تزیینات معماری كاخ های هخامنشی

تزیینات معماری كاخ های هخامنشی
پارسیان با بهره گیری از سنت های معماری كاخ های ستوندار رایج در مناطق مرتفع مشرف بر بین النهرین و هنر دستی ایونی ها (Inoniens) ،در تزیینات كاخ از سنت های هنری كهن مردمانی استفاده كرده اند كه در پی كشور گشایی های كوروش و داریوش به امپراطوری نو پای پارس پیوسته بودند . ویژگی بارز این سنت های هنری ، پیچیدگی هنری بود كه خود ریشه در آمیزش هنری آن داشت.


پارسیان با بهره گیری از سنت های معماری كاخ های ستوندار رایج در مناطق مرتفع مشرف بر بین النهرین و هنر دستی ایونی ها (Inoniens) ،در تزیینات كاخ از سنت های هنری كهن مردمانی استفاده كرده اند كه در پی كشور گشایی های كوروش و داریوش به امپراطوری نو پای پارس پیوسته بودند . ویژگی بارز این سنت های هنری ، پیچیدگی هنری بود كه خود ریشه در آمیزش هنری آن داشت. از یك سوی امپراطوری های مغلوب آشور و بابل تا زمان سقوط خود به دست سپاهیان پارس، میراثی را حفظ كرده بودند كه به گذشته های دور در عصر سومریان یعنی میراثی كه عناصر جهانی را در هنر خویش تجسم می كرد. از سوی دیگر مردم مناطق لوان Levant در ساحل شرقی مدیترانه ،آرامی ها و بالاخص فنیقی ها شماری از مضامین تصویرگری را كه از بین النهرین ،مصر و مناطق حاشیه دریای اژه به عاریه گرفته بودند، حفظ كرده بودند. لیكن با سقوط سازمان پادشاهی و سیستم اجرایی و اداری وسیع آن ،مفاهیم اسطوره ای اولیه به فراموشی سپرده شد. لذا پارسیان كه به تازگی یكجانشین شده بودند و به مقام سروری ملت های آن دوره رسیده بودند،هنری را پذیرفتید كه از مكاتب مختلف و گاه متعارض هنری شكل یافته بود. عاریه های هنری از هنر یونان ،هنر درباری پارسیان را كه در خدمت شكوه پادشاه و مردم سرزمین های وی بود،غنا بخشید. رشید و پیشرفت هنر تزیینی در عصر سلطنت كوروش و داریوش هر چند نخستین شكل اولیه هنر تزیینی كاخ های هخامنشی در پاسارگاد دیده می شود اما امروز،می دانیم كه این هنر در دو مرحله گسترش یافته است. بر روی قطعات بجای مانده از تزیینات حجاری كاخ كوروش كبیر در پاسارگاد با همان تالار بار عام ، مجموعه ای نقش برجسته را می بینم كه نگهبان خدایان آشور و بابل بودند ولی فارغ از مفاهیم نمادین اولیه خود این كاخ آفریده شده اند:نگهبان خدای خورشید به شكل انسان ـ گاو و نگهبان خدای تباهی به شكل فرشته ـ ماهی در مقابل در كاخ ورودی و بر روی یكی از درگاه های جانبی تالار كه به شكل سنگی یكپارچه هنوز پا برجا است، نقش انسانی را می بینم كه وجود كتیبه ای به سه زبان (كه امروزه تقریبا از بین رفته است ) گواه آن دارد كه نقش فوق،تصویری از كوروش كبیر می باشد. به واقع تاج سه شاخ كه به نظر می رسد از هنر تصویرگری مقدس مصریان به عاریه گرفته شده است ـ در آن هنگام مصر هنوز توسط پارسیان فتح نشده بود و منطقه لوان در حد فاصل ایران و مصر نقش واسطه ای در این انتقال هنری ایفا كرده بود ـ و نیز بال های آن به گونه ای است كه نقش فرشته حامی شبیه نقش نگهبان كیهانی فراموش شده معابد آشور و بابل را در ذهن متبادر می سازد. چهره نجیب و شریف این نقش بیانگر تصویری آرمانی از انسان است كه امروزه به دلیل شناخت كافی از سیاست شامح و مدارای كوروش با رعایای خویش مشخص شده است كه ارایه چنین تصویری با این سیاحت بی ربط نمی باشد. لباس عیلامی كه نمونه مشابه آن بر روی نقش برجسته های آشور بنیپال شناسایی شده است و از نظر زمانی در حدود یك قرن تقدم زمانی به آن دارد،سنت پادشاهی بومی آن منطقه را یادآوری می سازد كه پارسیان مهاجر و نو وارد به این منطقه سعی داشتند كه خود را با این سنت مرتبط سازند. دروازه های اصلی نیز با نقش حیوانات عظیم الجثه ای تزیین یافته بودند كه امروزه تقریبا از بین رفته اند . این نقش برجسته ها از تزیینات كاخ های آشوری كه در آن زمان امكان دیدن آنها وجود داشته است ،الهام گرفته شده اند. با این حال این داریوش بود كه در فاصله سال های ۵۲۱ تا ۴۸۶ قبل از میلاد به هنر درباری هخامنشی شكلی ثابت بخشید و از آن حمایت كرد به گونه ای كه جانشینان وی نیز قواعد این هنر را پذیرفتند و آن را دنبال كردند. پیروزی های متوالی داریوش در ۲ سال نخست پادشاهی اش بر یاغیان امپراطوری و قدرتی كه از این فتوحات به دست آورده بود ، سرانجام در صخره بیستون ، مشرف بر جاده بین النهرین و ماد به تصویر كشیده شده است. برای نخستین بار رویدادهای و وقایع تاریخی دوران یك پادشاه به شكل تركیبی و نه حادثه ای به تصویر كشیده شده است. چنین روایتی را می توان ریشه در سنت جاری بین النهرین در عصر پادشاهی نارام سین كبیر، فرمانروای آكد در دو هزار سال قبل از آن دانست كه داریوش نیز از آن الهام گرفته بود. در این نقش برجسته ،تصویر گوماتا، دشمن اصلی داریوش را می بینیم كه در زیر پای وی بر روی سنگ حك شده است و نقش افراد دیگر به عنوان نمایندگان ملت های مغلوب در حالی كه دست و پای آنها بسته شده و به صف ایستاده اند،در پیش روی داریوش به تصویر كشیده شده است. بر فراز این نقش ها ، تصویر خدایی را می بینیم كه در میان حلقه ای بالدار قرار گرفته است و داریوش مراسم سپاس و احترام به وی را برگزار می كند. این خدا شباهت بسیاری با خدای خورشید حامی پادشاهان آشور دارد كه آنها نیز از حلقه خورشید مصریان الهام گرفته بودند. اما آنچه كه به نظر واقعی تر می رسد این است نقش فوق ،تصویر اهورامزدا ، خدای آریان یا ایرانیان، حامی و مددكار سلسله هخامنشی است . نكته مهم در این است كه چگونه مضمونی تصویری برای نشان دادن اسطوره ای كیهانی كه فاقد ارزش اولیه است،پذیرفته شده است، و نمادگرایی پیچیده ای را آفریده است كه ایدئولوژی پادشاهی و خداشناسی جدیدی را به با یكدیگر در هم آمیخته است . در نقش برجسته بیستون چین های پهن لباس پادشاه،تقلیدی ناشیانه از نمونه حجاری یونانیان در گنجینه سیفنوس Siphnos در دلف Delphes در مركز مذهبی یونان قدیم می باشد. اگر بخواهم به شكلی صحیح تر سخن بگویم به نظر می رسد كه پارسیان مجبور بودند از چنین مدلی الهام بگیرند. زیرا بر خلاف آشوریان سعی داشتند تا با نشان دادن چین لباس با سنت هنر بومی كه پیشتر در لرستان و اورارتو به تصویر كشیده شده بود،بار دیگر رابطه برقرار سازند. آنها با این كار،قصد داشتند كه برای بیان ثبات پادشاهی جهان گستر خود این هنر را از آن خود سازند.
هنر در خدمت ایدئولوژی امپراطوری
داریوش در تزیینات كاخ ها و آرامگاه خود بدون در نظر گرفتن پیروزی ابتدایی خود كه به طور قطعی به دست آمده بود،این ایدئولوژی را بیان كرده است. به این ترتیب وی آن را با آرمان صلح ،كوروش كبیر در گستره وسیع تری مرتبط می سازد. در آرامگاه داریوش در دل دیواره های سنگی نقش رستم واقع در مجاورت مكان باستانی آیینی عیلامیان، این نگاه جنبه تركیبی تری به خود می گیرد. بر فراز ورودی آرامگاه،سردری دیده می شود كه از هنر مصری به عاریه گرفته شده است و شبیه ایوان ورودی كاخ ستوندار هخامنشی است و سر ستون های آن كه پیشتر كوروش نیز آنها را به كار برده است ،سرویس های تزیینی گاو دوسره می باشد . این نقش ها و مجسمه ها كه جزو هنر اولیه پارسیان به شمار می آیند، بعدها در ساخت كاخ های شوش و تخت جمشید با عناصری نظیر طوماری سر ستون كه از هنر مردم لوان به عاریه گرفته شده اند و نیز با سر ستون های گلدانی شكل مصری و بدنه و شال یونانی ستون ها تكمیل شده است. در ایوان این كاخ و یا شاید داخل آن سكویی در دو طبقه دیده می شود كه تقلیدی از نمونه یافت شده در ایذه ـ مالمیر می باشد كه شاهزادی عیلامی در اواخر هزاره دوم قبل از میلاد بر روی سنگ آفریده است. همچنین آشوریان در نقش برجسته های خود تصویری از تخت سلطنتی را نشان داده اند اما این بار ستون های پهلوان پیكر اساطیری این تخت را بر دست گرفته اند. دایوش به جای ستون های پهلوان پیكر از نقش افرادی استفاده كرده است كه نماینده ملت های مغلوب می باشند و هر یك از این افراد را می توان با توجه به لباس آنها شناسایی كرد. برخی از این افراد مسلح هستند . این بدان معنا است كه افراد مذكور اسیر به شمار نمی آمدند بلكه آنها مردمانی آزاد محسوب می شدند كه در سرزمین های امپراطوری هخامنشی حق زندگی داشتند. پادشاه كه بر روی تخت سمبلیك نشسته است ،در حال تكریم و ادای احترام به اهورامزدا است كه بر فراز آتش مقدس نشان داده شده است. با وجود این كه آتش یكی از عناصر مذهب باستان ایرانیان بوده است ،ثابت نشده است كه مذهب باستانی ایرانیان، زرتشتی بوده است.
شوش و تخت جمشید
هر چند كه داریوش پیشتر كاخی را برای اقامت زمستانی خود در بابل داشت ولی وی كاخ های شوش را نیز صرفا برای اقامت خود در طول زمستان بنا نهاد. برای رسیدن به كاخ ها از سمت شهر سلطنتی باید از دروازه باشكوهی عبور می كردند كه خشایارشاه ساخت آن را به پایان رسانید. در دو سوی این دروازه دو مجسمه ساخته شده در مصر قرار داشت كه بزرگ تر از اندازه های طبیعی بودند و فقط یكی از آنها در سال ۱۹۷۱ پیدا شد. سرمجسمه كشف شده از بین رفته است اما قبلا مكنم mecquenem سرمجسمه ای با همان صورت را همراه با قطعات دیگر ساخته شده از سنگ های آن محل پیدا كرده بود. همین مسأله این امكان را به ما می دهد كه بتوانیم تصویری از چهره پادشاه را در ذهن تجسم كنیم كه صورت وی پوشیده از ۵ ردیف حلقه مو است. از نظر هنری كار بسیار قوی و خوبی بر روی آن صورت گرفته است . اما به نظر می رسد كه چون سنگ مجسمه رنگ آمیزی شده بود،آن را بسیار صیقل نداده بودند. در ضلع شمالی محوطه ، كاخ آپادانا قرار دارد كه بر اساس سنت زندگی مردمان كوهستان، محلی برای گردهمایی افراد به شمار می رفت. بنای كاخ از خشت خام ساخته شده است. پس از حمله اسكندر و سقوط امپراطوری پارس،بنای كاخ به دلیل متروكه ماندن رو به ویرانی نهاد از این رو تزیینات زیبا و با شكوه لعابدار دیواره های كاخ كه مطابق با دمای هوای آن منطقه ساخته شده بودند، امروزه از بین رفته اند. به گونه ای كه دیگر نمی توان محل دقیق آجرها، نگاره های شوش با نقش كمانداران پارسی را در كاخ شناسایی كرد. لباس با شكوه این سربازان پارسی نكته قابل ذكری در این آجر نگاره ها است ولی یقین داریم كه به هنگام جنگ و نبرد از این لباس استفاده نمی كردند. بر روی لباس چیندار و رنگارنگ این سربازان آذین های گلسرخی تزییناتی دیده می شود كه نقوش معماری برج های كنگره ای قلعه های قدیمی را در ذهن تداعی می كند.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

مسجد كبود

مسجد كبود

رقیه پورحبیب



تاریخچه

مسجد جهانشاه یا مسجد كبود (گوی مسجید) از آثار ابوالمظفر جهانشاه بن قرا یوسف از سلسله تركمانان قراقویونلو می باشد كه در870 هجری به همت و نظارت جان بیگم خاتون،زن جهانشاه بن قرایوسف قره قویونلو ،پایان یافته است.

در كتابهای تاریخی،این بنای باشكوه را «عمارت مظفریه»خوانده اند كه مورد توجه ابو المظفر یعقوب بهادر خان قرار گرفت.در این روزگار تبریز در نهایت آبادانی و رونق بود.در نیمه اول قرن یازدهم هجری،كاتب چلبی و اولیا چلبی جهانگردان ترك عثمانی و در نیمه دوم همین قرن،تاورنیه و شاردون جهانگردان فرانسوی از این مسجد دیدن كرده بودند.كاتب چلبی در تاریخ جهان نما می نویسد:

«درگاه مسجد جهانشاه بلند تر از طاق كسری است.بنایی عالی است كه با كاشیهای زیبا آراسته شده،گنبد های بلندی دارد....جامع دل انگیزی است كه هر كس داخل شود دلش اجازه بیرون شدن را نمیدهد.لیكن شیعیان غالب‍ااز رفتن بدان مسجد خودداری میكنند.این بنا با كاشیهای زیبا آراسته شده،گنبدهای بلندی دارد و همه در ودیوار آن با كاشیهای رنگارنگ زینت یافته است»

مادام دیولافوا جهانگرد فرانسوی می نویسد:

«شهر تبریز ابنیه قدیمی زیادی ندارد اما آنچه باقی مانده شایان توجه است بهترین نمونه آن مسجد كبود است كه در قرن 15 میلادی در زمان جهانشاه قره قویونلوها ساخته شده است.متاسفانه گنبد این بنای بی نظیر به واسطه زلزله خراب شده و قسمتی از دیوارها را نیز با خود فرو ریخته است.این مسجد حیاط بزرگی داشته كه در اطراف آن طاق نماهای جالب توجهی بوده و در مركز آن حوض بزرگی برای وضو گرفتن وجود داشته است«

انگیزه ایجاد این مسجد را به خاطر علاقه جهانشاه قراقویونلو به مذهب شیعه یاد كرده و می نویسد: «این شخص دوستدار خاندان نبوت و عصمت و طهارت بوده است.در تمام كاشیكاریهای بی نظیرش،عبارت(علی ولی الله)و اسامی مقدس حسینین سلام الله علیها به اشكال مختلف ،زینت بخش دیوارها بوده است.سنگفرش كف این بنا بسیار باشكوه و خوش منظره بوده كه هنوز هم آسیب ندیده است.درب ورودی مسجد به دهلیز یا كفشكن باز می شود.مسجد مركزی بزرگ در جنوب دهلیز واقع شده است .این مسجد به شكل مربع و طول هر ضلع آن شانزده ونیم متر است. گنبد فیروزه گون بزرگ و بسیار معروف مسجد كبود در بالای این قسمت قرار داشت.این گنبد بود كه مسجد را به فیروزه اسلام مشهور ساخته بود .

متاسفانه پس اززلزله وحشتناك تبریز به سال 1192 هجری،تمام سقف مسجد فرو ریخته و خس و خاشاك فراوانی چون پوشاكی ستبر روی آنها را فرا گرفته و مرمر محراب بی نظیر آن از وسط شكسته و به روی خاك افتاده بود.»

در صحن و محل عمارات ضمیمه مسجد كبود،دبستان جهانشاه و موزه آذربایجان بر پاست كه در سال 1337 ساخته شده و اكنون یكی از مراكز دیدنی و تاریخی تبریز می باشد. موزه مشروطیت مهمترین قسمت موزه آذربایجان است.



معماری مسجد



نمای روبروی مسجد با سردرب كاشیكاری شده،شكوه و جلال بخصوصی دارد.مصالح بنا آجری است.سنگهای ساختمانی نادری در آن به كاررفته است.از بقایای مسجد معلوم می شود كه آجرها با گچ بند كشی شده است.صحن مربع شكل،حوضی برای وضو،شبستانهای اطراف برای درس و همچنین پناهگاه مستمندان،مسجد را تشكیل می دادند.در قسمت جلوی صحن و رو به قبله،بنای اصلی مسجد به پا شده كه محوطه ای محصور،پوشیده ومربع شكل است.فاصله پایه های سقف ضربی آن ، 12 متر است كه بر روی چهار پایه یك محوطه مربع شكل قرار دارد.بالای این بنا گنبدی قرار داشت كه از آجر ساخته شده بود ، كه ریخته است.تزیینات دل انگیز و زیبای متنوع به داخل مسجد اختصاص دارد.كف مسجد كاشیهای براق داشت . شبستان بزرگ محاط به رواق های به هم پیوسته است و از سه سو با طاقنماهایی به رواقهای اطراف خود ارتباط دارد . این شبستان با سقفی ضربی پوشیده شده است كه قطر دهانه آن 17 متر است . تنها خصوصیت جالب این گنبد ساخت آن برروی چهارپایه مربعی است كه این مربع خود به خود به تقارن و تجانس در درون مسجد می انجامد لذا عظمت و زیبایی مسجد را كه طی قرون مختلف به نامهای مختلف خوانده شده است باید به لحاظ معماری خاص آن دانست .

اگرنمازگاه را كه شامل محراب نیز است از بنای اصلی جدا كنیم، مربعی به طول 30 متر به وجود می آید.

آنچه در ابتدا به چشم ناظر می خورد، بزرگی و پهنای سردر است كه با دیگر قسمتهای بنا هماهنگ نیست . ارتفاع سردر دو برابر پهنای آن است اما خطای چشم در ارزیابی عمودی و افقی آن را مرتفع تر و بلندتر نشان می دهد . سر در با ویژگیهای خاص خود به سه قسمت تقسیم شده است ؛ دو پایه بزرگ كه طاق ضربی روی آنها زده شده و در وسط دو پایه محل استقرار درب ورودی است.حاشیه طاق سردر را ستون مارپیچی ممتد تشكیل می دهد.همه هنرها در كار تزیین این سردر به كار گرفته شده است.

این مسجد گلدسته ندارد. احتمالا محل دو گلدسته مسجد در انتهای دو دیوار جلویی بود، زیرا گذشته از این كه هیچ گونه محل ریزش ، پایه و پله ای برای صعود به گلدسته در محل نزدیك سردر مشاهده نمی شود، تمركز سردر عظیم بادو گلدسته مرتفع ظرافت و عظمت خاصی به بنا می داد كه با هنر سازندگانش مغایرت داشت و حتی كمترین اعتباری نمی توانست در معیارهای معماری داشته باشد .



مرمت و تعمیر بنا

در مورد بناهای تاریخی،همواره هدف اصلی و اساسی مرمت است.

روش كار در مرمت مسجد كبود به این صورت می باشد كه قسمتهای تخریب شده بعد از اینكه زیر سازی و سفید كاری گردید طرحها و كتیبه ها و امثال اینها بازیابی شده و سپس بر روی دیوار منتقل می شود و بعد از شیارزنی،دور خطوط رنگ آمیزی شده و در انتها با لایه پارالویید تثبیت می شود.

از سال 1376 مرمت نقش و نگار و از آبان ماه 1377 مرمت كتیبه ها آغاز و تا به حال نیز ادامه داشته است.در شبستان اصلی چهار پایه كتیبه های هفت پایه تكمیل و دوباره نویسی شده است.

طرحهای گره بندی اضلاع هر پایه تقریبا 60%مرمت شده است.طرحهای لچك و ترنج

چهار گوشه شبستان اصلی 90%مرمت شده است.كتیبه های فوقانی لچك و ترنج نیز 70%مرمت شده است.بقیه كار به صورت كادر بندی پیشرفته است.كاشیهای شش گوشه لانه زنبوری به كار رفته در شبستان كوچك تقریبا 20%به صورت نقاشی مرمت شده است

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

تخت جمشید و اسرار آن

تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی به مساحت 13 هکتارساخته شد که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرپولیس خوانده اند ساخته شده است .
ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار دیگری را بنام تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تالار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان دیگری را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند.
معماری هخامنشی ، هنری است از نوع تلفیق و ابداع که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.
تخت جمشید دارای سیستم آب و فاضلاب بوده ، در تخت جمشید مجاری زیرزمینی آبرسانی و فاضلاب پیچ در پیچی کشف شده که به طول بیش از 2 کیلو متر می رسد .همچنین دارای سیستم حرارتی و تهویه بوده ، که فضاهای داخل آن را در زمستان گرم ودر تابستان خنک و معتدل می کرده است . دشت سرسبز مرودشت ، سقفهای بسیار بلند و فضاهای وسیع ، درهای گشاده و پنجرههای متعد د هوای تخت جمشید را در تابستان معتدل وخنک می ساخته و در زمستان دیوارهای خشتی و لایه های گچ که یک عایق حرارتی تشکیل می داده ، پردههای ارغوانی بلند و ضخیم که مانع نفوذ سرما به درون فضاها وتالارها می شده ، پوشش سقف نیز چوبی بوده که این امر در گرم شدن محیط تاثیر به سزایی داشته است .
محققین به این نکته ی مهم رسیده اند که اگر نقشه ی امپراطوری هخامنشی را بنگریم و یک خط از شمال شرقی ترین نقطه ( سغد ) تا جنوب غربی ترین نقطه ( حبشه ) بکشیم و یک خط از شمال غربی ترین نقطه ( یونان ) تا جنوب شرقی ترین نقطه ( هند ) به صورت ضربد ر بکشیم مرکز تقاطع این دو خط محل ساخت تخت جمشید می شود ، که این خود جای تامل و اند یشیدن دارد.
مصالح به کار رفته:
طرح اصلی ساختمان تخت جمشید دردوران فرمانروایی داریوش بزرگ ریخته شد. از همان نخست تعداد و محل كاخ ها، عمارت ها و كاربردهای جداگانه هر یك معین ومشخص شد. برای برپایی این بنا از سه نوع مصالح ساختمانی عمده ( چوب، خشت های خام و پخته و سنگ های آهكی محلی ) استفاده شده است. چوب هایی كه در محل تهیه می شد با ذوق و سلیقه طراحان و معماران سازگار نبود وناگزیر بودند چوب های در خور كاخ های تخت جمشید را از دور دست ها حمل كنند. برای مثال،تیرهای زیر از چوب درخت سدر بوده كه در آن زمان فقط در لبنان می روییده استو مصالح دیگر عبارت بود از: سنگ ، خشت و گل ، آجر ، گچ ، آهن ، فلزات گرانبها ( طلا - نقره - مس ) عاج ، لا جورد ، عقیق و...... دیوارهای تخت جمشید در برخی جاها به ضخامت 5/5 متر بوده و قطعه سنگهای به کار رفته به وزن بیش از 45 تن میرسیده.
خشت های گلی در ساختن دیوارها و روپوش سقف ها به كار می رفت كه دوام چندانی نداشت. این خشت را باران می شست و بر اثر زمین لرزه فرو می ریخت. سنگ های كوه رحمت برای سنگتراشان و معماران جمشید از هر جهت مناسب بود. این سنگ های آهكی بسیار سخت و محكم اند و رنگ های طبیعی گوناگون سفید، كهربایی، دودی و سیاه دارند كه خوب تراشیده می شوند. به ویژه نوع سیاه آن كه بر اثر صیقل به شكل مرمر در می آید. بسیاری از قطعه سنگ ها را گیرهای آهنی به نام " دم چلچله " به هم متصل كرده اند. در حد فاصل سنگ ها از ملات استفاده نشده است. دیوارها را با آجر لعابدار و كف اتاق ها را با گچكاری می پوشاندند. روی درها با قطعات زر وسیم آراسته شده بود.
راز عدد پی
مهندسان هخامنشی راز استفاده از عدد پی (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پیش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی و ستون های مجموعه تخت جمشید كه دارای اشكال مخروطی است، از این عدد استفاده می كردند. این عدد از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می آید. كشف عدد پی جزو مهمترین كشفیات در ریاضیات است. كارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش بینی كنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را كاشفان این عدد می دانستند اما بررسی های جدید نشان می دهد هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند.
«عبدالعظیم شاه كرمی» متخصص سازه و ژئوفیزیك و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشید در این باره،‌ گفت: «بررسی های كارشناسی كه روی سازه های تخت جمشید به ویژه روی ستون های تخت جمشید و اشكال مخروطی انجام گرفته؛ نشان می دهد كه هخامنشیان دو هزار و 500 سال پیش از دانشمندان ریاضی دان استفاده می كردند كه به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی كرده بودند.»
دقت و ظرافت در ساخت ستون های دایره ای تخت جمشید نشان می دهد كه مهندسان این سازه عدد پی را تا چندین رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمی در این باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دایره ای را به چندین بخش مساوی تقسیم می كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسیم شده، هلالی معكوس را رسم می كردند. این كار آنها را قادر می ساخت كه مقاطع بسیار دقیق ستون های دایره ای را به دست بیاورند. محاسبات اخیر، مهندسان سازه تخت جمشید را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاری كه باید ستون ها تحمل كنند و توزیع تنش در مقاطع ستون ها یاری می كرد. این مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقیق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.»
در بخش های مختلف سازه تخت جمشید، مقاطع مخروطی شامل دایره، بیضی، و سهمی دیده می شود که به دست آوردن مساحت، محیط و ساخت سازه هایی با این اشكال ، بدون شناسایی راز عدد پی و طرز استفاده از آن غیرممكن است.
تمامی نمادهای معماری در این بنا دارای عدد 100 هستند
تعداد پلکان ورودی کاخ 111 عدد بود و عرض هریک از آنها 7 متر ؛ مقامات برجسته ی پارسی از پلکان دست راست و مقامات دیگر اقوام از پلکان چپ بالا می رفتند ؛ کلیه ی مدعوین نخست از دروازه ی همه ی ملل که در عهد خشایار شاه ساخته شد گذر می کردند جایی که دو گاو بالدار سنگی با چهره ی دو مرد پر ریش و کلاه بابلی نماد حافظ الهی کاخ قرار دارد.
تمامی نمادهای معماری در این بنا دارای عدد 100 هستند : 100 سرباز نقش برجسته 100 ستون 111 پله . . . در تزئینات کاخها "درختها " نقش عمده ای دارند . سروها و نیلوفرهای آبی مقدس که صورت انتزاعی یافته اند بر دیوار پلکان های کاخ آپادانا نقش حافظ برکت و نعمت این بنا را نمایش می دهد . مدعوین شاه چون به آپادانا و کاخ نخست می رسیدند با ده دهها ستون ( ستونها یی سر تا پا مظهر برکت مقدس الهی ) که نماد باغ مقدسی را در برابرشان سر می کشید مواجه می شدند و نا خواسته به زانو در می آمدند ...

فرستنده مقاله: مهسا نجاتی

جاذبه های گردشگری استان فارس

جاذبه های گردشگری استان فارس

سرزمین فارس مهد تمدن و فرهنگ ایران ، هم در قبل و بعد از اسلام ، بوده است و همواره اهمیت و اعتبار فراوان داشته است . این خطه نخستین مرکز بسط و گسترش تمدن و فرهنگ پارسی به نقاط مختلف جهان بوده است ، چنان که طرح منشور حقوق بشر برای نخستین بار توسط پارسیان ( کورش هخامنشی ) نوشته شد . در طلاع فجر اسلام نیز سلمان فارسی ( که گویند از حوالی کازرون برخاسته بود ) از نخستین یاوران حضرت محمد ( ص) و به آن حضرت ایمان آورد . بعد از اسلام بزرگانی چون شیخ روزبهان ، ابن مقفع ، باباکوهی ، ملاصدرا ، سیبویه و عبدالله خفیف در این دیار پرورده شدند و کلام گهربار و مسرور کننده حافظ و سعدی از آسمان همین سرزمین به سراسر عالم طنین انداز شد . زبان فارسی که مردم ایران به آن تکلم می کنند و در ادبیات جهان نیز جایگاه مهمی دارد از همین سرزمین برخاسته و گسترش یافته است . آثار و ابنیه های کهنی مانند نخت جمشید ، پاسارگاد ، نقش رستم ، شهر استخر ، تخت ابونصر ، بیشاپور ، غار شاپور ، کاخ و آتشکده اردشیر ، قلعه ضحاک ، مجموعه زندیه و صدها اثر و اماکن بازمانده از دوره های مختلف تاریخی جلوه خاصی به این استان داده و جهان گردان را از نقاط مختلف دنیا به سوی خود می کشد . علاوه بر این از نظر مذهبی و زیارتی نیز استان فارس جاذبه های خاص خود را دارد . اماکن متبرکه ای مانند مرقد حضرت احمد بن موسی (ع) و حضرت سید علاءالدین حسین (ع) و سید میر محمد (ع) و نیز مساجد تاریخی چون مسجد جامع عتیق ( که توسط عمرولیث صفاری ساخته شده ) و مسجد نو که اتابکان فارسی ساخته اند و مسجد وکیل که توسط کریم خان زند ساخته شد ، زائران بسیاری را از سایر استان ها و حتی برخی کشورهای مسلمان به خود جذب می نماید . با توجه به مطالب ذکر شده ، استان فارس از توان قابل توجهی جهت گردشگری برخوردار است و چنانچه مسئولان امر به برنامه ریزی صحیح و توجه خاص به معیارهای اسلامی و اتخاذ تدابیر مختلف ، گردش گری فارس را مورد توجه قرار دهند کمک بزرگی به اقتصاد کشور خواهد بود .



جاذبه های فرهنگی و تاریخی

پاسارگاد :

کورش بنیان گذار سلسه ی هخامنشی در سال 546 ( ق . م ) پایتخت جدید خود را در 130 کیلومتری شمال شیراز کنونی به نام پاسارگاد بنا نهاد . از پاسارگاد جز مقبره کورش ، که اکنون در سه کیلومتر غرب جاده شیراز – اصفهان واقع شده است ، اثری باقی نیست . از حفاری های به عمل آمده چنین بر می آید که در بنای پاسارگاد ترکیبی از معماری های آناتولی و بین النهرین و ایران به طور ماهرانه به یکدیگر تلفیق شده است . محلی را که آمگاه کورش درآن واقع شده است مشهد مرغاب می نامند .

نقش رستم :

نقش رستم در شش کیلومتری شمال غرب تخت جمشید واقع شده است و در آن نقش های مختلفی ، از دوران پیش از هخامنشی تا دوران اسلامی ، در دامنه کوه مشاهده می شود .

شهر استخر :

خرابه های شهر استخر در هفت کیلومتری شمال تخت جمشید واقع شده است . آتشکده آناهید در این شهر بوده است .

کاخ و آتشکده اردشیر :

نخستین بنای طاق دار سبک ایرانی است که از دوران ساسانی به جا مانده و در فیروز آباد قرار دارد .

بیشاپور و غار شاپور :

این شهر که بقایای آن امروزه در نزدیکی کازرون ، کنار رودخانه شاپور ، قرار دارد . دارای نقش هایی از شاپور ساسانی است که تسلط وی را بر والریانوس ، امپراتور روم ، نشان می دهد .

تخت ابونصر :

در شش کیلومتری شیراز واقع شده و دارای آثاری از دوره اشکانیان و ساسانیان می باشد . اکنون ویرانه های آن باقی است .

قلعه ضحاک در فسا :

این قلعه در مجاورت ویرانه های ماقبل از تاریخ ساخته شده است و مربوط به عهد ساسانی است . در کتیبه های هخامنشی ، نام فسا پسله یا پیشی بوده که نشان دهنده تاریخ باستانی این شهر است .

مجموعه زند :

این مجموعه عبارت است از ارگ کریم خان زند ، بازار وکیل ، حمام وکیل ، آب انبار وکیل ، مسجد وکیل ، باغ نظر یا موزه پارس که به عمارت کلاه فرنگی معروف است .

ارگ کریم خان :

بنای افراشته ارگ کریم خان نظر هر تازه واردی را به خود جلب می کند . چهار برج و باروی نسبتا بلند ، با دیوارهای ستبر ختنه ی کریم خان زند را در بر گرفته اند . بخش داخلی ارگ با اتاق ها و ایوانهای نقاشی شده ، نیز آبنما ها و باغچه ها از زیبایی و ظرافت ویژه ای برخوردار است.

بازار وکیل :

این بازار که در ایران کم نظیر می باشد توسط کریم خان زند در امتداد و مجاور مسجد ، حمام و آب انبار وکیل ساخته شده است . بازار وکِل در گذشته همواره قلب اقتصاد شهر بوده و امروزه نیز یکی از مراکز بزرگ اقتصادی شیراز می باشد .



مسجد وکیل :

مسجد وکیل از مساجد دو ایوان است که ایوان شمالی آن به طاق مروارید معروف است . در طرفین ایوان چندین رواق با سقف های عرقچین به رواق های ممتد ، اضلاع غربی و شرقی متصل می شوند .

مساجد و زیارتگاه های استان فارس :

مسجد جامع عتیق :

بنای اولیه و قدیم مسجد جامع عتیق توسط عمرولیث صفاری در 281 ( هـ . ق ) گذاشته شد . زلزله های مکرر و مخرب شیراز بنای اولیه را تقریبا از میان برد ، تجدید بنای این مسجد در زمان صفویه انجام گرفت .

مسجد شهدا :

این مسجد به وسیله اتابکان ساخته شده است ، و یکی از مساجد قدیمی ایران محسوب می گردد . مسجد شهدا ، مانند مسجد عتیق ، تاکنون دو بار بر اثر زلزله ویران شده است .

مسجد نصیر الملک :

از ساختارهای دوران قاجاریه ( 1305 هـ . ق ) است . سر در ورودی ، راهروها ، طاق ها ، کتیبه ها ، مقرنس ها ، دیوارها ، ، جرزها و خلاصه گوشه به گوشه ی بنا از کاشی کاری های متنوع و نفژسی پوشیده شده است که دلالت بر سلیقه و استعداد هنرمندان کاشی کار گذشته ایران دارد . ستون های سنگی شبستانهای مسجد از جلوه و شکوه ویژه ای برخوردار است .

استان فارس از دیدگاه زیارتی نیز بقاع متبرکه ی منحصر به فردی را به خود اختصاص داده است که مهمترین آنها عبارتند از :

آستان مقدس احمدی (ع) ( شاهچراغ ) :

این آستان مرقد مطهر حضرت سید میر احمد برادر حضرت امام رضا (ع) است . آن حضرت در زمان خلافت مامون عباسی به هنگام عزیمت به طوس درگذر از شیراز به دست عوامل حکومت به دست عوامل حکومت به درجه شهادت رسید . قبر حضرت بعدها در زمان امیر عضدالدوله ی دیلمی ، کشف و بقعه ای بر آن بنا شد و در قرون گذشته نیز مرتبا مرمت گردیده است .

حرم حضرت سید میر محمد (ع) :

بقعه ی مطهر حضرت سید میر محمد (ع) برادر حضرت سید میر احمد (ع) شاه چراغ در دویست متری شرق بقعه ی شاه چراغ واقع است .

حرم حضرت سید علاء الدین حسین (ع) :

از دیگر بقاع متبرکه و مقدس شیراز آستانه سید علاءالدین حسین (ع) واقع در خیابان آستانه است . حضرت میرعلاءالدین حسین (ع) در اواخر قرن دوم هجری هنگامی که برای دیدار برادر خود امام رضا (ع) از راه شیراز عازم طوس بود در شهر شیراز شهید شد . بنای بقعه در اوایل دوره صفویه ساخته شده است .

حرم حضرت علی بن حمزه (ع) :

بقعه ی حضرت میر علی حمزه (ع) برادر حضرت سید میر احمد (ع) شاه چراغ در خیابان حافظ جنب شمالی پل اصفهان واقع است .

از دیگر آثار دیدنی شیراز که زیارتگاه ادب دوستان و اهل دل است آرامگاه دو شاعر گرانمایه ی ایران و جهان مصلح الدین سعدی و خواجه شمس الدین محمد حافظ است .

از دیگر اماکن مورد علاقه گردش گران ایرانی و خارجی باغ های زیبای شیراز می باشد ، که معروف ترین این باغها عبارتند از :

باغ ارم :

باغ ارم که یکی ازباغ های بی نظیر ایران است به علت سرونازهای زیبایش شهرت یافته و امروزه به نام باغ ارم یا باغ گیاه شناسی معروف است.







باغ دلگشا :

این باغ در شرق شیراز و تقریبا نزدیک به آرامگاه سعدی بنا شده و به سبب نارنجستان زیبا و بزرگ و آب نماهای دیدنی اش شهرت یافته است .

باغ عفیف آباد :

این باغ بزرگ و زیبا در انتهای خیابان عفیف آباد بنا شده است . از سبک معماری آن بر می آید که مربوط به دوره قاجاریه باشد ، و باغ عفیف آباد در حال حاضر موزه اسلحه شناسی ایران است . از دیگر باغهای دیدنی شیراز می توان باغ گلشن در غرب ، باغ خلیلی در شمال غربی و باغ تخت را در شمال شهر نام برد .

یکی دیگر از بناهای شیراز که توجه هر تازه واردی را که از جاده اصفهان – شیراز به شهر در آید ، به خود جلب می کند دروازه قرآن است . این دروازه که در شهرهای ایران کم نظیر است بنایی است ساده و در عین حال زیبا که در آن قرآنی نگهداری می شود و به همین علت دروازه قرآن نامیده شده است . اندیشه احداث این دروازه گویا مبتنی بر این سنت اسلامی است که به موجب آن مستحب است فرد مسلمان هنگام عزیمت به سفر یا بازگشت از سفر ، از زیر قرآن عبور کند .

یکی از ویژگی های مهم استان فارس وجود مکان های مذهبی در آن است که علاوه بر مسجد و حسینیه ها تعداد 835 بقعه را نیز شامل می شود ، که حدود 135 مورد آن دارای امکانات جهت جذب و پذیرایی زائران می باشد .

مدرسه خان :

این مدرسه از بناهای قدیمی شیراز است و جزئی از حوزه ی علمیه شیراز می باشد که طلاب علوم دینی در آن درس می خوانند . در یکی از حجره های این مدرسه ملاصدرای شیرازی درس می خوانده و اکنون به حجره ملاصدرا معروف است . مدرسه خان دارای کاشی کاری های زیبایی می باشد که مورد توجه بازدید کنندگاه قرار می گیرد .

نقش رجب :

4 نقش برجسته بازمانده از دوره ی ساسانی درون شکاف صخره ای در نقش رجب نزدیک تخت جمشید به چشم می خورد . که یکی از آن شاپور اول شاه ساسانی را که سوار بر اسب جنگی خویش نشسته است ، نشان می دهد

گنبد سلطانیه

گنبد سلطانیه



تحقیق و گردآوری : محسن شجاعی فر

عکس : محسن شجاعی فر



بنای تاریخی گنبد سلطانیه در نزدیکی زنجان واقع شده ، دشتی که گنبد در آن قرار دارد حدود 2000 متر از سطح دریا ارتفاع دارد . ساخت بنای عظیم سلطانیه در بین سالهای 675 الی 685 هجری قمری صورت می پذیرد و به عبارت دیگر کار ساختمان آن به مدت 10 سال به طول انجامید . قصد از بنای چنین گنبد با شکوهی آن بود تا مرقد مطهر حضرت علی (ع) را به آنجا منتقل سازند ، علت این کار شیعه شدن سلطان محمد خدا بنده و گرایش او به حضرت علی بود ، شاید به اعتباری گنبد سلطانیه را بتوان اولین اثر هنری شیعه در کشور ایران دانست . بعد از اتمام بنا به علت مخالفت علماء دین با این عمل ، سلطان محمد از انجام این کار منصرف شد .

این بنا در نمای داخلی و خارجی حالت تظاهری دارد ، ارتفاع آن 46 متر و قطر دهانه گنبد آن 26 متر می باشد ، اساس طرح بنا بر عدد 8 قرار دارد و معلوم نیست این عدد به چه منظوری انتخاب گردیده است ، زیرا عدد 8 عدد مقدسی ماننده 7 و 12 که به احتمال الهامی از خورشید است نمی باشد ، شاید عدد 8 به علت ساختن ساعت آفتابی و یا ایستایی فوق العاده اش بوده است ، آنچه در این بنا ماننده بناهای دیگر اسلامی به چشم می خورد حالت تمرکزی است که این هشت ضلعی در مرکز مجموعه بنا دارد .

در این اثر روابط معماری در دو جهت افقی و عمودی حل گردیده است ، طبق معمول حرکت عمودی بر عهده منارها قرار دارد ، بنابراین دو نوع منار می باشد ، یک نوع منار پنهان که داخل اسکلت بنا قرار دارد و نوع دوم که در قسمت فوقانی به صورت گلدسته خودنمایی می کند ، در بنای سلطانیه حرکت افقی در چهار سطح می باشد که ارتباط آنها توسط اجزاء عمودی که قبلا توضیح داده شد برقرار گردیده است ، در قسمت همکف که برای قرار دادن مرقد حضرت علی در نظر گرفته شده بود فضای بسیار وسیعی قرار دارد که برای طواف و اجراء مراسم خاص مذهبی از آن استفاده می گردید . سطح دوم که در هر یک از اضلاع 8 ضلعی ایوانی را ایجاد کرده و به وسیله راهرو پوشیده ای به هم مرتبط می باشند که به احتمال برای استقرار خانمها جهت دیدن مراسم مذهبی تعبیه گردیده است. سطح سوم عبارتست از غرفه های شبیه به طبقه دوم که بر روی نمای خارجی بنا ایجاد شده و دشت پیرامون در برابر آنها با زیبایی خاصی گسترده شده است ، این غرفه ها به احتمال محل جمع شدن علما و طلاب علوم دینی بوده است ، در دوران صفویه این غرفه ها را به اطاق تبدیل ساخته اند و از آنها برای سکونت طلاب استفاده کرده اند . در تعمیرات اساسی گنبد سلطانیه این دیوارهای افزوده را که سبب سنگین شدن اسکلت بنا شده بود برداشتند و آن را به صورت نخستین آن بازگرداندند . سطح چهارم عبارت است از پشت بام بنا ، در این محل فضای مناسبی برای انجام حرکت آزاد در اطراف گنبد وجود دارد ، از این فضا برای تعمیر گنبد یا ریختن برف استفاده می شده است .

این بنا دارای هشت مؤذنه بوده که تمام آنها خراب شده است ، این مؤذنه ها برای پخش صدای اذان و خبر بطور یکنواخت در تمام شهر با چند نفر مؤذن تعبیه گردیده زیرا در صورت بودن یک منار به علت وجود گنبد صدا به تمام شهر نمی رسید .

مقید بودن مسلمانان به تشخیص دقیق زمان برای انجام مراسم مذهبی را می توان سبب ایجاد ساعت آفتابی در اسکلت این بنا دانست ، باین طریق اگر نور از سوراخ گنبد اصلی بتابد زمان اذان ظهر است ، نوری که از پنجره های بزرگ می تابد مبین ساعت و نور پنجره های کوچک حدود دقیقه را مشخص می ساخت ، به احتمالی طرح هشت ضلعی بنا نیز به خاطر ایجاد چنین ساعتی بوده است . بدون شک کشف و پیاده سازی علمی این مطلب بسیار قابل اهمیت است که متاسفانه تا کنون توجهی بدان نشده است . در شب هم به یاری بعضی از ستاره ها که از این پنجره ها دیده می شدند زمان را مشخص می کردند.

زمین این ساختمان از طبقات فشرده شن و ماسه به عمق تقریبی 10 متر تشکیل یافته است ، بنا روی پایه هایی مرکب از هشت جرز بزرگ حمال آجری استوار شده است که در پلان تشکیل یک هشت ضلعی منتظم را می دهند ، طول هر یک از اظلاع هشت ضلعی 17 متر و سطح هر یک از این جرزهای باربر حدود 50 متر مربع می باشد ، بار این جرزها و به کلی بار تمام بنا روی پی هایی به قطر دو متر وارد می شود که به صورت رادیه ژنرال ایجاد شده است .

پی های این ساختمان عظیم بسیار ناچیز و سطحی است ، دلیل این امر مربوط به مقاومت عالی زمین می باشد ، نکته ای که سازندگان بنا به آن توجه داشتند ، فقط در قسمت شمال بنا است که پی ها از سطح طبیعی زمین حدود 5/1 متر پایین رفته است ولی در سایر قسمت ها عمق پی ها از 50 – 60 سانتی متر تجاوز نمی کنند ، پی های مزبور از بلوک های سنگی منظم به ابعاد 20 – 25 سانتی متر و ملات گچ و آهک ساخته شده است.

شاید هیچ چیز به اندازه تزئینات سلطانیه رسالت فکری هنرمند را نشان ندهد زیرا اگر اسکلت بنا در فرم و روابط تاثیر بسزایی دارد ولی برای عامه مردم قابل درک نیست و تنها همین تزئینات است که در وحله اول چشم بیننده را خیره می کند و نحوه تفکر هنرمند زمان را برای بیننده به روشنی بازگو می سازد .

به اختصار نمونه هایی از طرح های نهفته در این تزئینات و نقش رنگ در سلطانیه بیان شده است :

کلمات الله به عنوان علت غایی جهان هستی ، محمد به عنوان بنیانگذار مکتب و علی به عنوان مظهر حکومت عدل الهی با خط تزئینی به بیننده القا می شود . بر روی پاقوس گنبد با ترکیب کاشی الوان که از رنگ سرد استفاده گردیده به خط بنائی ترکیبی از کلمات الله ، محمد و علی ایجاد گردیده ، این طریقه در بدنه مناره ها هم به کار رفته است. در داخل فضا بر روی دیواره های ایوانهای داخلی نیز به خط بنایی با ترکیب کاشی آبی و آجر کلمات الله محمد و علی نقش شده است ، در یک سری تقسیم بندی کاملا ریاضی و با ایجاد مدول های متنوع بعضی از شعار های اسلامی همچون " لا اله الا الله - سبحان الله " به خط بنائی نوشته شده است ، در همین زمینه از کلمه علی نیز ترکیبهای پیچیده ریاضی عرضه شده که نمونه های آن را در تزئینات کاشی کاری میابیم . به نظر می رسد در تزئین کاشی ها فقط رنگ آبی مورد نظر بوده ولی به علت عدم امکانات تکنیکی رنگهای متنوعی از آبی سیر تا آبی آسمانی و حتی سبز پررنگ مایل به آبی بوجود آمده است ، ترکیب کلی این رنگها در گنبد اصلی ، رنگ فیروزه ای بسیار زیبایی ایجاد می کند که این نوع رنگ ها در ترکیبات داخلی گنبد هم مورد استفاده قرار گرفته است .



منابع :

اسناد و مدارک موجود در کتابخانه و مرکز اسناد واقع در گنبد سلطانیه

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

ارگ بم

ارگ بم

نمادی از معماری و شهرسازی ایرانیان

بم دایره المعارفی از روشهای ساختمان سازی در خاورمیانه قدیم ،خانه ها ،گنبدها ،سه کنجیها ،برج و باروهایی که از خشت خام ساخته شده اند و تکنیک آن ها به دوران کتاب مقدس برمی گردد. این شهر قدیمی از دهه 1930 تا حد زیادی متروکه شده و حتی بخش های بسیاری از آن رو به زوال نهادند.کار بازسازی آغاز شده بود.

در شمال شرقی شهر بم , بربالا و دامنه صخره ای عظیم قلعه ای مستحکم را پی افکنده اند که اهالی محل آن را " ارگ " نامند که در واقع این بنای سترگ , شهرقدیـم بم است , ارگ بــم و شهـــر آن از جمله قلعه های نظامی بسیار مهم و تاریخی به شمار می رود . ارگ بم نمونه کاملی از شیوه های معماری ایران است و نمونه هایی از قرنها معماری در آن به چشم می خورد . ارگ بم که بزرگترین مجموعه خشتی جهان است , به شکل قلعه های پرشکوه برفراز تبه ای به ارتفاع 61 متر چونان تاجی مرصع برسربناهای تاریخی ایران , درخششی جاودانه دارد . پیرامون ارگ بم , حکایتهای تاریخی که گاه به جرگه افسانه می گراید , فراوان است ولی سعی براین است که مستندترین موضوعات باستان شناسی با مدد از تاریخ و معماری در معرفی هرچه بهتر این بنای بزرگ دخالت داشته است .

سابقه تاریخی ارگ بم به موجب نوشته های تاریخی , از جمله حدودالعالم و تاریخ وزیری به دو هزار سال پیش می رسد . شواهد زیادی از جمله وضعیت پلان مرکـــزی وتعدادی خشت موجود در خانه حاکم و خانه رئیــس سرباز خانه ادعای فوق را به اثبات می رساند .

در کل , از مجموع نوشته های دوران اسلامی و بررسی های مقدماتی معماری و باستان شناسی می توان نتیجه گرفت که ارگ قبل از حکومت ساسانی و احتمالا" در دوره اشکانی ایجاد شده و چند حصار و دروازه در اطراف آن وجود داشته است احتمال می رود ساکنین قلعه بم معاش خود را از راه کشاورزی و پارچه بافی می گذرانیده اند پژوهش در امر نحوه زندگی و تاریخ ارگ احتیاج به یک سری کاوشهای منظم باستان شناسی دارد ولی آنچه مسلم است سابقه تاریخی ارگ به قبل از اسلام می رسد و در طول تاریخ ارگ , بارها مورد یورش قرار گرفته و بازسازی شده است . ارگ بم بااین سابقه طولانی تاحدود 180 سال پیش از این , محل سکونت عده ای از اهالی بم بوده و بعد از ترک و نقل مکان مردم , به دست فراموشی سپرده شده است . دراین مدت که بیش از 150 سال به طول انجامیده خرابی های جبران ناپذیری توسط عوامل انسانی و عوامل طبیعی بر پیکره ساختمانها وارد آمده است . مجموعه ارگ بم , شامل شهر قدیم و قلعه , قریب به 20 هکتار (طول ضلع غربی ارگ 520 و عرض آن 430 متر می باشد ) وسعت دارد و مسافت ارگ و قلعه , قریب 6 هکتار است . سه سمت قلعه را باغ و خانه های مسکونی و زمینهای کشاورزی محصور نموده و ضلع شمالی در امتداد رودخانه پشت رود قرار گرفته است. این شهر قدیمی از چهار قسمت تشکیل شده و به طـــور کلی شامل خندق گرداگرد حصـار , برجهای دیده بانی , مدخل قدیمی , کوچه ها و خانه ها می باشد. از سمت شمال شرقی یک حصار و از طرف جنوب چهارحصار قلعه را در بر می گیرد . ( دورتادور قلعه خندقی ژرف وجود دارد که آن را از یورشها مصون می داشته است . ) در مجموع 38 برج دیده بانی در فواصل معین روی باروها قرار گرفته و آخرین بارو را خندقی عمیق از اطراف جدا می نموده است بدون شک ایجاد قلعه ارگ بم بر بلندای تپه ای سنگی باید دارای موقعیت سوق الجیشی مهمی باشد . درمیان این شهر عمارت یا قلعه حاکم نشین برروی صخره ای طبیعی بنا شده است عمارت دارای پنج طبقه است که از خشت خام ساخته شده است . واحدهای شناخته شده گوناگون این بنا به ترتیب عبارتند از : ورودی و محله عام نشین , دروازه دوم و اصطبل , دوازه سوم , سربازخانه و تشکیلات مربوط به آن , ساختمان مرکزی یا حاکم نشین . واحدهای شناخته شده در عامه نشین عبارتند از : راهرو اصلی ( بازار ) , مسجد جامع , نمازخانه , حسینیه , کاروانسرا , آب انبار , میدان مدرسه , سابات جهودها , حمام و زورخانه ( مقبره ؟) و تعدادی خانه های قدیمی . در محله عام نشین , خانه های عمومی کنار کوه روی زمین مسطح بناگردیده و از نظر شهرسازی و تشکیلات زندگی شهری مجموعه کاملی است که تاحدودی نیازهای وابسته به اجتماع زنان خود را رفع می نموده است . برخی از خانه های عام نشین از اهمیت خاصی برخوردارند , زیرا این خانه ها شامل بیرونی و اندرونی , بادگیر , ایوان , اتاقهای زمستانی و تابستانی و محلی جهت نگهداری اسب و احشام بوده و داخل حیاط هر خانه چاه آبی در نظر گرفته شده است . تقریبا" بیشتر خانه های عمومی متصل به هم ساخته شده غالب آنها به یکدیگر راه دارند در بعضی خانه ها حمام اختصاصی به چشم می خورد و در کنار تعدادی از آنها اصطبل را جدا از محل زندگی ساخته اند . تعدادی از خانه های ارگ بدون در نظر گرفتن مقاومت و باربری ستونها دو طبقه ساخته شده اند که این امر نشانگر روند ازدیاد جمعیت در یکی از دوره های گذشته است در میان خانه های عمومی تضادهایی از نظر وسعت حجم واستقامت مشاهده می شود . بعد از ورودی یک راه اصلی تا دروازه دوم کشیده شده , قسمتی از این شاهراه بازار شهر است که متاسفانه سققهای بازار منهدم شده و درحال حاضر ستونها و قوسها باقی مانده است آثار مغازه های نانوایی , روغنگیری و قفسه های خشتی در بازار نشانی از رونق گذشته آن می باشد به موازات شاهراه , دو راه دیگر به دروازه دوم می رسد. در دوره اسلامی , درارگ دو مسجد با نامهای مسجد جامع و مسجد حضرت محمد و حسینیه شامل یک صحن , یک ایوان دو طبقه قرینه هم و چند اتاق ساخته شده است . سه منبر خشتی در حسینیه وجود دارد . زورخانه ارگ به شیوه سایر ورزشگاههای سنتی از چهار ایوان , یک گنبد و گود تشکیل شده است . در ارگ یک کوچه سرپوشیده وجود دارد که به سابات جهودها شهرت دارد . در محله عامه یک حمام عمومی بوده که براثر بی خبری مردم به منظور استفاده از آجرهای حمام آن را به کلی منهدم کرده اند . دومین واحد ارگ بعد از دروازه دوم , اصطبل و یک حصار و اطاقهایی برای نگهبانان است . از دروازه دوم تشکیلات مربوط به حاکم نشین واقع شده که این قسمت از ارگ در شیب و بالای کوه قرار گرفته است که اصطبل , اولین واحد این بخش است و در محوطه آن آب انبار و در گوشه جنوب شرقی چاه آب تعبیه شده است . باتوجه به نوشته ها و کتب تاریخی زمان قاجاریه از جمله تاریخ وزیری , دستگیری لطفعلی خان زند و محاربه او با سربازان محمدعلی خان زابلی حاکم قلعه , در اصطبل اتفاق افتاده است . پس از اصطبل دروازه سوم , سرباز خانه و خانه رئیس قشون مستقر در ارگ می باشد . در برج جنوب غربی سنگ آسیا بادی دیده می شود. آسیای ارگ تنها آسیابادی است که در منطقه بم دیده می شود . این آسیا در دوره قاجاریه ساخته شده است. چاهی عمیق در سربازخانه دیده می شود که اکنون فاقد آب است . از سربازخانه یک راه به طرف منطقه مرکزی قلعه کشیده شده است. این راه به حیاط حاکم نشین می پیوندد. هسته مرکزی یا حاکم نشین ارگ از دو ساختمان به نام چهار فصل و خانه حاکم تشکیل شده است. برج دیده بانی مرکزی, حمام , حوض و چاه آب دراین قسمت وجود دارد . آثار مسیر آبی از طرف غرب به سمت شمال و شرق و داخل حصار جنوبی وجود دارد که احتمالا" بخشی از قنات نهرشهر به طور مداوم از ارگ می گذشته است . عمارت چهارفصل سه طبقه و قصر حکومت بوده و کلیه اوامر و احکام مربوط به شهر و توابع آن دراین محل از طرف حاکم صادر می شده است . در کنار عمارت چهارفصل یک حمام اختصاصی و یک چاه آب دیده می شود . آب آشامیدنی ساکنان ارگ از چاههایی در حیاط خانه ها تامین می شده است . مصالح عمده بناهای ارگ , خشت خام , ملات , گل رس و کاه و گاه به ندرت در بنای آن سنگ لاشه , آجر و تنه درخت خرما به کار رفته است . ارگ بم تنها یک ورودی داردکه طاق ورودی آن قابل مقایسه با قوسهای دوره ساسانی است و دو برج طرفین و هشتی احتمالا" در دوره صفویه به ورودی الحاق شده است. آثار دروازه دیگری در ضلع شمالی ارگ در محلی موسوم به " کت کدم " به چشم می خورد که به ظاهر استفاده چندانی از آن نشده و یاکمی بعد از ایجاد حصار مسدود شده است. ارگ بم دارای یک راه اصلی از جنوب به طرف حاکم نشین و دو گذر به موازات آن و چند راسته شرقی و غربی است 60 متر از راه اصلی بازار سرپوشیده بوده و آثار سنگفرش در قسمتهایی از راسته ها به چشم می خورد. از ویژگیهای ارگ بم چهار حصاری است که از سمت جنوب , حاکم نشین را برمی گیرد و اولین حصار مطمئن ترین نقطه اتکایی است که مردم را از هجوم مصون می داشته است , زیرا ارتفاع حصار تا 18 متر می رسد و در فاصله 30 تا 40 متر برجهایی در نظر گرفته شده و پهنای حصار در مردگرد متجاوز از 6 متر است , برجهای دیده بانی درحصار علاوه بر تقویت و استحکام حصار و تسهیل امر دیده بانی , محل استــراحت مامورین و نگهبانان بوده و کنگره ها و ترکشها و برجها در دیده بانی و حراست قلعه نقش ارزنده ای داشته اند . حصار برونی ارگ را خندقی احاطه کرده است . ارگ بم به واسطه اینکه در مسیر جاده شرق به غرب قرار گرفته همیشه در طول تاریخ مورد توجه بوده و ازاهمیت خاصی برخوردار است . آخرین حادثه تاریخی که در اذهان مردم از ارگ به یادگار مانده است. دستگیری لطفعلیخان زند بوسیله محمدلی خان زابلی حاکم قلعه بم است. ارگ بم تا سال 1254 هـجری قمری و غائله آقاخان محلاتی مسکونی بوده و تا هشتادسال قبل , از حاکم نشین به عنوان ژندارمری و مرکز قشون نظامی استفاده شده است و به عبارتی زندگی در ارگ از تاریخ ایجاد قلعه تا اواسط دوره قاجار به طور مدوام جریان داشته است. مرمت ارگ بم بیشتر جنبه حفاظتی و نگهداری دارد وسعی برآن است تافرم و شکل و نمای مجموعه های ارگ همچنان حفظ و تغییرات کلی در آنها به وجود نیاید , تنها چنداثر مهم به عنوان نمونه سازی مانند مسجد , مجموعه میرزانعیم , خانه مشهور به خانه احمدی یا زابلی و خانه حاکم و چنداثر دیگر تعمیر و احیاشده اند . حاکم نشین قلعه درحدود سالهای 1337 هجری شمسی به بعد توسط اداره باستان شناسی و آموزش و پرورش بم تعمیر گردیده است تعمیرات اساسی ارگ از سال 1352 هجری شمسی شروع شد و هر سال به طور متوسط شش ماه در ارگ کار شده است . تعمیرات انجام شده عبارتست از تعمیر و مرمت باروها , مشخص کردن آبروها , زیربندی و مرمت بخشی از ستونها , اندود پشت بام , اصطبل , سربازخانه , خانه حاکم و غیره . این مجموعه عظیم خشتی امروز بر اساس زلزله 3/6 ریشتری تقریبا بطور كامل ویران شد.

فرستنده مقاله:مسعود مرعشی

میدان نقش جهان

بدرستی داشتن اطلاعات و شناخت از هر چیزی، بستگی به شناخت ما از فرآیند تاریخی آن چیز یا پدیده دارد. این فرآیند تاریخی ممكن است چند هزار سال تاریخ این مرز و بوم باشد و شاید هم چندین سال. به هر حال این روند كه در طول نسلها اتفاق افتاده است به ما كمك خواهد كرد تا عوامل مؤثر و تاثیرگذار را در نحوه شكل گیری یك عنصر، یك پدیده، یك فضا، یك شهر و یا هر چیز دیگری كشف نمائیم.

با درك این فرآیند و شناخت پدیده كه اهمیت فراوانی دارند می توانیم به جواب سوالات متعددی همچون گذشته پدیده، چرائی وضع موجود و تخمین چگونگی آینده دست یابیم.

با چنین برداشتی از سیر تاریخی، برآن شدیم تا جایی كه در حوصله این سطور می باشد میدان را از میان فضاهای عمومی گذشته بیرون بكشیم و به كمك وضع موجود آن را تعریف نمائیم.

در جامعه ای كه من می شناسم از میان فضاهای عمومی، میدان فضای باز كارآمدیست كه در شهرسازی ایران جایگاه ویژه دارد و به احتمال فراوان، اولین تمهیدی است كه انسان برای استفاده از فضای شهری آن را بكار برده است.

در شهرهای گذشته و باستان همچون شهر - قدرت و شهر – معبد (قرن های نهم و هفتم قبل از میلاد) كاخ پادشاه، یكی از مهمترین مكان ها تلقی می شد. این مكان بوسیله دیوارهایی از دیگر بخشها جدا می شد و اغلب خودكفا بود.

بخش دیگری از شهر محل زندگی اشراف زادگان، سپاهیان و افراد دولتی بود (شارستان).

محدوده پیرامون این بخش از شهر، محل سكونت دهقانان، پیشه وران و به عبارت دیگر محل زندگی مردم بود. فضاهای عمومی اولیه همچون بازارها، میدان ها را می توان در همین فضاها كه محل تعاملات اجتماعی و برخورد مردم بوده جستجو كرد و یافت.

بازارها كه از دوران مادها در مرحله اولیه جنینی قرار داشت تا دوران معاصر كه شكل گیری آن در پی تحولات فضایی و كالبدی كامل شده است مراكزی بودند برای دادو ستد و اغلب در كنار میدان ها. مراكزی كه با ایجاد و تلاقی مسیرهای داد و ستد فراوان میدانها را دست خوش تغییر و تحولات فراوانی نمودند تا جایی كه آنها را از فضایی صرف برای انجام آداب و آیین های سنتی به فضاهای كاملاً مردمی تغییر شكل دادند.

در ادامه همین تحولات میدانها معمولاً در محل برخورد مسیرهایی بوجود آمدند كه به سمت دروازهای شهر كشیده می شدند مسیرهایی كه در آن داد و ستد و تجارت رونق فراوانی داشتند. فضاهایی گشوده شده از برخورد و تلاقی این مسیرها معمولاً میدانها را علاوه بر مراكز اجتماعی، اقتصادی به مركز شهر نیز تبدیل می كرد.

پس از شهرهای ایران باستان (نهم تا هفتم قبل از میلاد) كه انبارها، كاخ ها، اقامتگاه نزدیكان فرمانروا و بازار در آن اهمیت فراوان داشت در شهرهای اسلامی همچون شهرهای حكومت سلجوقیان عناصری همچون بازار، مسجد، مدرسه، حمام و میدان از اهمیت بیشتری برخوردار می شوند، شكل شهرها در این دوره دارای یك مركز است كه خانه ها به دور آن ساخته شده اند، برای مثال می توانیم از میدان كهنه اصفهان نام ببریدم. میدانی كه در پیرامونش مسجد جامع، قصر سلطنتی، عمارت نقاره خانه وقیصریه نیز قرار داشت.

این امر در دوره صفویه به اوج خود رسید و خانه ها به دور یك مركز اصلی تمركز قدرت، ثروت و مذهب گرد آمدند. در مسیر این تكامل می توانیم ادعا كنیم میدان نقش جهان با عملكردهای چند گانه اش به مركز شهری مهمی تبدیل شد كه خانه ها به دور آن حلقه زده اند.

در همین دوره صفویه بود كه میدانها كاملاً مردمی شدند تایید و رسمی شدن مذهب شیعه یكی از بارزترین و اصلی ترین پدیده اثرگذار بر میدان نقش جهان و مفاهیم آن بود. از این زمان به بعد، حضور مردم طبق مفاهیم جدید در میدان گسترده تر شد و علاوه بر عملكردهای سابقش همچون تجارت، تعاملات اجتماعی، ورزش و غیره … بواسطه تجمع به مناسبتهای مختلفی چون اعیاد، عزاداری ها و سوگواری ها اهمیتی بیش از گذشته یافت.
میدان نقش جهان اصفهان


میدان نقش جهان یك مجموعه عالی و نفیس هنری و معماری اصفهان است كه بدون تردید تا قرن ها در هیچ كجای جهان نظیر آن بوجود نخواهد آمد.

میدانی كه محل برخورد انسانها و محل تعاملات اجتماعی فراوانی بوده، فضایی عمومی كه جایگاه بروز هنجارها و ارزش های گروه های مختلف انسانی است. فضایی كه فرهنگ شهری نیز از آن نشأت گرفته است.

این پدیده زیبای معماری اثر هنرمندانه دو معمار ارزشمند و بزرگوار دوره صفویه بنامهای استاد علی اكبر اصفهانی و استاد محمدرضا اصفهانی است كه به سال 1011 هجری قمری آن را تكمیل نمودند.

مسجد شیخ لطف الله اثر استاد محمدرضا اصفهانی كه در مقابل عمارت عالی قاپو، بی هیچ صحن و حیاط و بی هیچ عظمت طلبی و یا تسلط خواهی جبهه شرقی میدان را مزین نموده است. و همچنین مسجد شاه اثر استاد علی اكبر اصفهانی، كه یكی از بزرگترین مساجد شهر اصفهان است با ابهت و عظمت خاصی قسمت جنوب میدان را به خود اختصاص داده است.



نقش جهان به سبب تركیب فضائی اش و وسعتی در حدود 510 متر طول و 160 متر عرض (نسبت ابعاد میدان تقریباً یك به سه می باشد) یكی از میدانهایست كه در دنیای امروز هم بی نظیر بوده و مانند ندارد.

بدنه پیرامونی نقش جهان از دو طبقه تشكیل شده است (به ارتفاع 8 متر). در طبقه همكف حجره ها و در طبقه دوم اتاق هایی كه در جلوی آنها
ایوان هائی وجود دارد؛ بدین ترتیب طبقه دوم با ایجاد فضائی نیمه بسته سبكتر شده و تركیب فضائی جالبی را بوجود آورده است. این بدنه ممتد در اتصال با جلوخان مسجد شیخ لطف الله، مسجد شاه، كاخ جلو آمده عالی قاپو و سردر بازار قیصریه تركیبات فضائی زیبا و بدیعی را پدیده آورد است.


وجه تسمیه

درباره وجه تسمیه این میدان به نقش جهان می توان گفت در محل فعلی میدان، باغ و كوشكی وجود داشته است كه این كوشك با صورتهای مختلف و انواع نقش ها آراسته شده بود و به این مناسبت آن را باغ نقش جهان می گفتند. پس از خرابی باغ و كوشك كه آن را به زمان شاه عباس دوم نسبت می دهند به میدانگاه تبدیل كردند. در توضیح دیگر اینكه نام فعلی نقش جهان در دوران سلجوقیان كوشك میدان نامیده می شده است.

این میدان در دوره صفویه به دلیل وجود كاخ عالی قاپو نقش مركز حكومتی را نیز بر عهده داشته است. در این میدان علاوه بر اعلانهای حكومتی، رژه ها، دیدارهای رسمی شاه با سفرا، مردم نیز با حضور در جشنهای ملی و مذهبی، اعیاد، سوگواریها و همچنین داد و ستد، نقش مؤثری در عمومیت و پویایی این فضا بخشیده اند.

ناگفته نماند از میدان نقش جهان برای عملكردهای دیگری همچون ورزش نیز استفاده می شده است. بطوری كه هرگاه شاه عباس از كار جنگ، لشكركشی و سفر فراغت می یافت یا می خواست میهمانان خارجی خود را سرگرم كند مسابقات چوگان و
قپق اندازی را برگزار می نمود.

فضائی با این كیفیت و تعدد عملكردها میدان نقش جهان را به فضای شهری عمومی تبدیل كرده كه هنوز هم در هزاره سوم كم و بیش مركز تعاملات اجتماعی است.

براستی چه زیباست شهرسازی ایران قرن شانزدهم !!



منابع :

- مكتب شهرسازی اصفهان.

- آسیه جوادی، مجموعه مقالات.

- اسفندیار برومند، میدان فضای گمشده در شهرسازی امروز ایران.

- دكتر لطف الله هنرور، گوهر تابناك، (مسجد شیخ لطف الله).

- دكتر جهانبخش، فضاهای عمومی شهری.

- از شار تا شهر، تألیف دكتر سید محسن حبیبی.

- میدان نقش جهان اصفهان، مسابقه بركلی كالیفرنیا ۲۰۰۵.

فرستنده مقاله:مسعود مرعشی

بازار همدان

بازار همدان





سامان فیروز بهر



E:\bazar\karvansaraye sharifiye.jpg



همدان بعنوان اولین پایتخت نخستین تشكیلات حكومتی ایران زمین با قدمتی در حدود 2700 سال در مورخ 2 اردیبهشت ماه سال 1370 توسط شورای عالی شهرسازی و معماری كشور به عنوان یكی از شش شهر تاریخی، فرهنگی كشور شناخته شد. پرفسور گریشمن باستان شناس معروف فرانسوی معتقد است نام قبلی شهر باستانی هگمتانه اكسایا یعنی شهر كاسی ها بوده است. آشوریان به منزلگاه های قوم كاسی عنوان كار كاشی داده بودند كه كار به معنی شهر و كاسی نام قوم كاسی بود. پس از گذشت زمان آخرین بازماندگان قوم كاسی با طایفه ای آریایی موسوم به ماد كه از جنوب سیبری به سمت فلات ایران حركت كرده و در غرب ایران ساكن شدند بر دولت آشوریان غلبه كردند و اولین پایتخت خود را به پادشاهی دیااُكو هنگمتانه برگزیدند كه در زبان پارسی قدیم به معنای محل اجتماع بوده و دو واژه (هنگ) و (متانه) به معنی (جا) و (تجمع) می باشد كه امروزه از آن با نام هگمتانه یاد می كند. كاركاشی، شهر كاسیان یا هگمتانه همان همدان كنونی است.



در سال 1307 نقشه میدان اصلی شهر همدان (میدان امام خمینی) و شش خیابان سی متری منظم با زاویه ای 60 درجه توسط معمار شهرساز آلمانی به نام كارل فریش تهیه گردید و به سبك باروك كه شیوه معمول قرن 19 و 20 در اروپا بود از سال 1309 تا 1312 ساخته شد كه حاصل آن 6 خیابان : اكباتان ـ باباطاهر ـ دكتر شریعتی ـ بوعلی ـ تختی و شهدا بود كه این خیابانها در محل الحاق به میدان اصلی شهر در دو طرف دارای گنبدهایی با پوشش فلزی هستند كه دوازده تابلو به نام دوازده پیشوای دینی شیعیان در كنار آنها دیده می شود. تنها در حد فاصل خیابانهای شهدا و اكباتان در سال 1325 در جریان یك آتش سوزی از بین رفته است كه بجای آن بنای فعلی بانك ملی شعبه مركزی احداث گردیده كه متأسفانه با سایر بناهای اطراف میدان هماهنگی ندارد.

چنین شهرهایی در جغرافیای شهری، شهرهای شعاعی با دوایر متحدالمركز نامیده می شوند كه در ایران ، تنها ، میدان امام خمینی همدان چنین است.

افسوس كه میدان شهری با چنین پیشینه تاریخی و قدمت ارزشمند خود سالهاست كه فاقد تندیسی در خور فرهنگ مردم و تمدن آریاییست .

بازار قدیمی همدان كه مجموعه ایست از بازار سنتی وكاروانسراهای شهر همدان از 38 بازار و راسته بازار و 26 سرا و كاروانسرا تشكیل شده است كه بازمانده ایست از معماری دوره قاجاریه و با وسعتی در حدود 30 هكتار به دو صورت عمده فروشی و خرده فروشی فعالیت می كنند كه در حد فاصل دو خیابان اكباتان و باباطاهر و دورادور‌ِ مسجد جامع همدان قرار گرفته است در گذشته به علت موقعیت خاص جغرافیایی همدان و قرارگرفتن در مسیر راه های ارتباطی شهرهای غربی، و نیز زائران انبوهی كه از ایران میانه و مناطق دوردست جهت زیارت عتبات عالیات ـ در همدان توقف می نمودند، این شهر از اهمیت خاص اقتصادی و جغرافیایی ـ به ویژه از دوران صفویه و توامانی دین و سیاست ـ برخوردار بوده است ـ از این رو بازاری در خور می بایست كه بازدیدكنندگانی همچو ویلیام جكسون را طبق سفرنامه اش به ایران از بازار همدان شگفت زده كند. وی در این باره می نویسد: « بازرگانان از این شهر بعنوان انبار ایران یاد می كنند، از جمله كالاهای بازرگانی اجناس چرمی را باید نام برد زیرا همدان شهر دباغخانه هاست (در سال 1921 میلادی همدان 150 دكان دباغی داشت)، همدانی ها در ساختن و عمل آوردن پوست گاو و گوسفند و ساختن اجناس تجملی از آنها شهره شده اند، نمدهای نرم سفید كه برای زیرانداز ، نمدزین ، كپنك و شولای چوپانان بكار می رود و كلاه های پوستی شبیه كلاه خود در هیچ جای ایران بهتر از همدان ساخته نمی شود».

بازارهای همدان مانند بازارهای اغلب شهرهای قدیمی مسقّفند و از بافت معماری اسلامی برخوردارند ، جز نُه راستا ، بقیه در دو سه دهه قبل به دستور مسؤولان وقت ، از باب تجدد گرایی سقف آنها را برداشته ، و با گذشت زمان صاحبان اماكن تجاری برای استفاده از زیربنای بیشتر طرفین آنها را خراب كرده اند، كه با تیرآهن و دیوارهای تیغه ای بازسازی كرده، اصالت خود را از دست داده اند.

هر یك از راستاها در بازار مختص یك نوع مال التجاره یا پیشه ورانی است كه دارای حرفه مشتركی هستند، از این رو مردم بر حسب احتیاجات خود می دانند برای تهیه نیازمندیها به كجا مراجعه نمایند. بر اساس نیاز های بازار عناصری شكل گرفت كه در بازار تأثیر به سزایی داشتند.

سبزه میدان: در ابتدای بازار همدان از ضلع شرقی خیابان باباطاهر فضای بازی وجود دارد كه مواد فاسد شدنی چون میوه و سبزیجات در آنجا ارائه می شود و یكی از ورودیهای مهم بازار را شكل می دهد.

تیمچه: در بازارها هر تیمچه محل عمده فروش اجناس مربوط به یك صنف می باشند و از آنجایی كه راسته ها به خرده فروشی مشغولند و با توجه به توانایی اقتصادی تیمچه ها زیبا و پر تزئین ساخته شده اند.

دالان: راسته بازارهای كوتاهی هستند كه نوعی تیمچه هم محسوب می شوند اما از لحاظ عملكردی نسبت به تیمچه ها از اهمیت كمتری برخوردارند.

مهمترین عنصر در بازار همدان مسجد جامع می باشد كه بازار همدان حول محور آن ساخته شده است. جهت رفاه كسبه ای كه به مسجد جامع به علت وسعت بازار همدان دورترند مساجد كوچكتری نیز در بازار همدان ساخته شد همچون: مسجد پیغمبر ـ مسجد آقای آخوند .

گذرها : گذر، نیز بازارچه مفصل تری بود كه در تقاطع چند كوی (محل) وجود داشت كه از معروفترین آنها می توان: سرگذر، و گذر دباغخانه را نام برد.

كاروانسراها : بناهای وسیعی هستند كه تعداد زیادی دكان را در بر می گیرند و معمولاٌ مجاور یا متصل به بازار ساخته شده اند و جزئی از آن محسوب می شوند و از مراكز مهم اقتصادی می باشند كه در دو طبقه، از طبقه پایین بعنوان دكان (حجره) و دفتر امور تجاری و طبقه فوقانی انبار برای نگهداری كالاها بود در همدان 120 كاروانسرا موجود است كه مهمترین آنها یادگار زمان قاجاریه می باشد.

حمام : حمام ها از فضاهای خدماتی بازارها به شمار می آیند كه عمدتاً در كنار مساجد بازار یافت می شوند در گذشته همدان چند گرمابه عمومی مخصوص بازاریان و مسافران وجود داشت كه فقط روزها فعال بودند.

افسوس كه بازارهای عمده بجز چند مورد كه بخاطر جایگزین شدن اجناس كارخانه ای وارداتی، هم تغییر نام داده ، و هم محل فروش اجناس متفرقه گردیده و راسته بازارهایی كه آشنای سالخوردگان با تمام خاطرات تلخ و شیرین هستند همچو: گیوكش ها ـ موتاب ها ـ كوزه گرها ـ زهتاب ها ـ ... دیگر از پیشه وران و مصنوعات آنها خبری نیست و جز نامی از آنها باقی نمانده و محل فروش اجناس متفرقه گردیده اند تعدادی زیادی از راسته بازارهای همدان با گذشت زمان و در آینده ای نه چندان دور به سرنوشت غم انگیز خود كه فراموشیست و باقی ماندن نامی از آنهاست نزدیك می شوند.

بازار همدان با همه آسیب های وارده بر آن از زیباترین آثار معماری ایران محسوب می شود كه بازدید از آن حس پویای و فضای زنده و پرتحرك را در ذهن بیننده ای جاودان می سازد.
راستاهای معروف

1- آهك فروشها، سرگذر.

2- آهنگرها/ زنجیرسازها/ چلنگرها، خیابان اكباتان.

3- پالاندوزها، ادامه راستای گلشن تا اول سرنمازگاه.

4- پیغمبر/ گونی فروشها، راستای جلوی مسجد پیغمبر.

5- چاقوسازها، ضلع شمالی مسجد جامع.

6- حكیمخانه/ درِ حكیمخانه، منشعب از خیابان باباطاهر.

7- حسین خانی، منشعب از راستای كلیمی ها/ فلسطین.

8- حاج فضل الله، راستای منشعب از ضلع غربی خیابان اكباتان.

9- حلّاج خانه، ضلع شرقی كاروانسرای میرزا كاظم.

10- حلبی سازها/ حلبی سازخانه، ادامه راستای قنّادها.

11- دبّاغخانه/چال دبّاغخانه، منشعب از خیابان اكباتان.

12- رزین بُرها، جنب امامزاده شاهزاده حسین.

13- زغالی ها، ضلع شمالی میدان امام.

14- زرگرها/ زرگرخانه، منشعب از خیابان باباطاهر، ‌انتهای بازار مظفریه.

15- زنگنه/ مظفریه، ضلع شرقی مدرسه زنگنه.

16- سبزه میدان، اول خیابان باباطاهر (ضلع شرقی آن).

17- سمسار خانه، ضلع غربی كاروانسرای میرزاكاظم.

18- شالار یهودی، بین حكیمخانه و كاروانسرای صمدیه ـ به علت احداث خیابان باباطاهر اثری از آن به جا نمانده .

19- شیشه فروش ها / شیشه بُرها، منشعب از سبزه میدان.

20- صحّافخانه، قسمت غربی كاروانسرای گلشن.

21- صندوق سازها،‌ محوطه ضلع شمالی مسجد جامع ـ انتهای زغالی ها.

22- علاقبندها، ضلع شرقی كاروانسرای شریفیه.

23- فلسطین/ یهودی/ كلیمی ها، منشعب از راستای پالاندوزها.

24- قصاب ها، منشعب از سبزه میدان.

25- قیصریه / موتابخانه، منشعب از راستای گلشن.

26- قیصریه / فرش فروشها، پشت كاروانسرای میرزا كاظم. قبلاً مركز چیت فروشی بوده، اكنون مركز داد و ستد فرش می باشد.

27- قبله / نجّارها، ضلع شرقی خیابان باباطاهر.

28- قنّادها/ قنّادخانه، ضلع شرقی مسجد جامع.

29- كاه فروشها ، خیابان شورین / شهدا، روبروی كاروانسرای میرزاكاظم.

30- كفشدوزخانه بزرگ، منشعب از راستای گلشن.

31- كفشدوزخانه كوچك، منشعب از راستای گلشن.

32- كهنه فروش ها ، پشت امامزاده شاهزاده حسین.

33- گلشن، منشعب از خیابان اكباتان ، ضلع شرقی كاروانسرای گلشن.

34- گندمی ها ، ادامه راستای پالندوزها تا محله بن بازار.

35- گیوه كش ها / مسجد جامع، ضلع غربی مسجد جامع.

36- مسگرها / مسگرخانه، منشعب از راستای نخودبریزها / سبزه میدان.

37- نخود بریز ها/ نخود بریزخانه، ضلع شرقی مسجد جامع / ضلع شمالی كاروانسرای شریفیه.

38- نمدمال ها، منشعب از خیابان اكباتان و راستای گلشن، پشت مسجد دباغخانه.

 

مسجد شیخ لطف‌الله

از زبان نادر اردلان در كتاب حس وحدت اینگونه توصیف شده است :

دیوار شرقی میدان نقش جهان به پاكیزگی نَقر شده است و تو رفتگی مستطیل شكلی از خود به جای گذاشته با كاشیكاری آبی كه فضای اتصالی مسجد از همان جا آغاز می‌شود. باید از پنج پله سنگی بلند بالا رفت تا بتوان از راه در ورودی و تنها با اندك تمایلی به چپ ، اریب‌وار ، به درون فضای انتقالی راه یافت . این فضای انتقالی‌در تضاد با آفتاب درخشانی كه پشت سر نهاده‌ایم دالان تنگ و تار است. جلوتر كورسویی اریب از بالا به چپ به راه روشنی می‌بخشد. این نور كه به دیوار مقابل می‌تابد مداری در فضا پدید می‌آورد كه نظر را به سمت راست و به سوی نور دیگر برمی‌گرداند. وقتی انسان دوباره سر برمی‌گرداند و در می‌یابد در دل ظلمتی دم افزون است ،گونه‌ای حس جدایی و تغییر جهت از جهان برونی به او دست می‌دهد. باز هم جلوتر،اما،آن نور كه نرم بر عرض راه می‌افتد از خلال چیزی می‌گذرد كه خود دری است و فضایی ورای در. هم این دم، نشان كاملی از انتقال محسوس می‌گردد و آدمی همپای نور به درون فضای سرمدی انبساطی گنبد خانه فردوس نگار كشیده می‌شود. از قاعده‌ای سبز فام،لاجوردی‌های سیر و زرددهای زعفرانی و سبز زرد گونه تن فراز می‌كشندو درجه رنگهای مسلط دیوار هفت رنگه پیرامون گسترده می‌شوند.هر سطح میان قابی از كاشیكاریهای ریسمان فیروزه‌ای قرار گرفته كه رو به انتقال‌گاه گنبد مارپیچ می‌روند.نقش مایه‌های شعله‌شعله اسلیمی‌های نیلگون، كه سالیانه از خلالل كمربند مشبك چشمه چشمه گنبد در گذرند، رو به اوج گاه گنبد فلك، تنوره می‌كشند كه با بارش خورشیدی هزار زبانه بر پهنای آسمان نگارین چشم را بار دیگر به بهشت روی زمین فرود می‌آورند

از زبان پرفسور آ.بوپ مسجد كوچكتر شیخ لطف‌الله یكی دیگر از بناهای آن زمان است كه به خاطر اندازه برازنده و كار كرد ساده شده تر آسانتر درك می‌شود. شكل استوار گنبدی بر روی یك اتاق چها گوش كه میراث معماری ساسانی است در این مسجد كوچك زیبا بار دیگر نمایان شده. آنرا شاه عباس روبروی قصر و به افتخار پدرزن روحانی‌اش ساخت. این اتاق منفرد و جالب است كه بیشتر حالت نمازخانه خصوصی دارد، در اینجا هم مثل مسجد شاه برای قرار دادن شبستان در جهت قبله نوعی تعدیل به عمل آمده كه مستلزم ْ45 انحراف از محور شمالی-جنوبی میدان بوده و برای این منظور از پیچی ابتكاری و ناپیدا در دالان مسجد استفاده شده است.شخص وقتی داخل شبستان می‌شود محراب درست روبرویش قرار گرفته است تغییر جهت از بیرون ناپیداست زیرا از بیرون تنها گنبد در بالای دیوارها دیده می‌شود كه سراسر میدان را پر می‌كند. گنبد كوتاه تك پوشه آن به قطر 12 متر بار فراوانش را كه روی دیوارهای قطور ( به قطر 170 cm) قرار گرفته به بنا استحكامی آرام می‌بخشد .

اسلیمی‌های آبی و سفید با وقار به گرد زمینه‌ای به رنگ شیر و قهوه پیچ و تاب می‌خورد و یك سردر مقرس درخشان در میان آن با شكوه نمایان است. خود اتاق نشان یك كمال نهایی نقشه گنبد روی اتاق چهار گوش است كه اینك با بالهایش افزاینده زمان ساده و ملایم شده بود. آنچه در نقشه پی به صورت اتاق چهار گوش بود و می‌توانست مكعبی یكنواخت بشود، به هشت گوش گنبد وار با قابهای پر مایه و جدی و عناصر اصلی و جنبی تضاد تعدیل شده است. گوشواره كوچك و خام اشكانی و ساسانی كه سخت جنبه مكانیكی داشت اینك تغییر شكل یافته و كاملاً جذب شده بود. هر یك از طاق نماهای كنجی كه در واقع گوشواره‌ای غول آسا بود به جای اینكه گودالی شیپوری باشد اینك به كف اتاق می‌رسید. اینها همان جلوه و ابعاد را دارند كه چهار طاق نمای اصلی و بنابراین اتاق دارای پی چهار گوش را به یك هشت گوش تبدیل كرده‌اند.

هر هشت طاق نما با حاشیه‌ای فیروزه‌ای روشن به شكل طنابی ضخیم مزین و با نوارهای پهنی از كتیبه‌های سفید خیره كننده در زمینه تیره‌ترین آبی مات به خط علیرضا بزرگترین خوشنویس زمانه احاطه شده‌اند. از میان قابهای سطح طاق نماهای محور اصلی پنجره‌ها،طارمی‌ها و دریایی بیرون آمده است.







این مجموعه كه بیشتر آراسته به كاشی است درخشان ولی هماهنگ است و رنگهای مسلط فیروزه‌ای لاجوردی و سفید شیری تشكیل می‌دهد. آزاره و طاق نماهای وسط دیوارها با كاشی های هفت رنگ اطلسی پوشیده شده كه در طاق نماها دارای اسلیمی‌های درشتی است. باقی داخل نما از كاشیهای معرق درخشانی است كه موجب رقص نور در سراسر سطح بنا می‌شود و گاه با ورقه‌های تابان نوری همراه است كه لحظه‌ای تمام رنگ و طرح را فرو می‌گیرد. این سطوح روشن و آینه وار به ویژه در طاق نماهای كنجی عبارت از طومارهای بزرگ در هم تنیده‌ای است كه در یك زمینه شیر قهوه‌ای نقش شده است . محراب به خاطر رنگ تمیز و صافش همچنین تركیبات و خطوط هماسنگش بسیار گیر است . از یك نقش خورشیدی زرین بر نوك گنبد رشته طومارهای مارپیچ گسترده‌ای منتشر می‌شود كه پر از شكلهای گل و بوته است. نقش پارچه‌ای كه نمونه‌هایی از آن در دست است. همه این عناصر را نوارهای كتیبه پهنی احاطه كرده كه گنبد بالا و آزاره‌ای را كه به پی می‌رسد متحد می‌سازد. اتاق یكسره خالی است هر نوع متعلقاتی ممكن بود مبتذل باشد و بر اثر شكل نیرومند و رنگ آرانه منكوب شود این یك معماری ناب است بی عیب و آرام وهنوز به همان كمال 300 سال پیش كه آن را بنا كرده‌اند.





تعبیه نور یكی از ویژگیهای چشمگیر است. در ساقه گنبد در فواصل منظم پنجره‌هایی تعبیه شده و در آنها یك جفت شبكه كار گذاشته‌اند. یكی داخلی و دیگری خارجی هر یك شامل نقشهای اسلیمی برجسته‌ای كه در آنها فضاهای پر و خالی متناسب است چنانكه نور دوباره می‌شكند و در طول لبه‌های كاشی آبی رنگ از صافی می‌گذرد بدین سان نور تلطیف و تصفیه می‌شود و بر هزاران سطح شفاف دیوار گنبد باز می‌تابد. همه جا را چون شبنمی براق فرا میگیرد و یك زیبایی غیر زمینی را نمایان می‌سازد. هیچ كس قادر نیست با حالتی هوشیار یا متفكر وارد شود بی آنكه تكان و احساسی ناشی از رسیدن به حضور به وی دست ندهد. این بنا به خاطر همه برازندگیها و كمالش فاقد


ضعف است. فضا كاملاً باز و نقشها بسیار قوی است. این بنا همچنانكه از معماری آن انتظار می‌رفته حالت خود را القامی‌كند.



مسجد شیخ لطف‌الله(( در كتاب اصفهان از نگاهی دیگر))



این مسجد از لحاظ ساختمانی عبارت است از یك فضای گنبد خان با زیر زمینش، یك دالان و یك مسجد بسیار كوچك همین و بس .

1 فضای گنبد خانه نسبت به میدان چهل و پنج درجه چرخیده تا روبروی قبله قرار گیرد اما خود گنبد درست و راست بر جلو خان خود در میدان قرار گرفته است. چرخش این ْ45 را دالان حل كرده است.

2 دالان عمداً تاریك طراحی شده با سقف كوتاه. با آنكه معمار می‌توانسته به راحتی از جهات شمال و مشرق نور بگیرد اما به جز یك پنجره كوچك مشبك سر پیچ دالان دیگر از این امتیاز استفاده نكرده است . نور نور همین قدر است كه جلوی پا را ببینیم و نقشی از كاشی‌ها را . با دالان پیچ می‌خوریم تا درست در ضلع مقابل محراب قرار گیریم.

3 پایین را نگاه كن یك پله هست از آن بگذر . حالا بالا را ببین فضا منفجر می‌شود. آنچه میبینی و هر چه هست نور و رنگ و برق كاشی است. از پنجره‌های مشبك زیر گنبد نور به درون می‌باشد . قد و پهنای پنجره‌ها درست به اندازه سطح جذر‌های میان آنهاست كه نوعی توالی شب و روز را القا می‌كند. از تیزه هر پنجره و از تیزه هر قاب میان آنها لوزیهای زرد رنگ می‌رویند و توری زیبا را تا نزدیك مركز سقف می‌بافند، لوزیها هر چه بالاتر می‌روند كوچكتر و تنگتر می‌شوند و به نوعی خطای باصره را ایجاد می‌كنند تا ارتفاع گنبد بیشتر نشان داده شود. هشت تاك فیروزه‌ای لبه هشت طاقنمای گنبد خانه را حالتی می‌دهند كه به وصف نمگنجد اما یكی از این حالتها آن است كه نمی‌گذارند متوجه شوی چگونه مربع كف مسجد در گردن گنبد هشت ضلعی و دایره شده است. برای تبدیل مربع به دایره تغییری كرده‌اند كه می‌آورم.اگرحسی را كه می‌گویند در تو انگیخت باور‌كن.

مربع چون ضلع و زاویه دارد آغاز و انجام دارد یعنی از جایی شروع و به جایی مشخص ختم می‌شود اما دایره چون چند ضلعی نیست و زاویه ندارد بی آغاز و بی انجام است،با این تفسیر به این نتیجه رسیده‌اند كه مربع نمادی از عالم خاكی و زمینی است و دایره یاد آورنده عالم ملكوتی. حركت از مربع به دایره یعنی سیر از عالم ماده به عالم معنا: از زمین به آسمان پر كشیدن .

28 به جز پنجره‌های مشبك یك دهانه بزرگ از سوی شرق كه میتوان از درون گنبد خانه آسمان را ببینی. این دهانه درست در جهت عكس قبله قرار دارد و بر دیوار قبله و محراب نور می‌افشاند. بازی نور و كاشی و رنگ در این مسجد همتا ندارد .

29 فرم گنبد یگانه است . زاویه آن نسبت به افق كمتر از سایر گنبدهاست و رنگ آن هم همین‌طور . بخصوص وقتی آفتاب بر آن غروب می‌كند. وقتی باران ببارد زمینه آن ترك ترك می‌شود. شاید اگر یك حجم دیگر به بلندی آن در طول مشرق میدان قرار داشت این گنبد آن‌قدر جلوه نداشت كه اینهمه آرام بخش ، متواضع با زیبایی خیره كننده‌اش می‌درخشد. جابری انصاری مولف تاریخ اصفهان وری این مسجد را تشیبه كرده به یك كاسه چینی كه آن را وارونه روی یك كاسه چینی دیگری گذاشته باشند. در محراب آنكه شاهكار مسلم كاشی معرق است نام معمار مسجد استاد محمد رضا ابن استاد حسین بنای اصفهانی آمده است.نام نغز و دستانی كه اثری جاویدان پدید آوردند و اما تو ای خواننده اگر از آنهایی هستی كه دیوان حافظ را میبوسند در برابر این نام تعظیم كن . این مسجد در تاریخ معماری ما همان جا نشسته كه دیوان حافظ در تاریخ ادبیات ما .

30 در ورودی مسجد هر لنگه‌اش یك تخته است از چوب چنار ، یعنی درختی كه این تخته را داده باید قطرش از دو لنكه در بیشتر باشد. حالا حساب كن آن درخت چند صد ساله بوده و بعد عمر این در یعنی چهارصدسال را بر آن بیافزای.

31 چهار ستون ستبر زیر زمین این گنبد عظیم را بر پا داشته‌اند نوع سقف این زیر زمین شبیه بیت‌الشتاء مسجد جامع است . اگر هم تو.انستی سری به مسجد كوچك سمت چپ دالان بزن ،انفرادی به نظر می‌رسد.

اگر مسجد جامع عباسی را بتوان با مسجد گوهر شاد مقایسه كرد، اگر گنبد نظام‌الملك یگانه نیست ، اگر سی و سه پل رقیبی چون پل خواجو دارد این مسجد همتا ندارد و چهرصد سال است كه یگانه روزگار باقی مانده است .



مسجد شیخ لطف‌الله از دیدگاه محمود توسلی :



سر اصلی جذابیت معماری مسجد در تباین و تناسب در فضای كاملاً متقابل و عمده یكی میدان نقش جهان و دیگری فضای زیر كنبد و همچنین فضاهای حد فاصل این دو نهفته است . این فضاهای حد فاصل از سه فضا و به یك معنا از پنج فضا تشكیل شده‌اند . می‌توان چنین بیان كرد كه ناظر از فضای وسیع میدان كه فاقد خصوصیت محصور بودن است به فضای اول مدخل مسجد هدایت می‌شود ، سپس از چند پله بالا می‌رود و در فضای دوم مدخل قرار می‌گیرد ،بعد در آستانه ورود به مسجد كه خود فضایی است كم عرض و طولش دو قدم و به كلفتی جرز است و در مسجد در آن تعبیه شده مكث می‌كند سپس وارد راهرو می‌شود كه با زاویه قائمه می‌گردد. ناظر كه با ورود به مسجد از حال و هوای بیرون (فضای میدان) آزاد می‌شود در این راهرو بیشتر بیرون را از یاد می‌برد ودر درون قرار می‌گیردزمانی برابر با طی چهل قدمی در این راهرو میگذردتا به فضای مدخل شبستان می‌رسد، مكثی دیگر و به كلی گسستن از بیرون و پیوستن به به درون كه فضای زیر گنبد است. اینجاست كه فضا در برخی از آثار برجسته معماری ایران صورتی رمزی پیدا می‌كند و مستقل از قوانین سبك در ادوار مختلف تاریخی هر لحظه به شكلی جلوه می‌كند. در مسجد شیخ نه حیاطی هست و نه حوض و درختی ، فقط فضای ناب است كه در دل توده جریان دارد. اگر دو فضای مكث، یكی آستانه در ورودی به راهرو و دیگری آستانه ورود به شبستان را به پنج فضای اصلی بیافزاییم هفت فضا به دست خواهد آمد كه تحلیل شكل شناسی هر یك به شرح زیر است :



۱- فضای میدان : هرچند وسعت میدان توانایی جمع كردن عناصر عمده بصری را زا ناظر سلب میكند اما در این فضای افقی وسیع و باز به سوی آسمان ، زمین و آسمان به هم می‌پیوندد.

۲- فضای جلوخان مسجد: این فضا نخستین فضایی است كه ناظر را آماده ورود به فضای دیگر با مقیاسی متفاوت می‌كند.

۳- ایوان ورودی: فضایی كه پنج پله بالاتر از سطح جلو خان مسجد است . فضایی است تنگ‌تر و آخرین فضای بیرون است.

۴- آستانه ورودی: كه در مسجد در آن تعبیه شده فضای مكث است و نخستین فضای ورود به درون به جهانی دیگر است .

۵- فضای دالان: در این فضاست كه گسستن از بیرون و پیوستن به درون به تدریج حاصل می‌شود . زندگی جهان بیرون، صداها، رنگها و حركات در فاصله زمانی كه در این فضای میانجی طی می‌شود كم‌كم محو می‌گردد این فضایی است واسطه میان بشریت و روحانیت .

۶- آستانه ورود به شبستان: فضای مكث آخر پیش از پیوستن به درون است.

۷- فضای شبستان: فضای درون فضای عالم غیب فضای جهان دیگر.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

گنبد سلطانیه بنایی عظیم با معماری منحصر بفرد

گنبد سلطانیه بنایی عظیم با معماری منحصر بفرد

گنبد عظیم سلطانیه در حال حاضر در بین خانه های خشتی سلطانیه همچون نگینی می درخشد و گوشه ای از هنر و معماری ایرانی را به عالمیان عرضه می دارد .در قسمت جنوب غربی ارگ سلطنتی ( كهندژ ) شهر سلطانیه ، آرامگاه سلطان محمد خدابنده اولجایتو به مثابه یكی از عظیم ترین آرامگاههای اسلامی و شاید با شكوهترین آنها قرار دارد.

تعدادی از محققین اسم قدیمی سلطانیه را ( شرویاز ) دانسته اند ، شرویاز كه امروزه ( ویار ) و ( ویر ) نامیده می شود.نام دیگر منطقه سلطانیه ( قنغوراولانگ ) است . تاریخ نویسان احداث آرامگاه اولجایتو را به طور مشخص در حد فاصل سالهای 704–712و به دستور سلطان محمد خدابنده و با تولیت و نظارت خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ذکر کرده اند.

مورخین در مورد علل احداث این بنا نوشته اند که اولجایتو پس از طرح سلطانیه تصمیم گرفت كه به تقلید از آرامگاه برادرش غازان خان ، آرامگاه رفیع و با شكوهی برای خود بسازد به همین جهت برای بر پایی این آرامگاه ، هنرمندان از هر سو به سلطانیه آمدند تا یكی از شاهكارهای عظیم دوره مغول را به عرصه ظهور برسانند.

بنای گنبد سلطانیه در سال 702 ه ( به روایتی ) بر اساس طرح آرامگاه غازان خان كه آن نیز از بنای آرامگاه سلطان سنجر در ( مرو ) الهام گرفته ، ساخته شد با این تفاوت كه پلان آرامگاه سلطان سنجر مربع ،‌و پلان گنبد سلطانیه هشت ضلعی است . اگر چه تا حد زیادی معماری آرامگاه سلطان سنجر در بنای سلطانیه تاثیر گذاشته بود لیكن حیزهای ابتكاری در بنای اخیر بحدی است كه آنرا بصورت یكی از شاهكارهای هنر و معماری ایران در آورده است كه بعدها نمونه و الگوئی برای احداث تعداد زیادی از انبیه این دوره شد. همچنین معماری گنبد سلطانیه را شخصی به نام سید علی شاه انجام داده است ظاهرا" هنگامی كه اولجایتو امر به احداث آرامگاه خود كرد هنوز سنی بود .

داستان شیعه شدن سلطان نیز جالب است می گویند:

"سلطان شبی در نهایت عصبانیت همسر خود را سه طلاقه می کند. صبح از کرده خود پشیمان می شود ولی برای او هیچ راهی باقی نمانده است. تمام فقهای سنی می گویند دیگر هیچ راهی برای برگشت وجود ندارد.

در این بین یکی می گوید یکی از فقهای شیعه است که شاید بتواند به تو کمکی بکند. این فقیه شیعه کسی جز علامه حلی جوان نبوده است. این جوان نابغه را خدمت سلطان می برند. سلطان جریان را تعریف می کند. علامه می پرسد آیا شما هنگامی که همسر خود را طلاق دادید دو شاهد عادل در آنجا حضور داشت، سلطان جواب منفی می دهد. علامه حلی می گوید پس این طلاق شما اعتباری ندارد و هنوز هم می توانید همسر خود را داشته باشید...

و سلطان شیعه میشود!"

وی تقریبا" در سال709ه یعنی موقعیكه كار ساختمانی گنبد رو به اتمام بود سفری به عراق نمود و تربت پاك امام حسن ( ع‌ ) و حضرت علی ( ع ) را در كربلا و نجف زیارت كرد .

سلطان مغول که حالا شیعه شده بود بعد از مدتی تصمیم گرفت كه آرامگاه خود را به ائمه اطهار اختصاص دهد! بدین منظور قصد انتقال اجساد مطهر آنان ( حضرت علی (‌ع ) و امام حسین (‌ع ) ) را به سلطانیه داشت تا بر رونق تجاری و اهمیت مذهبی پایتخت جدید التاسیس خود بیفزاید .لذا دستور داد تاتزئینات داخلی بنا كه تا آن روز انجام نگرفته بود را طوری بپردازند كه در آن شعائر مذهب تشیع بخوبی مورد استفاده قرار گیرد. بهمین جهت بود كه كلمه ((علی)) به طور مكرر با كاشی در متن آجر نوشته شده است .

در همین اوان سلطان محمد خدابنده دستور ساختن آرامگاهی ساده برای خود در جنب گنبد اصلی را صادر كرد كه به گفته مورخین این بنای آجری ظرف چند هفته به اتمام رسید .

انتقال اجساد مطهر ائمه بخاطر مخالفت شدید علمای شیعه یا بقولی خواب سلطان كه حضرت علی بن ابیطالب را نارضی دیده بود وآن حضرت از این عمل ناراضی بود ، انجام نگرفت و منصرف شد .

بنابر این سلطان ایلخانی مصمم شد كه دوباره این بنا را به آرامگاهی برای خود اختصاص دهد . شاید به همین منظور بود كه دستور داد تمام تزئینات معرق كاری كه كلمه (( علی )) ( ع ) بر آن نقش بسته بود ، و تمام تزئینات آجری كاشیكاری و گره سازی را با پوششی از گچ اندودند و روی آن پوشش را با كتیبه و اشكال مختلف هندسی طرحهای گل و بوته دار با رنگ آبی بر زمینه سفید گچبری كردند اولجایتو در سال716ه. یعنی تقریبا" چهار سال بعد از اتمام بنا در سن 36 سالگی در گذشت و جسد وی در تابوتی از زر ناب در آرامگاه ابدیش دفن شد .

منبع :طیبه صالحی

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

بنای تاریخی "منارجنبان" در شهر اصفهان

بنای تاریخی "منارجنبان" در شهر اصفهان تنهاترین اثر و سازه تاریخی لرزان كشور با ‪ ۷۰۰‬سال قدمت در دوره "ایلخان مغول" با بهره‌گیری از معماری منحصر بفرد بنا شده‌است.

طراحی و ساخت منارجنبان بگونه‌ای است كه با تكان دادن یك مناره علاوه بر آنكه مناره دیگر می‌لرزد،ارتعاش ناشی از تكان آنها نیز در كل ساختمان این مجموعه احساس می‌شود.

با این حال، می‌توان بر این باور بود كه عامل اصلی لرزان بودن منارجنبان اصفهان خاصیت معماری منحصر به فرد آن است.

ایوان منارجنبان از سطح زمین‪ ۱۰‬متر ارتفاع دارد و با احتساب ارتفاع ‪۷/۵‬ متری هر یك از مناره‌های لرزان آن، ارتفاع ساختمان در مجموع به ‪ ۱۷/۵‬متر می‌رسد.

میزان زیربنای ساختمان منارجنبان تاكنون مشخص نشده اما مساحت زمین بنا حدود یك هزار و‪ ۳۰۰‬مترمربع تخمین زده می‌شود.

ورودی مناره‌های ساختمان یك محفظه حدود یك متر و ‪ ۲۰‬در ‪ ۳۷‬سانتی متری است كه بطور همزمان فقط یك یا دو نفر می‌توانند از طریق آن پله‌های مارپیچ مناره را بپیمایند و به بالای منار برسند.

در بنای تاریخی منارجنبان اصفهان یك كاشیكاری بسیار ظریف از نوع معرق و به اشكال ‪ ۱۶‬ضلعی، دایره‌ای، چهارگوش و ذوزنقه‌ای تعبیه شده است كه در دو حاشیه سقف داخلی ایوان درخشش خاصی دارد.

برروی دیوار انتهایی ایوان ساختمان منارجنبان بر بالای مقبره عمو عبدالله دو كتیبه دایره‌ای نصب شده كه در هر چهار قسمت مجزای آن، نام مولای موحدان حضرت علی(ع) نقش بسته است.

وجود دو اتاق كوچك موسوم به "چله‌خانه " از دیگر نشانه‌های بارز ساختمان منارجنبان است كه گفته می‌شود در این چله‌خانه‌ها در گذشته‌های دور مشاهیر و عرفا به مدت ‪ ۴۰‬شب برای تقویت معنوی خود عزلت می‌گزیده‌اند.

منارجنبان از جمله آثار تاریخی و فرهنگی موجود در شهر زیبای اصفهان است كه امسال به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام نامگذاری شده است.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

همسازی فضا و سازه در معماری دوره هخامنشی

همسازی فضا و سازه در معماری دوره هخامنشی

بنای معماری محصول مشاركت عناصر عمده ای چون فضا و سازه است كه تحت تاثیر عوامل فرهنگی . اجتماعی . علوم فنی و ایستایی اقلیمی و جغرافیایی و طبیعی و مبانی اقتصادی شكل میگیرند . ارتباط نزدیك و گریز ناپذیر دو عنصر یاد شده بر آن داشت تا از زاویه تركیب این دو به معماری بنگریم . در این نوشتار سعی بر این است كه روشی برای مطالعه تركیبی دو مقوله فضا و سازه ارائه شود و سپس این دو روش برای معماری دوره هخامنشی مورد استفاده قرار گیرد .

تعاریف و مبانی نظری موضوع شامل :

تعریف همسازی ، فضای معماری ، سازه

معیار های برقراری همسازی

روش بررسی سازگاری بین فضا و سازه

همسازی در این نوشتار مطابق انچه در فرهنگ لغت استفاده شده است به معنای هم آهنگی و توافق است . اگر دو چیز به نحوی با یكدیگر عجین شوند كه تقدم و تاخرشان را نتوان تشخیص داد . در اینصورت بین آنها همسازی و همنوایی برقرار می گردد . مناسبت بین فضا و سازه هنگامی برقرار میشود كه ایجابات فضایی و ایجابات سازه ای با یكدیگر به تفاهم برسند . بدین معنا كه سازه بر اساس ایجابات خویش بتواند نوعی از فضا را به اقتضای فرهنگش بوجود آورد و فضا نیز بر پایه ایجابات خود با استخدام سیستم سازه ای ممكن تحقق عینی پیدا كند . به بیان خلاصه تر ، طراحی فضا عین استخدام سیستم سازه ای مربوطه باشد .

در معماری دوران حكومتی دوران هخامنشیان تامین انواع فضاهای مورد نیاز بر اساس سیستم سازه ای ممكن صورت میگیرد . ایجاد فضاهایی كه دارای ابعاد مختلف در طیف خرد تا كلان و ارزشها و كاركردهای مختلف هستند . با استفاده از سیستم های سازه ای به ارث رسیده از گذشته گاه گزینش شده و آگاهانه و بویژه خلاق محقق میگردد .

منطق ایستایی یك سازه تركیبی از سنگ و چوب و خشت خام را تطابق رفتار این مصالح با نقش آن ها در عنصر سازه ای و تناسب میزان مصالح با ابعاد آن ها آگاهی فنی از نقاط خاص سازه ای و ساختار شكنی مناسب مصالح برای باربری . استفاده از نیروی وزن سازه ( بار مرده ) برای پایداری . تناسب سازه ای با میزان مقاومتش در برابر بار وارده ، با حركت به سمت ارتفاع به منظور پرهیز از بیهودگی و ایجاد تعادل در سا زه اتصالات مطابق با طبیعت مصالح تشكیل میدهند . بر این ساسا مقاومت فشاری خشت و سنگ ، به كارگیری این مصالح را به صورت عناصر عمودی یا دیواره ها و ستو نها و مقاومت كششی و فشاری و خمشی ( چوب ) یكی از كاربردهای آن را به شكل عناصر افقی یا تیر ها ایجاب میكند . و سازه و تیر و ستون یا قابی شكل به این صورت است كه نیروهای وارده ( بارها و وزن عناصر ) به كمك عناصر افقی یا تیر ها یا رفتار خمشی به عناصر عمودی یا ستونها و دیواره ها منتقل میشود و این عناصر بار را به صورت فشاری به تكیه گاهها یا پی ها انتقال میدهند . وزن پایه های سنگی باعث میشوند كه ستو نها بتوانند در برابر بعضی از نیروهای افقی مانند نیرو های باد مقاومت كنند . ( قابلیت تحمل خمش یك تیر یا یك سازه قابی بیشتر بستگی به جنس آن عضو و نیز شكل مناسب هندسی آن دارد . مثلا اگر یك الوار چوبی را در جهت پهنا بخوابانیم مقاومتش در خمش كمتر از وضعیتی است كه در آن الوار مزبور به گونه نره یعنی بر روی ضخامتش قرار گرفته است )

جالب آنجاست كه این نكته توسط سازندگان تخت جمشید در طرح تیرهای چوبی شان رعایت شده است .

زبان سازه سنگی به شكل ستون بصورت سه جزء تركیبی از پایه ، بدنه ستون ، و سرستون . بروز میكند و از ابعاد قطعات سنگی و بدنبال ان از وزن سازه بتدریج كاسته میشود . وزن سقف توسط تیرهای چوبی به سرستونها وارد میشود . در سر ستونها كه كلفتی آنها از پایین به بالا بتدریج كم میشد . قطعاتی كه به صورت سر گاو كنده كاری شده بود قرار داشت و سر تیرهای چوبی در این قطعات جاسازی میشد . از دیدگاه مكانیكی و جاسازی آن ها از لحاظ پایداری فرم ساختمانی و پخش نیروی وارده درست و بسیار جالب است .

همچنین قرار دادن رویهم تیرها جهت افزایش لنگر دوم مساحت كه درتحمل نیروی خمشی موثر است ، خود نشان دهنده آگاهی سازندگان آن به اصول مكانیكی بوده است . جهت سوار نمودن قطعات برروی یكدیگر ، محلهای اتصال در پیرامون ستونها تراشیده میشود . و قسمت مركز ستونها نیز در محل به شكل فاق و زبانه تارشیده میشود كه معمولا قطعه بالایی درون گودال قطعه زیرین قرار میگیرد . و مابین اتصال در محل زیر تراش ماده ای ریخته میشود كه عمل چسب سنگ را بین قطعات ستونها را نجام میدهد . و گاه اتصال قطعات سنگی توسط بست های آهنی انجام میشود . زبان سازه سنگی یا خشتی به شكل دیوار ، ضخامت ها و ابعاد مختلف بر اساس میزان بار وارده و قرار دادن قطعات بر روی یكدیگر به شكلی كه نهایتا عنصر مقاوم و یكپارچه ای را ایجاد كند ، میباشد .

بنابر این معماری با ملاحظاتی از قبلی مصالح ساخت ، سازه ، فرهنگ كنترل میشود . بدین ترتیب فضا از همزیستی ، همكاری و ترتیب فضا از همزیستی ، همكاری و تركیب فضایی ستونها مبتنی بر زیان رمز و تمثیل ، در وحدت با سیستم سازه ای بوجود میآید . تعداد در اینجا از حالت تعین كمی به نوعی كیفیت و تعین كیفی مبدل میشود . هر عنصر ستون هویت وجودی و مكانی خود را حفظ میكند . اما استقلال اثر خود را از دست میدهد . و فضایی بروز میكند كه عین مجموع اثر اجزاء در حال استقلال نیست و سازه ای شكل میگیرد كه قادر است در چنین مقیاسی به طور مقاوم عمل نماید . به كارگیری عمل ارتباط با گونه تركیبی بین عناصر مرتفع اشكال رمزی و نمادین این عناصر و تداوم در عمق آن ها ، فضا و سیستم سازه ای را در وضعیت انطباق و عمل مشاركت قرار دهد . این تركیب استوار و پابرجا ، قدرت و نیرویی است كه تعریف و تبیین فضا را بر عهده دارد . هدف از مرئی داشتن صوصیاتی معین با واسطه سیستم سازه ای ، مشخص كردن اعتقادات كلی شان بوسیله ساختمانهایشان كه به گرایش عمودی ، اشكال رمزی و ابعاد وسیع به عنوان تم های اصلی شان مینگرند .

ار آنچه گفته شد میتوان چنین نتیجه گرفت كه اگر این عناصر یعنی ستو نها برداشته شوند . ضمن آنكه سازه فرو میریزد . بلكه فضا نیز درهم میشكند . چرا كه رابطه ای درونی و متقابل بین شخصیت و ماهیت فضا و موقعیت سازه و مصالح برقرار میباشد .

سیستم تیر و ستون و دیوار باربر به صورت یك قاعده و انتظام ، بر شكل گیری بسیاری از فضاها در سطح حكومتی ، با ابعاد و عملكرد های مختلف در فضاهای زیستی و سكونتی اشرافی ، دیگر فضاهای نظامی . معابد . و آرامگاهها و مقاصد و خواسته های لازمه و زیربط حاكم میباشد . گاه نیاز به فضاهای در مقیاس كوچك مانند اتاقها در نباهای مسكونی ، كاربرد غالب دیوار باربر از خشت و خام و آجر كه پوشش دهنده دهانه های كوچك است و عمل تفكیك فضاها را بر عهده دارد ، ایجاب میكند كه گاه درخواست فضاهای در مقیاس بزرگ ( فضاهای جمعی ) در قالب یك شكل معین مثل بناهای مذهبی ، به كار گیری ستون و تیر را موجب شود .

نتیجه :
در معماری حكومتی دروان هخامنشی با توجه به امكانات و محدودیت ها و شرایط و موقعیت ها و ریشه های ظهوری ان نوعی از سازگاری فرهنگ فضا و منطق سازه ، ملاحظه میشود . كه اهمیت ویژه ساختمان را به عنوان رابطی میان خواسته های انسان و دنیا در نظر سازندگان و برپا كنندگان ان ها بیان میكنند.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

بعضی از بناهای معماری شیراز

شیراز نقاط دیدنی و تاریخی زیادی دارد كه برخی از این اماكن در ذیل معرفی شده است.
دروازه قرآن:
در ورودی شهر شیراز در نزدیكی تنگ الله اكبر بنای دروازه قرآن واقع شده است. وجه تسمیه این دروازه وجود قرآنی بر بالای طاقی مرتفع است. این دروازه شامل یك طاق مرتفع از نوع طاق كجاوه ای در وسط و دو طاق با ارتفاع كم در طرفین است. این طاق در زمان حكومت عضدالدوله دیلمی در شیراز ساخته و قرآنی نیز در آن جای داده شد تا مسافران به بركت عبور از زیر آن سفر را به سلامت به پایان برند و در موقع سفر از زیر قرآن عبور كنند. با گذر زمان این طاق شكسته و تخریب شد و در نهایت در سال 1327 هجری شمسی یكی از بازرگانان شیراز به نام «حسین ایگار» معروف به اعتمادالتجار با هزینه شخصی خود طاق كنونی را بازسازی كرد و چند آیه از قرآن كریم را با خط ثلث و نسخ كه بر روی كاشی نوشته شده بر بدنه طاق نصب كرد.
آرامگاه حافظ:
آرامگاه شاعر بزرگ و غزلسرای نامی ایران خواجه شمس الدین محمد معروف به حافظ در چهارراه حافظیه شهر شیراز واقع شده و مساحت آن 19 هزار و 116 متر مربع می باشد. 65 سال پس از وفات حافظ یعنی در سال 856 هجری قمری «شمس الدین محمد یغمایی» وزیر میرزا ابوالقاسم بایرگوركانی، حاكم فارس، برای نخستین بار عمارتی گنبدی شكل را بر فراز قبر حافظ بنا كرد. این بنا 350 سال پس از وفات حافظ به دستور نادرشاه افشار و یك بار نیز در اوایل قرن یازدهم هجری در زمان حكومت شاه عباس كبیر مرمت شد. در سال 1187 هجری قمری كریم خان زند بر مقبره حافظ بارگاهی به سبك بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی از مرمر نهاد كه امروز نیز همچنان باقی است. بر روی این سنگ دو غزل از دیوان حافظ به شیوه نستعلیق نگاشته شده است. پس از كریم خان در سال 1273 هجری قمری طهماسب میرزا حكمران فارس آرامگاه حافظ را بار دیگر تعمیر و مرمت كرد. در سال 1314 هجری شمسی با طراحی «آندره گدار» فرانسوی بازسازی بنای حافظیه انجام شد. سنگ قبر حافظ به ارتفاع یك متر از سطح زمین قرار گرفته و به وسیله پنج ردیف پلكان مدور احاطه شده است. بر فراز بارگاهش گنبدی مسی به شكل كلاه درویشان بر روی هشت ستون بنا شده است.
آرامگاه سعدی:
آرامگاه شاعر نامی قرن هفتم، شیخ شرف الدین بن مصلح الدین سعدی شیرازی در چهار كیلومتری شمال شرقی شیراز در انتهای خیابان بوستان و در مجاورت باغ دلگشا واقع شده است. این مكان در ابتدا خانقاه سعدی بوده كه وی اواخر عمر خود را در آنجا می گذرانده و پس از فوت درهمان مكان مدفون شده است. برای نخستین بار در قرن هفتم توسط «خواجه شمس الدین محمد صاحبدیوانی» مقبره ای بر فراز قبر سعدی ساخته شد. در سال 998 به حكم یعقوب ذوالقدر، حكمران فارس، خانقاه شیخ ویران شد و اثری از آن باقی نماند. در سال 1187 هجری قمری به دستور كریم خان زند عمارتی از گچ و آجر بر فراز قبر سعدی بنا شد. این بنا در دوره قاجاریه توسط «فتح علی خان صاحبدیوان» مرمت شد. در سال 1329 هجری شمسی بقعه كنونی به جای ساختمان قدیمی ساخته شد. ورودی مجموعه در راستای ورودی آرامگاه است كه معمار آن «آندره گدار» فرانسوی است. ساختمان به سبك ایرانی است با هشت ستون از سنگ های قهوه ای رنگ كه در جلوی مقبره قرار دارند و اصل بنا با سنگ سفید و كاشی كاری مزین است. بنای آرامگاه از بیرون به شكل مكعبی است اما در داخل هشت ضلعی است با دیوارهایی از جنس مرمر و گنبدی لاجوردی. این ساختمان محوطه ای در حدود 10 هزار و 395 متر مربع دارد كه درحدود 257 متر مربع آن زیربنای اصلی آرامگاه است.
ارگ كریمخانی:
ارگ كریمخانی قصر سلطنتی و اندرونی كریم خان زند حاكم شیراز بوده است كه در سال 1180 هجری قمری به دستور وی ساخته شد و در حال حاضر در حوالی میدان شهدا واقع شده است. كریم خان زند برای ساختن قصر خود ماهرترین سنگ تراشان، معماران و هنرمندان آن زمان را به شیراز دعوت كرد و بهترین نوع مصالح را از شهرها و كشورهای مختلف خریداری كرد و در اختیار كارگران قرار داد و در مدت زمان كوتاهی بنای ارگ ساخته شد. در ساختن ارگ معماری نظامی و معماری مسكونی هر دو با هم به كار رفته است. چرا كه ارگ خانه پادشاه بود و باید از ضریب امنیتی بالایی برخوردار می بود. بنابراین دیواره های بیرونی كه همانند دیوارهای یك قلعه نظامی است بسیار مرتفع است. در زمان سلطنت رضاخان پهلوی و پس از آن ساختمان ارگ به عنوان زندان بزرگ شهر در اختیار شهربانی قرار گرفت و در طول این مدت تمام آثار هنری اتاق ها را با گچ پوشاندند. در سال 1350 ساختمان ارگ در اخیتار سازمان میراث فرهنگی قرار گرفت و مرمت و بازسازی شد.
حرم مطهر حضرت شاهچراغ«ع»:
آرامگاه سید میراحمد بن موسی الكاظم«ع» برادر حضرت امام رضا«ع» معروف به شاهچراغ در مركز شیراز و در كنار میدانی به نام میدان احمدی قرار دارد.
گنبد نیلوفری حرم شاهچراغ«ع» به سبك بسیار زیبایی كاشی كاری شده و از دور پیداست. این آرامگاه در بین شیرازی ها دارای شكوه و قداست خاصی است. درون حرم با به كاربردن آینه های ریز رنگین به سبكی هنرمندانه آینه كاری شده و انواع خط های زیبای فارسی و عربی تزیین كننده نمای اطراف آینه ها و كاشی هاست.
بنای حرم مشتمل بر ایوانی در جلو و حرمی گسترده در پشت ایوان است كه در چهار جانب حرم، چهار شاه نشین قرار گرفته و ضریح مطهر در شاه نشین زیرگنبد قرار دارد و از نقره ساخته شده است. حضرت شاهچراغ در نزد پدر بزرگوارش امام موسی كاظم(ع) از جایگاه و احترام خاصی برخوردار بوده است. اعتبار و جایگاه ایشان در بین فرزندان امام موسی كاظم(ع) به حدی بود كه پس از شهادت امام كاظم(ع) گروهی ا زمردم به حمایت از امامت ایشان برخاستند و فرقه ای به نام امامیه را پدید آوردند. تاریخ نویسان زمان پیدایش قبر حضرت احمد(ع) را یكسان ننوشته اند. گروهی آن را در زمان عضدالدوله دیلمی و گروهی در زمان مقرب الدین مسعودبن بدر نوشته اند.
باغ ارم:
باغ ارم در شمال غربی شیراز و درانتهای خیابان ارم قرار گرفته است. این باغ به مناسبت عمارت و باغ بزرگی كه در گذشته توسط «شدادبن عاد» پادشاه عربستان به رقابت با بهشت ساخته شده و ارم نامیده شد، به باغ ارم مشهور گردیده است. تاریخ ساخت این باغ را به دوره سلجوقیان نسبت داده اند. چرا كه در آن زمان باغ تخت و چند باغ دیگر توسط «اتابك قراجه» حكمران فارس احداث شد و احتمال ایجاد این باغ به درخواست وی و در آن دوران زیاد است. در اواخر سلسله زندیه بیش از 75 سال این باغ در تصاحب سران ایل قشقایی بود. بنای اولیه عمارت باغ ارم توسط «جانی خان قشقایی» اولین ایلخان قشقایی و پسرش «محمدقلی خان» و درزمان فتحعلی شاه قاجار احداث شده است. درزمان ناصرالدین شاه قاجار، میرزا حسن علی خان نصیرالملك این باغ را از خاندان قشقایی خرید و ساختمان كنونی را به جای عمارت قبلی ساخت. عمارت اصلی باغ ارم طبق معماری دوره صفویه تا قاجاریه بنا شده است. این باغ در حال حاضر به عنوان باغ گیاهشناسی مورد استفاده قرار می گیرد. باغ ارم در سال 1353 به ثبت تاریخی رسیده است.
دیگر نقاط دیدنی:
باغ عفیف آباد، باغ نارنجستان قوام، مسجد نصیرالملك، مسجد جامع عتیق، مسجد وكیل، حمام وكیل، بازار وكیل، آرامگاه خواجوی كرمانی، حرم حضرت سیدعلاءالدین حسین(ع)، آرامگاه شیخ روزبهان، آرامگاه ابن خفیف، سرای مشیر، كلیسای ارامنه و... از دیگر مناطق دیدنی در شیراز محسوب می شود

5تیر

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

عمارت عین الدوله

خانه صدراعظم مظفرالدین شاه موزه می شود
یك توك پا به پنج دری عمارت عین الدوله


خانه و باغ عمارت عین الدوله در ضلع جنوبی خیابان جمالی در حال بازسازی است تا به حال و هوای دوره قاجار بازگردد
مرضیه سبزعلیان
هیچ بعید نیست كه كسی در خاك خیس این باغ، در بی صدایی یك نیمه شب مدفون شده باشد. چه توقع كه عین الدوله مستبد، كه هر مشروطه خواهی را گاه با تیزی تیغ و گاه با تیزی پنبه سربریده، بتواند حضور من خبرنگار و آن مورخ عصر مشروطه را كنج عمارتش تحمل كند. اما عمارت عین الدوله در محله مبارك آباد تهران با قدمت 150 ساله اش وقتی ما را به عصر مشروطه برد كه عین الدوله تنها یك عكس بود، از آن ایام.
عمارت عین الدوله از اواخر دوره سلطنت مظفرالدین شاه و اوایل حكومت محمدعلی شاه قاجار یك بند اینجا ایستاده است. اما آن وقت ها هنوز سر و شكلش مرتب بود، از تگرگ و باران تنش فرسوده نشده بود. در شاه نشین و دو گوشواره اش دو طاقچه آینه كاری شده بود كه حالا تخریب شده است. حالا دیوارش پر از گچ زرد رسوب گرفته شده است و میراث فرهنگی در جست وجوی دستان هنرمندی است كه بتواند طاقچه های آینه كاری شده را مرمت كند. وقتی در عمارت عین الدوله چرخ می زنم انگار یك نفر مرا پرت می كند وسط عصر مشروطه. محرم 1324 قمری است، بی هیچ حرفی می ایستم گوشه باغ. عین الدوله حواسش به من روزنامه نگار نیست. بوی تنباكو می دهد، شق و رق راه می رود، گاهی می ایستد و سبیل سفیدش را كه تا بناگوش در رفته توی مشت می گیرد. انگار دارد فكر می كند. با خودش می گوید: این سیاست تظاهر به دینداری و سینه زنی برای امام حسین(ع) می تواند اعتماد از دست رفته در بین عوام مردم و مشروطه خواهان را به من بازگرداند.
بعد دست چپش را با آن سر آستین های زر دوزی شده روی غلاف شمشیر طلاكوب حلقه می كند و می رود انتهای باغ، آن جا پر از دود هیزم و بوی كباب است. وقتی عربده می زند: دست بجنبانید! نوچه ها آن قدر در هیزم ها فوت می كنند كه چشمانشان رگه های قرمز می گیرد.
امشب هم مانند دیگر شب های محرم چند صد نفر از طلاب، مهمان عمارت هستند، امیربهادر و چند نفر از آقازاده ها از راه می رسند بعد از ذكر مصیبت عاشورا و صرف شام می روند و لب پاشویه استخر عمارت نیم خیز می شوند، سرانگشت ها را به خیسی آب تر می كنند. بعد از روی پل های فلزی باریك روی استخر می گذرند، روی یكی از چند محل كوچكی كه به صورت جزیره روی استخر ایجاد شده و پر از قالیچه و اطلسی است می نشینند. عین الدوله روی پشتی قرمز لم داده، در استكان كمرباریك شاه عباسی چای می نوشد. تعارفشان می كند و به فراخور نفوذ و قدرتشان مبلغی كف دست هریك می گذارد. آن ها بلند می شوند و از میان درختان جنوبی باغ كه آن روزها هنوز آتش نگرفته بودند می گذرند و عمارت را ترك می كنند.
عمارت عین الدوله در سال اوج گیری قیام مشروطه خواهان 1324 گاهی میزبان مشروطه خواهانی بود كه خواسته هایشان را مسالمت آمیز به گوش صدراعظم مستبد می رساندند و خواهان تأسیس مجلس بودند و گاهی شاهد جلسات عین الدوله با درباریان مخالف مشروطه بود. چنانچه در جمادی الثانی 1324 زمانی كه تعدادی از تجار معتبر تهران در سفارت انگلیس تحسن كردند و بازار تهران به صورت تعطیل درآمد، حاجی امین الضرب و حاجی آقا محمد معین التجار بوشهری و تعداد دیگری از تجار معتبر تهران بعد از ملاقات با مظفرالدین شاه و درباریان خود را به عمارت عین الدوله در مبارك آباد رساندند. تا خواسته های مشروعشان را به اطلاع صدراعظم برسانند. تجار از جهت شمال ساختمان از سكویی با ارتفاع حدود یك متر و نیم گذشتند و وارد ایوانی شدند كه به چندین اتاق، مطبخ و انبار راه داشت. یكی از خدمه، آن ها را راهنمایی كرد. تجار از ایوان وارد راه پله ها شدند و به در بزرگی رسیدند كه دو طرف آن پر از اتاق های بزرگ با گچ بری های رنگی و قوس های آینه كاری شده بود، البته حالا نیمی از آن گچ بری ها ریخته و در دست مرمت است. در یكی از اتاق ها عین الدوله روی صندلی انگلیسی شق و رق نشسته بود، دست هایش روی زانوها بود و لبه كلاه تخم مرغی اش را تا نزدیكی خط ابروها پایین آورده بود. رو به تجار گفت: این مردم چه می خواهند هیچ كدامشان از ترس حرفی نمی زنند، ما كه قول عدالت خانه داده ایم! حاجی آقا محمد معین التجار بوشهری ایستاد و گفت: من از این جماعت نیستم حرفم را پوست كنده می زنم، این جماعت تجار جسمشان در خدمت شما و روحشان پیش متحسنین است. آن ها عزل شما از صدارت و برقراری مشروطه را می خواهند. ما توقع داشتیم عین الدوله عربده بكشد اما آن مورخ نوشته كه عین الدوله سكوت می كند، متفكر می شود و می رود میان سر ستون ها و تیرهای چوبی تراس می ایستد. دود چپق را بیرون می دهد و به محوطه خارج از باغ و عمارت نگاه می كند، به كشاورزانش كه از زمین های زراعی حسین آباد برگشته اند و در خیابان و قلعه كه محل اطراق كشاورزان و دام ها است در رفت و آمد هستند. البته قلعه خیلی زودتر از عمارت از پا درآمد، حدود 20-30 سال قبل آخرین نشانه های قلعه از بین رفت.
وقتی عین الدوله در تراس زیر گچ بری سقف ایوان و سرستون ها كه آن وقت ها هنوز فرو نریخته بودند ایستاد، بی گمان تمام فكرش در پی یافتن راه حلی برای سركوبی مشروطه خواهان تهران و تبریز بود، او هرگز فكر نمی كرد روزی این عمارت با گچبری های فروریخته و سرستون های پوسیده اش كه به تقلید از معماری اروپایی ساخته شده، مرمت شوند و جزء میراث فرهنگی این مرز و بوم به حساب آیند.
آخرین هرم نفس های هروی ها
اواخر تابستان 1375 آخرین روزهایی بود كه عمارت عین الدوله هنوز هرم نفس های هروی ها را می شنید، شهریور 1375 هنوز رختی روی طناب در سایه درختان سبز باغ پهن بود. آن روزها عمارت عین الدوله در دست دخترش شیرین هروی بود. البته وراث همان روزها وقتی نتوانستند مجوز تخریب و ساخت مجدد بنا را بگیرند، عمارت را به شهرداری فروختند و خانه پدری را ترك كردند. هروی نام فامیلی خانواده عین الدوله بود و امروز میدان هروی در پاسداران به نام همان فامیل است. وراث عین الدوله سه سال پیاپی دنبال دریافت جواز برای ساخت و ساز در آن محوطه بودند، اما با توجه به وضعیت خاص بنا از لحاظ میراث فرهنگی و ملی، شهرداری مجوز صادر نكرد و در نهایت عمارت را خریداری و در اختیار شركت توسعه فضاهای فرهنگی قرار داد تا عملیات بازسازی و مرمت عمارت آغاز شود.
عمارت در دست مرمت
در سال 1376 سازمان میراث فرهنگی كشور طی طرحی تمام ابنیه و ساختمان های قدیمی تهران را شناسایی كرد و حدود چهل بنا را جزء میراث فرهنگی كشور به ثبت رساند و به جمع آوری اطلاعات و تاریخچه درباره آنها پرداخت و آن بناها را برحسب نیاز و ضرورت در نوبت بازسازی قرارداد و برای هركدام كاربری خاصی در نظر گرفت. در این میان مرمت و بازسازی عمارت عین الدوله از حدود چهار سال قبل برعهده شركت توسعه فضاهای فرهنگی قرار گرفت.
مهندس محمد آرام مدیر پروژه های فرهنگی منطقه چهار در شركت توسعه فضاهای فرهنگی، ویژگی خاص عمارت عین الدوله هروی در مبارك آباد را قدمت 150 ساله آن دانست و گفت: خود بنای عمارت از لحاظ مؤلفه های شناخته شده در ساخت و ساز و معماری امتیاز و اهمیت چندانی ندارد، جز آن كه معماری بعضی از نقاط آن مانند گچ بری سرستون ها و سقف ایوان بیانگر تلفیقی از معماری ایرانی و اروپایی است.اما قدمت بنای مركزی و اصلی عمارت و تعلق آن به اواخر دوره مظفرالدین شاه و اوایل حكومت محمدعلی شاه قاجار موجب شده است این بنا جزء آثار ملی ثبت شود.
مهندس آرام بنای مركزی و اصلی عمارت را شامل یك شاه نشین و دو گوشواره دانست و گفت: دیگر فضاهای عمارت طی زمان توسعه یافت و عمارت عین الدوله به شكل امروزی درآمد و عرصه آن به پنج هزار متر مربع رسید كه دارای 800 متر مربع زیربنا در دو طبقه شد. مصالح اصلی و اولیه این عمارت از آجر و چوب است كه متأسفانه طی زمان طولانی بخش های وسیعی از آن مانند گچ بری سقف ایوان، سرستون ها و سقف شیروانی عمارت آسیب دیده و یكی از دو طاقچه آینه كاری شده در عمارت كاملاً تخریب شده بود.
آقای آرام مرمت و بازسازی بناهای قدیمی را طرحی پیچیده خواند كه نیازمند زمان و دقت بسیاری است و گفت: با توجه به آن كه برای مرمت در آینه كاری ها و گچبری های عمارت نیازمند حضور افرادی متبحر هستیم، عملیات بازسازی كمی به طول انجامید اما تاكنون تمام مراحل استحكام بخشی، سفت كاری و مرمت ستون های عمارت تكمیل شده است و حتی شبكه های گرمایشی و سرمایشی عمارت هم مجهز و آماده بهره برداری شده اند. در حال حاضر تنها مراحل نازك كاری و محوطه سازی پروژه باقی مانده است كه انجام این مراحل باقی مانده منوط به تعریفی است كه میراث فرهنگی از كاربری عمارت عین الدوله ارایه می كند.محمد آرام كاربری عمارت عین الدوله را قطعاً فرهنگی دانست و گفت: مسئولان هنوز به توافق قطعی برای كاربری عمارت نرسیده اند اما به احتمال بسیار قوی این عمارت تبدیل به یك موزه خواهد شد و به محض مشخص شدن كاربری عمارت دیگر مراحل مرمت و بازسازی در مدت كوتاهی انجام خواهد شد و حداكثر تا اوایل تابستان سال 1385 به بهره برداری خواهد رسید.ما اكنون تا تابستان 1385 منتظر می مانیم تا مرمت عمارت تكمیل شود و بتوانیم از میان سرستو ن ها و طاقچه های آینه كاری شده اش سفر كنیم به دوره تلفیق معماری ایرانی- اروپایی و حتی تاریخ مبارزات مشروطه خواهان را در ذهن مرور كنیم.

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی