولیه انجمن آثار ملی در دوره دوم فعالیت خود توجه به ساخت آرامگاه بوعلی سینا و آرامگاه سعدی (طرح مشترك محسن فروغی و علی صادق به سال 1328) بود.
نکته:اما متسفانه اگر به تازگی سری به آرامگاه ناجی زبان پارسی سری زده باشید خواهید دید که چقدر میراث فرهنگی کم لطفی و کم توجهی به آرامگاه مردی کرده است که به گفته خودش:
بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
از کجایش برایتان بگویم :
از جاده ای که بیش از 40 سال است که تر میم نشده و مانند جگر زلیخا تکه و پاره است و مایع شرمسا ری .تا آن موزه جدیدی که میراث به تازگی در همین 2 سال اخیر اقدام به بازگشایی ان کرده که متاسفانه موزه ای در تناقض شدید با اطراف و باغ ایرانی .اگر داخل آن شوید بیشتر به یاد زندانهای دوره صفوی می افتید تا جایی که میراث فرهنگی ماندگار ترین مردمان دنیا را نگهداری میکند.ویا از طرح بکر و زیبا یشان مبنی بر کوچک کردن حوض ورودی باغ ایرانی با وجه تسمیه رنج سی ساله فردوسی و تکه کردن آن حوض به 30بخش کوچک. به راستی چرا قواعد باغ بکر و زیبای ایرانی را داریم با دست خودمان خراب می کنیم .قواعدی که در همه باغهای ایرانی من جمله باغ شاهزاده کرمان اثری زیبا و شگرف رعایت شده و اندازه حوض جلوی ساختمان اصلی ثابت بوده است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پروفسور هوشنگ سیحون
هوشنگ سیحون
دراین مجال به معرفی مردی می پردازم که طرح و قلم او حرف می زند با تاریخ.
مرد بناهای ماندگار؛ مردی که گل می افشاند تا طرحی نو در اندازد.
اگر در لابلای عکس های یادگاری از شهر و دیارتان ایران، عکسی از باغ و عمارت حکیم ابوعلی سینا دارید، طرح این مرد بزرگ هم نمایان است، اگر لختی در باغ آرامگاه حکیم عمر خیام و یا در کنار مقبره ی زیبای کمال الملک در
نیشابور مبهوت مانده اید، بی شک خالق آن همه طرح و نقش را نیز یاد کرده اید؛ بله، هوشنگ سیحون به میان ما خواهد آمد، معمار و نقاش عمارت ها و موزه های ماندگار؛ طراح موزه آرامگاه نادرشاه افشار و مقبره ی کلنل محمد تقی خان پسیان سردار آزاده ی خراسان؛ طراح بنای موزه توس و دهها عمارت دیگر.
سیحون، نقش اندازی ست که با ما در دنیای ابعاد، از معانی پر رمز و راز باطن می گوید، به راستی که او، معانی و فلسفه نظری و وجودی بزرگانی که معمار و طراح آرامگاه هر یک از آنان بوده است را در نقش مقبره ی آنان به دام انداخته است، و این همان جلوه ایی از هنر است که ما را به سوی شعور می کشاند.
هوشنگ سیحون در سال 1338 آرامگاه حکیم عمر خیام را مبتنی بر اصول ریاضی و مثلثاتی خیامی، محاسبه و طراحی کرده است؛ سیر در دهلیزها و طاق و ایوان مقبره، خود سفری ست به جهان بی نهایت معانی خیام.
سیحون حتی انتخاب مصالح ساخته های خویش را منطبق با خصوصیات شخصیتی و زندگی هر یک از آن بزرگان انجام می دهد، او در کتاب « نگاهی به ایران» در مورد بنای آرامگاه نادر شاه افشار می نویسد: « ماده اصلی ساختمان از سنگ خارای منطقه کوهسنگی مشهد، مشهور به سنگ هر کاره است، این سنگ یکی از مقاوم ترین سنگ هایِی ست
که در ایران وجود دارد، او دلیل این انتخاب را اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه افشار می داند».
او در ادامه می نویسد: « شکل کلی و مقبره ی نادر به شکل شش ضلعی متناسبی ست که، شکلِ سیاه جادرهایی را تداعی می کند، دلیل این امر همین نکته است که نادر به جای کاخ در زیر چادر زندگی می کرد».
آرامگاه حکیم بوعلی سینا در همدان نیز، یکی از شاهکارهای هنر معماری معاصر است که با الهام از معماری قدیم بنا شده است، که برداشتی از برج قابوس بن وشمگیر در گنبد قابوس است، و هر یک از ستون های سنگی و مدور جلو آرامگاه بوعلی سینا، نشان دهنده گذشت یک قرن از تولد ابن سیناست.
هوشنگ سیحون، پیشرو و صاحب سبک در هنر معماری معاصر ایران است؛ و دومین مرحله شکوفایی و درخشش معماری ایران با آثار وی آغاز می شود.
او در سال 1347 طراحی و اجرای ساختمان موزه توس در مشهد را به کارنامه درخشان خود می افزاید؛ و اما این همه فقط آثاری بود که جزء میراث فرهنگی ایران محسوب می شود.
پدر معماری نوین ایران، ساختمان های متعددی را طراحی کرده که هنوز در نوع خود بی نظیر است، از جمله می توان ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه تهران را با نمایی از بتون نام برد.
پروفسور هوشنگ سیحون در سال 1972 به همراه نقاشان صاحب نامی از جمله، پیکاسو و سالوادر دالی، در نمایشگاهی در دانشگاه ماساچوست شرکت کرد و با سبکی منحصر به فرد، کلافه های خط را به صورت تابلویی زیبا در معرض نمایش گذارد که توجه منتقدین آمریکایی را به خود جلب کرد، سبکی که با مدد گرفتن از خطوطی موازی و پر پیچ و تاب، که هیچ همدیگر را قطع نمی کنند، انسان را در روزمره اش وادار به تفکر می کند؛ اینگونه که هنوز کسی پیدا نشده است، مشابه طرح های نقاشی سیحون را خلق کند.
هوشنگ سیحون هنوز در میان ماست، او یکی از عشاق هنر ایران است و به قول ِ خود او: « کلام آخر من ایران است».
اما چرا من و شمای ایرانی این عاشقان هنر ایرانی و فرهیختگانی که در بین ما هستند را به درستی نمی شناسیم و نسبت به آنان بی اعتناییم؟
چرا جوامع فرهنگی ایرانی و باز هم تاکید می کنم ایرانی، وجود این فرهیختگان را کتمان می کنند؟
چرا همیشه قدرشناسی از هنرمندان ایرانی به عهده ی قدرشناسان غیر ایرانی ست؟ - اهداء عنوان شهروندی افتخاری فرانسه و لوح افتخار شهرداری لوس آنجلس از جمله آن قدر شناسی های جوامع غیر ایرانی ست؛ ازاین گذشته،دانشگاه هایی چون، ام آی تی ، هاروارد، واشنگتن یونیورسیتی و برکلی، مجموعه ای از نقاشی های سیحون را گردآوری و نگهداری می کنند؛ نام هوشنگ سیحون را در دو دانشنامه روسیه و کمبریج ثبت نموده اند،
اویی که ذخایر فرهنگی دورافتاده ترین نقاط ایران را کشف و ثبت کرده و ارزش هنری شان را به خود ایرانی ها نشان داده است.
ختم کلام اینکه، نگذاریم هنرمند ایرانی، جامعه خودش را دور بزند تا بعد، جامعه ی خویش را متوجه حضور خود کند.
قریب به 25 سال نامی از معمار بناهای ِ کهن ِ الگوهایمان، از بوعلی سینا گرفته تا خیام برده نشده است.
هوشنگ سیحون امروز هشتاد و دو ساله است.
http://payam.malakut.org/archives/004504.shtml
مقبره کمال الملک - اثر استاد هوشنگ سیحون
نگرانی از احداث سد سیوند و خطر نابودی آثار باستانی منطقه: مصاحبه با هوشنگ سیحون
هوشنگ سیحون معمار و هنرمند برجسته ایرانی مقیم کانادا می گوید بحران حفظ و مرمت آثار باستانی ایران معضل پیچیده ایست که مورد توجه مقامات مسئول کشور نیست و احداث سد سیوند و فاجعه تخریب احتمالی پاسارگاد و سایر آثار تاریخی این منطقه نمونه بارز این بی توجهی است. هوشنگ سیحون که طراح آرامگاه ابوعلی سینا، آرامگاه عمر خیام و نادرشاه است، از سوی کمیته برگزار کننده جشن بزرگ جمعاوری اعانه برای دانشنامه ایرانیکا جایزه ویژه معماری و یک عمر فعالیت فرهنگی و هنری را از آن خود کرد. وی در مصاحبه با رادیو فردا در رابطه با پروژه سد سیوند می گوید: در منطقه ای که قرار است سد سیوند احداث شود، حدود 170 محوطه خاص کشف نشده و پژوهش نشده قرار دارد و هنگامی که آب روی آنها را بگیرد، دیگر امکان کشفشان وجود نخواهد داشت. [ audio ] (rm) صدا | (wma) صدا [ 5:03 mins ]
هوشنگ سیحون، معمار و طراح پیشرو و صاحب سبک در معماری نوین ایرانی است که آثار زیبا، ماندگار، معتبر و بینظیرش با گذشت چندین دهه از ساخت آنها، همچنان بر تارک معماری معاصر ایران میدرخشند، آثاری همچون آرامگاه ابوعلیسینا و باباطاهر در همدان، آرامگاه حکیم عمرخیام و کمالالملک در نیشابور، آرامگاه نادرشاه افشار در مشهد و دهها اثر دیگر. سیحون که میتوان او را متعلق به نسل اول معماران مدرن در ایران دانست، در آثار متعدد خود توانسته است به بیانی نوین در تلفیق معماری سنتی ایران و معماری مدرن دست یابد. همچنین او علاوه بر فعالیت در عرصه معماری، ذخایر فرهنگی دورافتادهترین نقاط ایران را کشف و ثبت کرده و ارزش هنری آنها را به خود ایرانیها نشان داده است.
هوشنگ سیحون در سال 1299 شمسی در یک خانواده هنرمند در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در سال 1319 در تهران به پایان رساند. او از کودکی عشق و علاقه زیادی به نقاشی داشت، بطوریکه به گفته خودش از زمانی که توانست قلم و زغال به دست بگیرد، نقاشی را آغاز نموده است. به خاطر همین عشق و علاقه زیاد به نقاشی، پس از گرفتن دیپلم درصدد بود تا در رشتهای مطابق با استعدادش ادامه تحصیل دهد، تا اینکه در آن سال، یعنی سال 1319، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران توسط عدهای از آرشیتکتها، باستانشناسان و نقاشان فرانسوی و چند نفر از شاگردان کمالالملک تأسیس شد. او با استفاده از این موقعیت، به تحصیل در رشته معماری این دانشکده پرداخت و در سال 1323 با نمره عالی از این رشته فارغالتحصیل شد.
فارغالتحصیلی سیحون مصادف بود با پایان جنگ جهانی دوم که به گفته خودش، این مقطع تاریخی از چندین جهت یکی از مقاطع سرنوشتساز زندگی او به شمار میرود: اول از این جهت که چون ایران به عنوان پل ارتباطی برای حمل تسلیحات متفقین از خلیج فارس به روسیه، نقش مهمی در پیروزی متفقین داشت، متفقین پس از پایان جنگ ایران را به عنوان پل پیروزی معرفی و نشان افتخارآمیزی به دولت و راهآهن ایران اعطا کردند. راهآهن ایران نیز به مناسبت این افتخار بزرگ تصمیم گرفت در ایستگاه تهران ساختمانی بسازد که طراحی آن را به مسابقه گذاشت و طرح سیحون برنده و در نهایت با تغییراتی، بر خلاف نظر او، ساخته شد. دوم اینکه انجمن آثار ملی که سالهای جنگ را بصورت مخفی گذرانده بود، با پایان جنگ فعالیت مجدد خود را شروع کرد و به مناسبت جشن هزاره بوعلی تصمیم به ساخت آرامگاهی برای او در همدان گرفت که طراحی این آرامگاه به مسابقه گذاشته شد و سیحون به عنوان برنده این مسابقه انتخاب گردید. و بالاخره چون فرانسه یکی از فاتحین اصلی جنگ جهانی دوم به شمار میرفت، دولت فرانسه پس از پایان جنگ، جهت ترویج فرهنگ فرانسه در تمام دنیا، تصمیم به پذیرش تعدادی بورسیه تحصیلی از کشورهای مختلف گرفت. رئیس وقت دانشکده هنرهای زیبا، آندره گدار، نیز سیحون را که شاگرد اول دانشکده شده بود، به عنوان بورسیه معرفی کرد. بدینترتیب سیحون به فرانسه رفت و بعد از چهار سال تحصیل مجدد در رشته معماری به ایران بازگشت
فرستنده مقاله: مسعود مرعشی