برج  پیزا

شروع به ساخت برج معروف پیزا (Pisa / Piza) که از جاذبه های توریستی ایتالیا می باشد به آگوست سال 1173 باز میگردد. اما بواسطه چندین تاخیر بسیار طولانی در ساخت آن که اغلب بخاطر جنگ های قومی صورت گرفت، پایان کار آن به حدود 200 سال بعد موکول شد. بطوری که در نهایت هنوز هم معلوم نیست که آیا معماری اولیه این برج همان است که در حال حاضر ما می بینیم یا خیر.


ارتفاع این برج از سطح زمین حدود 55 متر می باشد و ارتفاع فونداسیون آن داخل زمین حدود 3.5 متر می باشد. این برج که در اصل برای قرار دادن ناقوس کلسیای بزرگ شهر پیزا طراحی و ساخته شده است حتی قبل از کامل شدن و کج شدن نیز، از شهرت قابل توجهی در اروپا برخوردار بود.

Diotisalvi معمار اصلی این بنا در نظر داشت که پس از طبقه هم کف شش طبقه دیگر بالای این برج بسازد. در واقع اینگونه هم شد اما خیلی زود پس از اتمام ساخت سه طبقه در سال 1178، برج شروع به کج شدن کرد و از آن زمان به بعد علاوه بر اصلاح طراحی، تلاشها برای جلوگیری از کج شدن بیشتر آن آغاز شد.

اولین ناقوس بر روی طبقه همکف این برج قرار گرفت و پس از تکمیل سایر طبقات در سال 1350 هفت زنگ در طبقه آخر آن نصب شد.

دو نظریه اصلی علت کج شدن این برج را بیان می کند. عده ای معتقد هستند که کج شدن آن به دلیل مناسب نبودن زمین و خاک رسی / آهکی است که در اطراف برج قرار دارد. اما بسیاری دیگر به این نظر اعتقاد ندارند و کج بودن برج را یک طراحی اولیه و از پیش تعیین شده می دانند.



عملیات ترمیم و بازسازی برج
در طول قرن ها بارها سعی شده است که با تمهیدات مهندسی و معماری این برج به حالت مستقیم در آید اما این طرح ها هر بار به شکست انجامیده اند. بعنوان مثال در سال 1934 سعی کردند با تزریق بتون زیر برج زاویه مایل بودن آنرا کاهش دهند و یا در سال 1838 برای جلوگیری از کجی بیشتر برج با کندن تونل هایی سعی کردند زمین باتلاق مانند اطراف برج را خشک کنند. خطر سقوط برج در سال سال 1990 به حدی بود که برج برای تعمیرات و انجام عملیات جلوگیری از کج شدن به روی بازدید کنندگان بسته شد و در سال 2001 مجددا" بازدید از آن آزاد شد.
در باره علل ساخت این برج می نویسند : "مردم شهر پیزا ملوان بودند و در جنگها بر مردم اورشلیم، آفریقا، بلژیک، انگلستان، نروژ، اسپانیا، مراکش و ... پیروز شدند، تنها دشمن اصلی آنها فلورانسی ها بودند. آنها برای نمایش قدرت و توانایی خود بخصوص در زمینه معماری اقدام به ساخت این برج نمودند. مجموعه جنگهاییی که بعدها میان مردم پیزا با فلورانس روی داد بارها باعث به تعویق افتادن ساخت برج شد."

فرستنده مقاله: منصوره میرحسینی

تعامل گرافیك و معماری در ساختمان بیلبورد

تعامل گرافیك و معماری در ساختمان بیلبورد



Project Review

Interaction of Graphics & Architecture in The Billboard Building







آرونا: شهر توكیو پر است از ساختمان‌های بسیار كوچك كه در سایت‌هایی بدتركیب و بدقواره ساخته شده‌اند، سایت‌هایی كه در نتیجه اجرای طرح‌های شهری به این روز درآمده‌ و در نقاط مختلف شهر پراكنده‌اند. ساختمان بیلبورد (Billboard Building) كه توسط شركت Klein Dytham Architecture طراحی شده و در Moto Azabu توكیو واقع است، یكی از نمونه‌های موفق این نوع ساختمان‌های بسیار كوچك می‌باشد كه نشان می‌دهد در توكیو چگونه از فضا بطور كارآمد استفاده می‌شود. سایت این پروژه یك قطعه زمین بسیار كوچك مثلثی‎شكل می‎باشد كه در نتیجه طرح تعریض خیابان به این وضعیت نامتعارف درآمده است. طول كلی این زمین 11 متر و عرض آن در یك انتها 5/2 متر است كه در انتهای دیگر به 600 میلی‎متر كاهش می‌یابد. اگرچه ساختمان بیلبورد، كوچك‎ترین ساختمانی می‌باشد كه تا به حال توسط شركت Klein Dytham Architecture طراحی شده است، اما به لحاظ موقعیت شهری كم‌نظیر ساختمان و قرارگیری آن در یك تقاطع شلوغ و پررفت‎وآمد در بخش مركزی توكیو، یكی از برجسته‎ترین پروژه‌های این شركت به شمار می‌رود.







آنچه ساختمان دو طبقه بیلبورد را از ساختمان‎های دیگر متمایز و به پروژه‌ای برجسته و قابل اعتنا تبدیل می‎كند، عبارت است از استفاده ماهرانه از طراحی گرافیك، جهت خلق یك اثر معماری بسیار جذاب و تأثیرگذار. شكل‎گیری این ایده به دیدگاه معماران پروژه برمی‎گردد كه معتقد بودند ابعاد و شكل خاص زمین اقتضاء می‎كند كه ساختمانی با یك شخصیت گرافیكی قوی و تأثیرگذار یا به تعبیر طراحان پروژه، نوعی بیلبورد قابل سكونت در آن ساخته شود.







با توجه به ایده اولیه طراحان، ساختمان بیلبورد، همچنان‎كه از نامش پیداست، بیشتر به یك بیلبورد شبیه است تا به یك ساختمان. نمای شیشه‎ای این ساختمان با طرح گرافیكی چاپ‎شده‎ای از گیاه بامبو (خیزران یا نی هندی) پوشیده شده است كه یك نوع حس سرسبزی به منظر شهری فشرده و متراكم توكیو می‎بخشد. این طرح گرافیكی قابل توجه و گیرا علاوه بر آنكه به عنوان پرده‌ای در مقابل نور خورشید عمل می‎كند و دریافت گرما از نمای جنوبی ساختمان را كاهش می‎دهد، نوعی عرصه خصوصی و خلوت نیز در داخل ساختمان ایجاد می‎نماید. همچنین دیوار داخلی پشت این نما كه با سبز تند رنگ‎آمیزی شده است، تأثیر بصری طرح چاپی بامبو را در شب تقویت می‎كند و در نتیجه ساختمان در شب به یك نشانه تبلیغاتی بسیار بزرگ و صاف و یكدست با ارتفاعی بالغ بر 6 متر تبدیل می‎شود و یك جنگل تابناك بامبو را در قلب كلان‌شهر توكیو به معرض نمایش می‌گذارد.






بلندترین ساختمان جهان كدام است؟

بلندترین ساختمان جهان كدام است؟



Architecture of the World

What is the World's Tallest Building?



Taipei 101 Tower, Taiwan



آرونا: پاسخ این سؤال بسته به اینكه چه معیاری برای اندازه‌گیری ارتفاع ساختمان در نظر گرفته شود و چه تعریفی از ساختمان ارائه گردد، متفاوت و در نتیجه محل بحث و جدال است. بسیاری معتقدند عناصری همچون تیر پرچم، آنتن و منارهای مخروطی كه از ملحقات تعداد زیادی از ساختمان‌های بلند هستند، نباید در اندازه‎گیری ارتفاع ساختمان به حساب آورده شوند. همچنین از نظر فنی، برج‌های مشاهده و برج‌های مخابراتی بایستی به عنوان سازه در نظر گرفته شوند و نه ساختمان، چون این نوع برج‌ها قابل سكونت نبوده و فاقد فضای مسكونی یا اداری هستند.



Petronas Twin Towers, Malaysia



با این اوصاف، به نظر می‎رسد برج تایپه 101 (Taipei 101 Tower) در تایوان، با ارتفاعی بالغ بر 509 متر، بلندترین ساختمان حال حاضر جهان باشد. اما بایستی توجه داشت كه منار مخروطی بزرگ آن (با ارتفاع 60 فوت) باعث این افزایش ارتفاع ‎شده است. پیش از ساخت برج تایپه 101، برج‌های دوقلوی پتروناس (Petronas Twin Towers) در كوالالامپور مالزی، بلندترین ساختمان‎های جهان به شمار می‌رفتند. همانند برج تایپه 101، بخش قابل توجهی از ارتفاع برج‌های دوقلوی پتروناس نیز به مناره‌های مخروطی‌شان مربوط است، نه به فضای قابل استفاده آنها.



Sears Tower, Chicago



اگر در محاسبه ارتفاع ساختمان، تنها فضای قابل سكونت مد نظر قرار گیرد و از سطح پیاده‎رو ورودی اصلی تا رأس سازه‎ای ساختمان (بدون احتساب تیرهای پرچم و مناره‌ها) اندازه‌گیری شود، در این صورت برج سیرز (Sears Tower) شیكاگو كه به ارتفاع 442 متر، در سال 1974، ساخته شده است، هنوز نیز عنوان بلندترین ساختمان جهان را برای خود حفظ خواهد كرد. اما اگر در اندازه‌گیری ارتفاع ساختمان‌، مناره‌ها، تیرهای پرچم و آنتن‌ها نیز به حساب آورده شوند، در این صورت رده‌بندی بلندترین ساختمان‎های جهان، بایستی تمام سازه‎های ساخت بشر را ـ چه فضای قابل سكونت داشته باشند و چه نداشته نباشند ـ در بر بگیرد. با این فرض، برجCN در كانادا، برج مخابراتی و جاذبه گردشگری تورنتو با ارتفاعی بالغ بر 33/553 متر، بلندترین ساختمان حال حاضر جهان خواهد بود.



CN Tower, Canada



نكته جالب توجه اینجاست كه هیچ یك از این ساختمان‌ها، بدون توجه به اینكه بر اساس چه معیاری عنوان بلندترین ساختمان جهان را به خود اختصاص داشته باشند، این عنوان و جایگاه‌ را برای مدت طولانی در اختیار نخواهند داشت. با توجه به رقابت شدیدی كه در حال حاضر میان كشورهای مختلف برای برافراشتن ساختمان‌های هر چه بلندتر وجود دارد، حتی ساختمان‌های بلندتری كه هم اینك در مرحله طراحی و بر روی كاغذ هستند، نیز نبایستی از حفظ درازمدت جایگاه‌شان در آینده مطمئن باشند.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

عجایب هفتگانه جهان

عجایب هفتگانه جهان

عجایب هفتگانه جهان، شگفت ترین و بزرگترین آثار هنری معماری دوران باستان به شمار می آیند که فعلاً تنها یکی از این عجایب معماری وجود دارد و متباقی در مرور زمان از بین رفتند نخستین کسیکه در باره این شهکار های معماری تحقیق و کتابی نوشت آنتیپاتروس سویدنی است . کتاب او بهر حال نه دارای دیدگاه فلسفی بوده و نی یک کتاب هنری محسوب میشود، بلکه راهنمای ساده ای برای سفر در عهد باستان بوده است ـ

اگر خود به راستی به این سفر ها رفته باشد و سخن دیگران را بازگو نکرده باشد، بیشتر راههای تجارتی معروف آن زمان را دنبال میکرده . او فقط یکی از عجایب هفتگانه را در یونان یافت پیکره زئیوس اثر فیدیاس ، او در اسیای صغیر معبد آرتمیس را ، در افسوس آرامگاه شاه موزولوس پادشاه هالیکارناس را در جزیره رودس مجسمه غول پیکر که به مجسمه هلیوس معروف بود ، در افریقا فانوس دریائی اسکندریه و هرام مصر و بلاخره در آسیا دور باغهای معلق بابل دیده است ـ

آنتیپاتروس در نوشتارش به ساختمانهای معروفی که در نزدیک اش بودند و یا به اصطلاح جلوی خانه اش واقع بودند مثلاً ساختمان اکروپولیس در آتن اشاره ای نکرده ، زیرا کتاب او به عنوان راهنمای سفر برای یونانیان که قصد سفر و یا برای قشر تحصیلکرده بود ـ

وی همچنین تنها آن عجایبی را در کتاب خود ثبت کرد هنوز در آن دوران دیده ویشدند . مثلاً برج بابل، که بدون تردید یکی از عجایب آن زمان بود که دوران زندگی آنتیپاتروس در هم فرو ریخته و لذا جز مناظر دیدنی شمرده نمیشد و او نمی خواست ویرانه ها را به مردمان عصر خویش ارائه کند . چون یونانی ها عاشق هنر و زیبائی بودند و خرابه را قابل تحسین و عجیب انگیز نمی دانستدـ

عجایب هفتگانه جهان قرار ذیل می باشند: ـ

هرم بزرگ جیره

هرم بزرگ جیره که نزدیک قاهره دیده میشود یکی از جمله عجایب هفتگانه است که تا این زمان وجود دارد و گذشت دوران و حوادث نتوانسته است خللی در ارکانش ایجاد کند. سطح قاعده هرم جیره مربعی است که هر ضلع آن 233 متر است و این اثر معماری حیرت انگیز متکی به سطحی است که مساحتش بالغ بر 54 هزار متر مربع می باشد . بر اثر عوامل جوی تاکنون 12 مت از ارتفاعش کاسته شده است حجم این توده بزرگ و عظیم سابقاً دو ملیون و هفتصد هزار متر مکعب که شامل وزنی معادل هشت ملیون تن بود، این مقدار سنگ ثابت میکند که در مشرق رود نیل کوه هایی وجود داشته که تخته سنگهای آن را به این نقطعه حمل کرده و بر روی هم قرار داده اند . بنای عظیم روی قاعده سنگی هرم بسیار دقیق است به طوریکه معماران امروز حیرانند که در آن زمان با چه وسایلی به این دقت بدون کوچک ترین اشتباهی اندازه گیری و دیزاین شدهاست . راهروی ورودی هرم مختصر خمیده گی دارد که مستقیم به طرف شمال میرود، اگر یک خط فرضی از منتها الیه راهرو ادامه یابد با چند درجه اختلاف پائین تر به قطب منتهی میشود و این اختلاف به علت محور زمین است که در طول این مدت پیدا شده است . هرم مصر مقابر فراعنه می باشد ـ

باغ های معلق

در زمان قدیم در بابل پادشاهی بود بنام نینوس که با سمیرامیس ازدواج کرده بود . سمیرامیس از زندگی در بابل خسته شده و بابل برای او ملال نگیز گشته بود . شوهرش برای رفع اندوه او با قدرت مطلقه ای که داشت دستور ساختن بنایی را داد که در کرانه رود فرات بنا گردید. باغهای معلقه میان خالی بود به طوری که تحمل وزن ساکنین ان را داشت و خراب نمیشد . برای آنکه به ارزش چنین بنایی پی ببریم باید توجه کرد که در آن زمان هیچ کس از طرز ساختن سقفهای ضربی اطلاعی نداشت . این خود یکی از عجایب ساختمان باغهای معلق گردید . تنها راهی که برای معماران موجود بوده ساختن ستونهای سنگی بود که قدرت تحمل بنا را داشته باشند در بنای این ستونها از تخته سنگهای سنگین و چهارگوش که هر ضلع آن پنج متر بود استفاده میکردند . در حقیقت باغهای معلق بابل بر فراز جنگلی از ستونهای مرتفع و سنگی قرار گرفته بود . مسله دیگری که در باغهای معلق بابل فوق العاده به نظر میرسید چگونگی نفوذ ناپذیر بودن تپه ها بود که بر روی هم قرار داشتند معلوم نیست چه وسیله ای به کار می بردند که آب باران و برف از هر یک از باغها به پائین نفوذ نکند . برای آبیاری طریقه ای بکار میبرند که آب رود فرات مستقیماً به مرتفع ترین قسمت باغ جریان داشت تا بتوانند درختان و گلها را آبیاری کنند . باغهای معلق بر همه شهر مسلط بود چشم انداز زیبای داشته و از فراز آن منظر رود فرات ، شهر،سربازان و جاده ها پیدا بودند و عبور و مرور قافله که بین شرق و غرب در تردد و حمل کالای تجارتی بودند به خوبی دیده میشده

اما متسفانه از این شهکار معماری چیزی باقی نمانده است ـ

معبد دیان

معبد دیان (الهه شکار و ماه) در یونان واقع شده بود . ابتدا بارگاه این الهه بسیار نکبت بار بود . این بارگاه عبارت از پیکره ای بود که داخل درخت مجوفی جای داشت ولی در قرن 6 قیل از میلاد تصمیم گرفتند معبد بسیار با شکوهی برای ااهه بنا کنند . برای ساختن این معبد محل دقیقی لازم بود تا از زلزله های دائمی که در این منطقه روی میداد در امان باشد و به همین دلیل تصمیم گرفتند روی زمینی باطلاقی و نرم دست به عبارت بنا بزنند .

نخست مقداری زیادی ذغال و چوب و بوجی های پوستی در آن باطلاق ریختند تا قابلیت تحمل بنا را پیدا کند . برای مصالح ساختمانی آن ، سنگ مرمر را در نظر گرفتند. این معبد در فضایی به طول یکصدو بیست و هفت متر و عرض 73 متر ساخته شد . ساختمان این محصور به 127 ستون بود که به سبک معماری یونانیف در دو طبقه بالا رفته بود .ارتفاع این ستونها هر یک 19 متر متر که روی سرستونها تخته سنگهای مرمر چهار گوش افکنده بودند که بام معبد را تشکیل میداد. ساختمان این معبد به سال 400 قبل از میلاد پایان یافت ، ولی نیم قرن بعد یعنی در سال 446 قبل از میلاد بر اثر آتش سوزی مهیبی از بین رفت و نابود شد . شاید به نظر عجیب آید که آتش چگونه توانسته است توده های حجیم و وزین سنگ مرمر را از بین ببرد، اما حقیقت امر این بود که سنگ مرمر ستون بندی داخلی معبد بود و تیغه های چوبی که اطاقها و راهرو ها را از هم جدا میساخت بکلی طعمه حریق شدو بر اثر حرارت حاصله از سوختن چوبها ف سنگهای مرمر اسید کربنیک خود را از دست داده و به صورت سنگهای آهکی معمولی درآمدند و از سنگهای مرمر جز آهک چیزی باقی نماند ـ

واقع شوم آتش سوزی عمدی بود و مردی جاه طلب به نام استورات چون توفیقی در بدست آوردن شهرت نیافته بود خواست از این طریق شهرتی بدست آورد و معبد دیان را طعمه حریق کرد . معبد را دو باره بنا کردند ولی به سال 362 میلادی که (گت ها) بر آسیا صغیر تسلط یافتند معبد دیان را برای دومین بار تخریب کردند . کم کم در طول زمان سنگها و سایر مصالح و تزئینات اش را ربودند و بطوری که امروزه کمترین اثری از معبد دیان برجای نمانده است ـ

مجسمه زئوس

صبق اساطیر یونان باستان جایکاه زئوس در تسالی بر فراز امپ بود . زئوس آنچنان قدرتی داشت که با مختصر اخمی کوهی را متزلزل میکرد به همین جهت است که فئیدیاس مجسمه ساز مشهورف مجسمه خدای خدایان را با پیشانی ترش و در حالی که چین بر ابرو افکنده است تراشیده.

این مجسمه عظیم چهار مین عجایب سبعه دنیای قدیم بود. ارتفاع آن پانزده متربود و نشان میداد که خدا بر تخت نشسته است . تخت الهی از عاج و آبنوس بود که طلا و جواهرات گرانقیمت در آن به کار گرفتهشده بود . زئوس از طلا و عاج تراشیده شده بود اندامش از چوب آبنوس بود که قسمتهای عریانش از عاج نشان داده بودند تا برهنه وانمود شودف و بقیه بدنش با طلا اندود شده بود. تاجی از درخت خار که آن هم طلا خالص بود روی سر داشت . مجسمه کوچک الهه پیروزی را بدست گرفته و عصای سلطنت را در دست چپ داشت . با وجودی که اثری از این مجسمه برجای نمانده است ولی از چند سکه قدیم رومیان که بدست آمده میتوان به عظمت آن پی برد ـ

مقبره موزل

در قسمت جنوب غربی آسیا صغیر، شهری بود بنام (هالی کارنارس) که در قرن ششم قبل از میلاد مسیح شاه موزول با همسرش آرتمیس در آن حکومت میکردند. دربار او مرکز هنر و صنعت بود و او به معماران فرمان داد بنایی بسازند که دیدارش خاطر اهرام مصر را در دل زنده کند . بدین معنی علاوه براین که یک شاهکار هنری بوجود آورند مقبره ای هم باشد.

بدین ترتیب طرح و پایه پنجمین عجایب دنیا قدیم ریخته شد . این بنای چهار گوش در ساحه 140 متر مربع مساحت ستون بندی شده بود و سقفش هرمی شکل بود که در راس آن گادی پیروزی با چهار اسپ حامل شاه و ملکه بود . این بنا در حدود 40 یا 50 متر ارتفاع داشت و آنرا بنام مقبره موزول یاد میکردند ـ

مقبره موزول پس از حمله بربرها و اعراب هنوز بر جا مانده بود . ولی نجیب زادگان و سواران سن ژان آنرا به ویرانی کشیدن تا سنگهایش را برای ساختن استحکامات و برج ها به کار گیرند، بعداً در طول سالیان متمادی سنگ ها مرمر محوطه ای که بنا روی آن واقع شده بود را سوزاندند و از آن آهک ساختند . هنگامی که مشغول سوزاندن آن سنگها بودند تالار زیر زمین آنرا کشف کردند که راهروی باریکی داشت و به اطاق کوچکی منتهی میشد دراین اطاق تابوت مجللی از سنگ مرمر پیدا کردند.چون وسایل و ابزاری برای باز کردن تابوت سنگی نداشتند این کار را به روز بعد موکول کردند اما شبانگاه دزدانی که از این کشف اطلاع پیدا کرده بودند داخل زیر زمین شده و هرچه در تابوت بود خالی کردند و بردند ـ

امروزه از آن بنای با عظمت و شگفت انگیز به جز مختصر آثاری که ارزش زیادی ندارند چیزی باقی نمانده است ـ

مجسمه رودس

در جنوب شهر هالی کارناس جزیره رودس واقع شده که ساکنین اش عموماً کشتی ران و ناخدا بودند به همین دلیل بندر رودس به سرعت رو به ترقی رفت . مردم این جزیره دارای ذوق هنری و مجسمه سازی بودند به گفته یکی از معاصرین در آن جزیره قریب 3 هزار مجسمه معمولی وجود داشته که 100 فقره آن غول پیکر آسیا بود . مشهور ترین آنها مجسمه عظیم و شگرف رب النوع خورشید به نام هلیوس بود که آن را مجسمه رودس مینامند . این مجسمه غول پیکر تقریباً 40 مت ارتفاع داشت طوری ساخته شده بود که از وسط دو پایش کشتی ها عبور و مرور میکردند . ولی متسفانه عمر این مجسمه از 56 سال تجاوز نکرد زیرا در اثر زلزله شدیدی بر زمین افتاد و ویران گردیدـ

میگویند پس از هجوم اعراب و فتح جزیره رودس تکه پاره های این مجسمه را به یک نفر یهودی فروختند که وی برای حمل آن تکه ها 900 شتر کرایه کرد ـ

فانوس دریایی اسکندریه

هفتمین عجایب جهان در باز هم در مصر بود. برجی که بر فراز آن آتشی بود تا شبها راهنمای ناخدایان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد . این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و از همین جاست که کلمه فار به معنای چراغ دریای را در این این نوع ساختمانها که چراغ راهنمایی برای کشتی است بکار میبرند . برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر یعنی بطلمیوس دوم 307 - 247 قبل از میلاد به وسیله معماری به نام سوسترات ساخته شد . آنچه که تاریخ در باره ارتفاع برج ذکر کرده است باور کردنی نیست . یونانی ها میگویند در حدود 272 متر ارتفاع داشته ، ولی اعراب که 10 قرن بعد توانستند قدم به مصر گذارند گفته اند ارتفاع خرابه برج به 16 متر میرسد این برج روی پایه ای چهار گوش که 69 متر ارتفاع آن بوده از دیواری 8 ضلعی و 38 متری بالا رفته است که برج 9 متری دیگر روی آن بنا شده بود که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتو افکن بود . این برج تا قرن 12 راهنمایی کشتی ها بود ولی در سال 1375 میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اسکندریه و سایر نقاط اطراف آن روی داد از بین رفت و چیزی هم از خرابه های آن در دست نیست ـ

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

مجموعه المپیک توکیو(کنزو تانگه)

ونداد رهبانی: این مجموعه برای بازی های المپیک ژاپن در شهر توکیو بنا گردیده است. معمار این مجموعه کنزو تانگه (Kenzo Tange) است؛ المان های اصلی مجموعه عبارتند از: سالن استخر و سالن ورزش ها.

مجموعه المپیک توکیودر این سایت، ورودی اصلی از مسیر خیابان و مسیرهای متروها گرفته شده است و ارتباط مستقیم بین ورودی های سایت و ورودی های دو عنصر اصلی برقرار می شود. مسیر پیاده ها از کنار پارکینگ ها آغاز و به سالن استخر منتهی شده، در ضمن این دو المان را به هم اتصال می دهد. همچنین ورودی از سمت پارکینگ اصلی به سمت سالن استخر نیز بسیار مشخص و تعین کننده مسیر است. در سالن استخر ورودی جداگانه ای برای خبرنگاران به خاطر ازدحام زیاد روزهای مسابقه، در نظر گرفته شده است تا بتوانند در مواقع دلخواه به جایگاه خود دسترسی داشته باشند. در اطراف عناصر سایت فضاهای سبز قرار گرفته که درعین حال عناصر را از پارکینگ ها و خیابان جدا می سازند.
ورودی های مخصوص سالن ها بسیار مشخص و دعوت کننده هستند، به طوریکه اشخاصی که برای تماشای مسابقات می آیند را کاملا در شناسایی المان ها یاری می‌دهند. مشخص ترین مسیر در این سایت مسیر پیاده است که از سمت کنار پارکینگ ها و مترو آغاز و به سمت سالن ها حرکت می نماید و کاملا می تواند راهنمایی خوب برای سلیت محسوب شود.
28خرداد

ساختمان شهرداری توکیو

ساختمان شهرداری توکیو "Tokyo city Hall"


Tokyo city Hall

کنزو تانگه


ساختمان شهرداری توکیو

زمان احداث: 1991-1990

معمار : کنزو تانگه

ساختمان شهر داری توكیو ،امروز نه تنها ساختمانی است سیاسی كه نماد فعالیت های این شهر هم به حساب می آید.


این ساختمان طوری طراحی شده كه عمارت های برج متشكل از خانه های دولت مردان و كارمندان شهرداری،روسای ارتش و ماموران دولتی است.





این خانه ها بر میدان مركزی پایتخت ژاپن مشرفند.از چشم اندازهای اطراف این ساختمان در فیلم جدید كارگردان آمریكایی "سوفیا كاپولا" استفاده شده و همین امر به شهرت آن افزوده است.





از هر دو ساختمان اصلی ،چشم انداز زیبایی ازناحیه زیبای "شینجو كو" توكیو به دیده می شود كه شامل برج های شینجو كو،ایستگاه شینجو كو و سنترال پارك شینجو كو است.

مجموعه ساختمان شهرداری، از 3 ساختمان اصلی تشكیل شده كه به ساختمان های اصلی شماره یك و دو و ساختمان هیئت قانونگذاران شهری معروفند.





ساختمان شهرداری 47 طبقه ای است و در مجموع 243 متر ارتفاع دارد. محل سكونت شهردار در ساختمان شماره یك قرار گرفته كه بر ساختمان كوچكتر هیئت قانونگذاران شهر مشرف است.





این ساختمان(ساختمان هیات قانون گذار)از 7 طبقه تشكیل شده و ارتفاع آن 41 متر است و تعداد 127 نفر از اعضاء اصلی هیئت دولت و كارمندان آن ها در آن مستقرند.

ساختمان شماره دو در كنار دفاتر دیگر قرار گرفته و محل استقرار كارمندان خدمات سازمانی و پشتیبانی است.



بازدید و استفاده از چشم انداز زیبای این ساختمان ها برای عموم آزاد است و در طول هفته و ساعت های كاری شهروندان و توریست ها می توانند به ساختمان شماره یك رفته و از مناظر موجود دیدن كنند.



پس از سه سال فعالیت مستمر و كار بی وقفه، كار ساخت و ساز ساختمان ها به پایان رسید و به بهره برداری رسیدند.پس ازآن عملیات انتقال ساختمان اصلی دولت به این قسمت از شهر آغاز شد.

در شرایطی كه همزمان با آن ساختمان قدیمی شهرداری ژاپن در حال ویرانی و فروریختن بود و از آن تاریخ تا به امروز این ساختمان كه از آثار برجسته یكی از معماران برجسته ژاپن"كنزو تنگه" به شمار می آید، به عنوان مركز همایش های بین المللی ژاپن مورد استفاده قرار می گیرد.

این ساختمان به شكلی طراحی شده كه دید خوبی به اطراف دارد.كارهای"كنزو تنگه" با همتایان خود از جمله معمار برجسته انگلیسی "نورمن فاستر"، برنده جایزه پریتزكر-برگزیده ترین آثار معماری- برابری می كند.





توكیو درسال 1868-اواخر دوره فئودالی- به عنوان نماد حركت سریع در ژاپن مطرح شد و در سال های 1868 تا 1912 به سوی غربی شدن خیز برداشت.این شهر با داشتن دولتی محلی ،یكی از 47 استانی است كه دارای دولت های محلی هستند،هر چند به عنوان پایتخت این شهر دارای برخی ویژگی های نامتجانس است.

"شینتارو ایشی هارا" مسئولیت شهرداری توكیو ژاپن را به عهده دارد.وی با وجود اینكه در گذشته در دولت لیبرال دموكراتیك ملی خدمت می كرد، در انتخاباتی آزاد دو بار به عنوان شهردار انتخاب شد.

یكی از دلایل وجود موقعیت مستقل " ایشی هارا " را می توان ناشی از امتیاز وی به عنوان برنده جایزه نویسندگان دانست و همچنین با مطالعه روند فعالیت های وی درمی یابیم كه همواره در مسیری متضاد با سیستم جاری سیاسی كشور گام برداشته است.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

معماری کنزو تانگه (1) «موزه یادبود بمبارن اتمی(سال 1952)»

معماری کنزو تانگه (1) «موزه یادبود بمبارن اتمی(سال 1952)»

[هر چقدر هم که ادعا کنیم که به پیلوتی کاربرد (function) اجتماعی داده ایم اگر آنجا مکانی تاریک و خف باشد و یا مکانی کثیف باشد آنجا پیلوتی نیست . پیلوتی باید فضایی باشد که معنای پیلوتی را منتقل کند، بر قلب وروح انسان اثر بگذارد، وبدن انسان را به حرکت درآورد. پیلوتی باید مکانی باشد که اتحاد و یکپارچگی جامعه را به نمایش می گذارد. معنای پیلوتی باید ازمرزبندی(محدویتی ) هایی که دیوار ایجاد می کند رها شود وباید کالبدی متوازن داشته باشد که به راحتی و قدرتمندانه بار ساختمان روی خود را تحمل می کند. و این خودش یکی از ویژگی های پیلوتی می باشد که با کاربرد اجتماعی پیلوتی ارتباط نزدیک دارد.]

[فضاهای معماری که کاربرد زیستی دارند زیبایی را خلق می کنند. و این تنها با نظم است که می توان با آن کارایی فضاهای معماری را به انسان ها منتقل کرد. برای همین است که می توان گفت « زیبایی در چیزی است که کاربردی (functional) است.»] کنزو تانگه (از کتاب« واقعیت و خلاقیت کنزو تانگه 1945 تا 1958 » انتشارات بیجوتسو شوپان سال 1966)





موزه یادبود بمبارن اتمی مکانی است برای حفظ و نمایش مدارک وآثار بمبارن اتمی هیروشیما با آرزوی عدم تکراراین فاجعه بشری .این موزه جزئی از مرکز صلح هیروشیما می باشد که در وسط پارک صلح که به همین منظور ساخته شده است قرار دارد. پارک صلح هیروشیما به عنوان هسته مرکزی شهر طراحی شده است و درآن بجز تأسیسات یادبود جان باختگان بمب اتمی مراکز مختلف فرهنگی ورزشی ایجاد شده است. مسئول طراحی مستر پلان پارک بعلاوه مرکز صلح کنزو تانگه می باشد. که درمیان آنها موزه یادبود بمباران اتمی (1952) هم از دیگاه معماری و هم از دید اجتماعی دارای ویژگی و اهمیت خاصی است.

موزه یادبود بمبارن اتمی ساختمانی است با پلانی مستطیلی شکلی که طول شرقی غربی آن 5 برابر عرض شمالی جنوبی آن بوده و موازی با خیابان صلح که درفاصله 100متری جنوب ساختمان موزه قرار دارد . طبقه همکف را بصورت یک پیلوتی کاملا باز و بدون هیچ دیواربا ستونهای بزرگ با ارتفاع 6 متر که فاصله بین آنها ( سپان ) در بیشترین حالت به 10500میلیمتر میرسد است. بصورت مکانی باز در میان پارک صلح قرار گرفته و از لحاظ کاربردی جزئی از فضای عمومی پارک می باشد. 2راه پله در شرق و غرب ساختمان امکان ارتباط با ساختمان موزه که به مانند جعبه ای معلق در میان زمین و آسمان است را فراهم می کند. طراحی ساختمان بصورتی است که بازدید کننده از یکی از راه پله ها وارد موزه بشود وبعد از دیدن موزه دیگر راه پله را برای خروج برگزینند.

بزرگترین ویژگی این ساختمان استفاده از پیلوتی به عنوان یک مکان کاملا عمومی و اجتماعی در شهر می باشد. با مطالعه در آثار تانگه به راحتی می توان دریافت که اوهمواره می کوشیده تا مرز میان ساختمان وشهر را از میان بردارد. یا به عبارت دیگر ساختمان را تبدیل به شهر کند و شهر را تبدیل به ساختمان . او درطول نیم قرن زندگی حرفه ای برای رسیدن به این هدف راه های مختلفی را امتحان می کند که یکی از آنها دادن کاربردی اجتماعی، عمومی به ساختمان است تا شاید بتواند ساختمان را در حلالی به نام شهر حل نماید. موزه یادبود بمبارن اتمی یکی از اولین تلاش ها در این راه است که در آن بخشی از ساختمان تبدیل به یک مکان عمومی اجتماعی در شهر شده است که هرکس آزادانه می تواند از آن استفاده کند
28خرداد

.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

کتابخانه بین­المللی ادبیات کودک

کتابخانه بین­المللی ادبیات کودک

تعامل معماری مدرن و تاریخی

The International Library of Children's Literature

Ueno Park, Tokyo, Japan
Tadao Ando

2002

سیما هاشمی­نیا



کتابخانه بین­المللی ادبیات کودک ژاپن، واقع در پارک Ueno توکیو، در سال 2002 افتتاح شده است. این کتابخانه که مورد حمایت کتابخانه­های ملی است، با هدف ارایه خدمات به کودکان و نیز تحقیق و مطالعه در ادبیات کودک ایجاد شده است. ساختمان اصلی کتابخانه که در سال 1906 بنا گردیده، توسط حکومت مرکزی توکیو به عنوان بنای تاریخی برگزیده شده بود. طراحی بخش الحاقی این کتابخانه، به معمار سرشناس ژاپنی، تادائو آندو سپرده شد.



آندو، بر آن بود تا در شکل­دهی به اولین کتابخانه ملی مختص ادبیات کودکان در ساختمانی قدیمی، به­صورتی بسیار ماهرانه، کاملا ساده و زیبا ترکیبی پویا مابین نو و کهنه را، در طراحی بخش جدید الحاقی به بنای قدیمی لحاظ نماید.

یک حجم شیشه­ای را به عنوان ورودی بنا، که نمای جانب خیابان ساختمان را که به سبک رنسانس است، با زاویه بسیار ناچیز می­شکافد و درون ساختمان امتداد می­یابد. این حجم شیشه­ای که تا حیاط پشتی ادامه دارد، به کافه­تریا­ای درون حیاط ختم می­شود.



در قسمت دیگر، آندو یک نمای شیشه­ای بلند که فضایی آرام و دنج بین نمای جدید و قدیمی ایجاد می­کند را به نمای ساختمان اضافه می­کند. این نمای شیشه­ای توسط میله­های فلزی عمودی مقاوم در برابر آتش­سوزی نگهداری می­شوند.



انتهای این فضا شامل یک حجم بتنی است که ارتباطات عمودی را دربر می­گیرد. شفافیت و سبکی نمای شیشه­ای امکان تفکیک نو را از کهنه می­دهد. نمای بنای قدیمی درست به همان صورت قبلی مرمت و سازه آن نیز از نظر مقاومت در برابر زلزله تقویت شده است.



علاوه بر بخش­های الحاقی که شامل حجم­های شیشه­ای و بتنی و نمای شیشه­ای است، آندو دو استوانه چوبی زیبایی را درون بنا افزوده که قرار بود به عنوان سالن مطالعه مورد استفاده قرار گیرند اما در حال حاضر موزه کتاب کودک است. فرم این استوانه­ها که از الگوی تزئینات روی سقف­ تبعیت می­کند، فضای بزرگ سالن را کوچک­تر و صمیمی­تر می­کند.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

تیان آن من؛ بزرگترین میدان شهرى جهان/از روزنامه ی شرق

سرزمین اژدها
تیان آن من؛ بزرگترین میدان شهرى جهان
085428.jpg
سحر نمازى خواه: عكس گزارش سفر به «سرزمین اژدها» این هفته را با میدان نقش جهان اصفهان اشتباه نگیرید. این میدان «تیان آن من» چین است. بزرگترین میدان شهرى جهان. از یك اكتبر ۱۹۴۹ كه این میدان به عنوان مقر اصلى و سیاسى جمهورى خلق چین اعلام شد و بعدها كه با واقعه ۴ ژوئن ۱۹۸۹ و كشتار دانشجویان اصلاح طلب طرفدار دموكراسى نام خود را در تاریخ سیاسى و حقوق بشر جهان ثبت كرد، هر روز جهانگردان و گردشگران بسیارى را به خود جلب مى كند. هفته گذشته هم با اعلام رسمى دولت چین و تایید مرگ «زائوزیانگ» از رهبران اصلاح طلب چین و دبیركل بركناره شده حزب كمونیست پس از ۱۶ سال حبس خانگى، خاطره میدان «تیان آن من» بیش از پیش در ذهن ها مرور شد.
«تیان آن من»، از ابتدا نقطه عطف تاریخ سیاسى چین محسوب شد، به طورى كه از سال ۱۴۲۰ میلادى كه با این نام به معناى «دروازه صلح آسمانى» ساخته شد، به عنوان مقر اصلى برگزارى جشن هاى فرهنگى و یادواره هاى سیاسى چین شناخته شد. وقتى وارد پكن یا به قول چینى ها بیجینگ مى شوید، تنها كمى شم سیاسى كافى است تا شما را پس از بازدید دیوار تاریخى چین و شهر ممنوعه، به سوى میدان «تیان آن من» بكشاند. میدانى كه نه تنها خاطره دو دهه درخواست اصلاحات سیاسى و مبارزات دانشجویى را به ذهن شما بازمى گرداند، كه تداوم حساسیت دولت چین نسبت به این میدان را به وضوح نشان مى دهد. میدان «تیان آن من» در عادى ترین روزها نیز زیرنظر پلیس امنیتى چین مراقبت مى شود و هرگونه گردهمایى در آن زیرنظر است. ۱۴ آذر ۸۳ كه گام هاى خود را روى سنگفرش این میدان دیدم، پیش از هر چیز بزرگترین عكس نصب شده در این میدان عظیم نظرم را جلب كرد. پوسترى از «مائو تسه دونگ» رهبر بزرگ چین كه بر سردر مقبره او در لابه لاى پرچم هاى سرخ به احتزاز درآمده است. در كنار بازدید از مقبره مائو، بازدید از بزرگترین موزه مجسمه هاى مومى را كه با ۱۲۶ مجسمه از شخصیت هاى بزرگ چینى و بین المللى در بخشى از موزه ملى چین به نمایش درآمده را فراموش نكنید. این موزه كه فوریه ۲۰۰۳ در ضلع شرقى میدان «تیان آن من» افتتاح شد، میلیون ها گردشگر را با تمایل بسیار براى دیدن مهارت چینى ها در صورتگرى و مجسمه سازى به خود جلب مى كند و بخش عظیمى از تاریخ سیاسى، فرهنگى و هنرى چین و جهان را براى شما به تصویر مى كشد. در جنوب میدان گردشگران را مى بینید كه با بناى قهرمانان مردمى چین عكس یادگارى مى گیرند. تنوع و شادى رنگ لباس ویتنامى ها، كاملاً گروه گردشگرى آنان را از دیگر كشورها متمایز مى كند. سرى هم به ساعت بزرگ المپیك كه به مناسبت برگزارى بازى هاى المپیك ۲۰۰۸ در چین در این میدان نصب شده بزنید. هر چند سه سال تا برگزارى بیست و نهمین دوره بازى هاى المپیك در سال ۲۰۰۸ باقى است، اما چینى ها از هم اكنون اجراى طرح هاى المپیك را آغاز كرده اند و گردشگران را در بدو ورود به پكن، به میدان «تیان آن من» بزرگترین میدان جهان و میدان ملى چین مى خوانند
28خرداد

کلیسای نوتردام ،‌ عروس پاریس

کلیسای نوتردام ،‌ عروس پاریس

ویكتور هوگو در مورد نترادم گفته است: هر تصویر و هر سنگ این بنای تاریخی تنها صفحه‌ای از تاریخ این كشور نیست بلكه سرگذشت دانش و هنر و... این كشور است. زمان معمار این بنا و مردم سازنده آن هستند.
كلیسای نتردام كه «بانوی پاریس» نام دارد، یكی از بهترین نمونه‌های سبك گوتیك محسوب می‌شود این كلیسا در مكانی قرار دارد كه پیش از این رومی‌ها در آن معبدی برای پرستش ژوپیتر ساخته بودند.
موریس دی سولی، اسقف پاریس تصمیم به ساخت كلیسایی برای جمعیت رو به افزایش شهر پاریس كرد. با وجود آن كه ساخت این كلیسا از سال 1163 شروع شد ولی تا 180 سال بعد یعنی سال 1345 كار آن به اتمام نرسید. این بنا كه در عصر بی‌سوادی مردم ساخته شد، بازگو كننده داستان‌هایی از انجیل در آستانه ورودی، نقاشی‌ها و شیشه‌های رنگی است.
ظاهر درون این بنا در اواسط قرن سیزدهم تغییر شكل پیدا كرد، پنجره‌های كوچك دیوار خارجی كلیسا كه معرف اوایل سبك گوتیك بود جای خودشان را به پنجره‌های بزرگ دادند كه موجب حذف ایوان باریك درون كلیسا شد. در آغاز محوطه داخلی كلیسا 4 طبقه داشت و ایوان آن نیز یك مدخل ورودی بزرگ دایره‌ای شكل بود. نمای خارجی این بنا سبك گوتیك داشت.
كلیسای نتردام تاریخ پرفراز و نشیبی را از سر گذرانده است. سربازانی كه درگیر جنگ صلیبی بودند پیش از رفتن به میدان جنگ در این مكان دعا می‌كردند و موسیقی چندآوایی در این كلیسا شكل گرفت. در طول انقلاب فرانسه، كلیسای نتردام هم همچون دیگر كلیساهای فرانسه غارت شد، اشیای باارزش كلیساهای دیگر هم نابود شدند یا به تاراج رفتند تنها ناقوس‌های بزرگ از خطر ذوب شدن در امان ماندند، در طول انقلاب فرانسه از محوطه داخلی كلیسا برای انبار غذا استفاده می‌شد.
در همین مكان بود كه ناپلئون بر اولویت دولت بر كلیسا تاكید كرد و به عنوان امپراطور فرانسه تاجگذاری كرد و جوزفین را ملكه خود خواند.
در طول قرن نوزدهم نویسنده مشهور ویكتور هوگو و هنرمندانی چون اینگرس توجه همكاران را به ارزش هنری این بنا و وضعیت اسفباری كه در آن قرار داشت جلب كردند. در قرن نوزدهم ارزش این بنای تاریخی بیشتر مورد توجه قرار گرفت در قرن هجدهم حتی شیشه‌های رنگی منقوش این كلیسا با شیشه‌های معمولی عوض شدند.
بازسازی این كلیسا كه از سال 1844 شروع شد 23 سال به طول انجامید در طول حكومت انقلابی مستقر در پاریس (از 18 تا 21 مارس 1871) این كلیسا به آتش كشیده شد.
به هر حال آن چه امروز نظر همگان را به سوی نتردام جلب می‌كند، هنر به كار رفته در این كلیساست و نه تاریخچه آن.
فضای درونی نتردام با ستون‌های بلند و سبك خاصی كه در آن به كار رفته بسیار منحصر به فرد است حضور 6000 نفر را برای عبارت در خود دارد.
در سال 1768 جغرافی‌دانان تصمیم گرفتند همه مسافت‌ها را در فرانسه بر اساس موقعیت نتردام اندازه‌گیری كنند. 176 سال بعد وقتی پاریس در جنگ جهانی دوم آزاد شد، ژنرال دوگل بعد از بازگشتش برای شركت در مراسم شكرگزاری به كلیسا آمد. از بسیاری جهات نتردام همیشه مركز فرانسه بوده است.
در سال 1991 یك برنامه 10 ساله حفظ و احیای این بنا طرح‌ریزی شد. برای دیدن بخش‌های بالایی كلیسا و یا رودخانه سن پاریس باید 387 طبقه به بالای این برج رفت. زنگ 13 تنی كلیسای نتردام در برج جنوبی آن قرار دارد كه بر حسب موقعیت‌های خاص به صدا درمی‌آید.
در جلوی نتردام میدانی قرار داشت كه تا اواسط دهه 60 با خانه‌های قرون وسطایی محصور شده بود و همین امر موجب می‌شد كه كلیسا از تمامی جهات به خوبی دیده نشود. بعد از تخریب ساختمان‌ها، باستان‌شناسان آثار فرانسوی ـ رومانیایی مربوط به زندگی در قرن نوزدهم را كشف كردند.
اكنون كلیسای نتردام یكی از اصلی‌ترین مراكز گردشگری در پاریس محسوب می‌شود كه سالانه تعداد زیادی از گردشگران با مذهب و ملیت‌های مختلف از آن دیدن می‌كنند.

منبع : ‌www.uan.ir

6تیر

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

موزه زندگی

معماری دیکانستراکشن
موزه زندگی
فرانک گری

واژه واسازی یا ساختار شکنی ( deconstruction) یکی از سبکهای جدید در معماری می باشد. در این سبک از معماری معمار به شیئ تقریبآ فاقد حجم مشخص طرحی معماری می دهد.مانند این که شما بخواهید از فرم کاغذ مچاله، یک ساختمان برای موزه خلق کنید.



تنوع زیست محیطی از یک سو و فرم موزه از سوی دیگر,فضا را برجسته میسازد.ساختن و پرداختن بدان پلی خواهد بود که ساختمان را به زندگی ارتباط و سوق میدهد.برجستگی متقابل موزه,تاثیری فوق العاده ای خواهد بود که متاثر از نزدیکی فرم خانه با طبیعت میباشد.بام غرفه ها به وسیله سقف های رنگارنگ حتی از فاصله های دور نمایان خواهند بود و موجی خواهد بود که در نزدیکی ساحل نقش میبندد و ناظر را از میان دریایش اغوا میکند و همچنان که بر پهنه های حسی وسعت متلاطم است گویای پیوند انچه در نهانش است با طبیعت بکرش میباشد و جاذب کشتی های توریستی کانال پاناما به سوی خود خواهد بود.جمعآ این پشت بامها ناهمواری هائی خواهند داشت که گوشه هایی از طبیعت اطرافشان می باشد و یک بازنمایی روشن از نیروهای طبیعت که گوشه هایی از جهان مان میباشد خواهد بود.این منطقه یک تاریخ غنی دارد.ان اصولا مشتمل از سلسله ای از جزایر می باشد که بوسیله گذرگاهی که از سنگ و صخره می باشد اتصال یافته اند و کانال پاناما را خلق کرده اند.



دیکانستراکشن، تدقیق و تحلیل موشکافانه یک "بافت" است. نقدِ صرف نیست. دیکانستراکشن، کنشِ یاد-آوری است؛ کنشِ حیرانی؛ حیرتی مستمر. دیکانستراکشن یک گرایش اخلاقی است؛ اخلاق به مفهومی که لویناس به کار می برد. یعنی یک رابطه بنیادین، نه ضرورتا قواعدی برای زندگی در آن رابطه.»

واسازی ، صرفا" نظریه ی درباره معنا نیست بلکه واسازی بدنبال نفی هژمونی و سلطه است. و ادعای معناداری از نظر دریدا، شکلی از بسط سلطه و هژمونی است که متن آن را تحقق می بخشد.اگر دریدا به مساله معنا در متن می پردازد بدان خاطر است که سلطه و هژمونی نهفته در معنای مدعی حقیقت را متزلزل نماید. بعبارت دریدایی ، تلاش وی برانداختن دوگانه هایی همچون صدق / کذب است که از طریق و بوسیله آنها ادعای حقیقت نهادینه و بسط می یابد. و امکان سلطه و هژمونی یک روایت را بر کنش فردی و اجتماعی فراهم می سازد.

این برداشت از واسازی باعث می گردد که " واسازی " از نظریه ی در باب معنا فراتر رفته در گستره اجتماعی – سیاسی کاربرد یابد.دراینصورت واسازی ، تلاشی برای برانداختن هر ادعایی است که سعی می کند با ادعای حقیقت و یگانگی خود را مشروع و توجیه نماید.



زمانی که ابراهیم بت می شکند در برابر اعتراض قوم خود که " چرا به خدایان آنها آسیب زده است " تضاد و ابهام نهفته در کلام آنها را آشکار می کند. وی بی معنایی کلام آنها را نمایش می دهد. چگونه ممکن است خدا(ی برتر) ، آسیب پذیر ( ناتوان ) باشد؟ بدین طریق میان معنای نهفته در واژه خدا و آسیب پذیری، تضادی را نمایش می دهد و باعث تزلزل در معنایی می گردد كه آنها از واژه خدا اراده می كنند. در چنین ، تعبیری از واژه " بت شکن " ما شاهد نزدیکی آن با رویکرد " واسازی " می باشیم.در چنین برداشتی از واسازی ، ما شباهت هایی را میان " بت شکنی " و " واسازی " می یابیم. بت شکنی ، نیز ، برانداختن هژمونی و سلطه یک آیین است که به صورت بت و الگو ی کنش ، سلطه خود را بسط داده است.



Sketch courtesy FOGA



Sketch courtesy FOGA



Drawing courtesy FOGA



Drawing courtesy FOGA



Drawing courtesy FOGA



منابع:

فراست

نظرات :

توسط:استاد محمد خانی:

با سلام...اگر در نگاهمان کلمه چرا را حذف کنیم و هرگز برای هیچ کاری از خودمان و دیگران نپرسیم چرا ؟ حتما به سبک دیکانستراکشن نزدیک شده ایم ... انسان امروز گمان میکند با درجه ای از بلند مرتبگی رسیده است که دیگر نیازی به پاسخ دادن به این سوال ( چرا ) در خود نمیبیند ... اما من از خودم میپرسم چرا فرم پلان و نما و مقطع این موزه این گونه شده است ؟ چرا هیچ خبری از نظام هندسی در این فضا وجود ندارد و چرا شان و مقام انسان درون این فضا تا به این حد نذول کرده است ؟ چرا ...؟

توسط نویسنده:محمدرضا کاشانی

هر گلی بوئی دارد ، این مثل در هنر و معماری نیز مصداق دارد ، سعی در نفی هندسه منظم ندارم و کوششی نیز در حمایت از دیکانستراکشن نیست ولی لازم میدانم در قالب سوال چند نکته را ذکر کنم:

ایا نظام هندسی هویت است ، ایا نظام هندسی غایت مجاهدت های هنری میباشد ، ایا نظام هندسی میبایست غالب بر طبیعت می شد و نیروهای طبیعت نادیده گرفته میشدند و ایا طبیعت ، در تلطیف فرم معماری دیکانستراکشن موزه زندگی نقش نداشته است.ایا پلانی هندسی وار با طبیعت میتوانست تا این حد ارتباط بر قرار کند و جاذب باشد و ایا با توجه به محیط اطراف ، نظام هندسی میتوانست کنشی مستمر باشد؟؟.....
+ نوشته شده توسط محمدرضا کاشانی در چهارشنبه نهم آذر 1384 و ساعت 22:16 | 5 نظر
All Rights Reserved
تمامی حقوق این سایت متعلق به "محمدرضا کاشانی " می باشد.
استفاده از مطالب این سایت با کسب اجازه کتبی و ذکر منبع بلامانع است.
©2005-2006, Developed by mohammadreza kashani. All Rights Reserved.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

خانه آبشار

خانه آبشار

خانه آبشار یکی از کارهای استاد Frank Lloyd است که اندیشه هنری و معمارانه دنیا را دگرگون نمود. در دهه اخیر به واسطه رقم ظاهری او به (سوی) دید بعنوان مبتکر جسور شناخته شد.



Fallingwater Model Details : هنگامیکه قالبهای معماری مصصم میشوند که یک مثال از یک مدل خوب با کیفیت را بسازند ما در موزه ها و مکانهای زیادی در صورتیکه ممکن باشد تحقیق میکنیم.ما مصمم هستیم که خوبترین مدلهای ساخته شده را بیابیم ما مدلهای خوب زیادی مییابیم اما تعداد مدلهای معمارانه خیلی کم است.



برای نشان دادن استادی مان ما یک مدل ساده را جز با رقابت طلبی در یک آرایش سخت نمی خواهیم.آنچه را که خیلی شناخت پذیر و در یک درپوش نمایش بودن برای ساختن انتخاب کردیم طرح مشهور خانه آبشار استاد Frank Lloyd است .بعد از انتخاب هدفمان بود که نه تنها خوبترین مدل آبشار ایجاد شده را بسازیم بلکه هدفمان بوده که به انسانها بیان کنیم که احتمالا خانه آبشار شناخت پذیرترین ساختمان مسکونی در دنیا است.





مدرسه های معماری زیادی در عمق بزرگ این خانه مطالعه میکنند آنجا کتابها "مقاله ها" فیلم " و تصاویر زیادی از این خانه هستند اما هیچکدام به شما بعد نمایی "life-look" را نمیدهند که شما میبینید بطوریکه شما اطراف مدل پر جزییات گام بر میدارید.



نه تنها این مدل جزییات عالی را دارد بطوریکه در خانه و همچنین در محوطه اطراف خانه نشان دارد. فقط نگاه بوم شناختی این مدل"کارایی دقیق از درختها"Underbrush"بوته ها"جزییات سنگ روی پل و جزییات سنگ بر روی زمین را نشان میدهد. رنگ عالی در آب تکان میخورد و ظاهرآ حرکت آبشار این مدل با واقعیت یک اثر هنری میسازد.تنها انتخاب خاص مواد و دید معمارانه است که به کیفیت مدلها کمک میکند تا موزه مان همواره بهتر شود. ترکیب ساختمان نشان میدهد جزییات ساختاری تحت تراس(بهار خواب)ظاهر معجر دقیق با شیب به سمت پایین و به سمت آب پا میگزارد.آشپزخانه منحصر به فردی به "ورودی اضافه شده از جاده "Walkway overdrive"و درب خروج متفاوت وکشت کننده های سقف و... تمامی اینها علامت جمع عنصرهای منحصر بفردی دیگر از دیدی معمارانه و همچنین سهم این تکه آموزشی تفریحی و هنری است.

کف ها و بام های خانه آبشار به طور چشمگیری پیش آمده است.اسکلت خانه به وسیله بتون مسلح اجرا شده است.سطح شناور خانه آبشار طنین انداز جریان مسیل آبشار خواهد بود.ترکیبی مناسب به وسیله عناصر بصری از قبیل پلکان و دودکش با نمائی از سنگ و سطحی زبر صمیمیت یافته اند.هر جزئی از طرح تدائی کننده دید استاد از جعبه ای منفجر شده میباشد.کف ها و سقف ها به صورت مستقلی به سمت خارج گسترش یافته اند.عناصر قائم این جریان به سوی آسمان گسترش داده شده اند و پنجره ها در گوشه های اتاق ملاقات میشوند که همان سرچشمه محدود کردن فرسایش میباشد.استاد در طراحی" فضاهای داخلی را در پیوستگی با دنیای خارج قرار داده وفضا ها و خانه را در محیط طبیعی اطرافش ذوب کرده است.او اساسآ قصد داشت که خانه را در زورق و برگی طلائی به وسیله تقلید از تغییر رنگ برگها بپوشاند تا بدین سان خانه ابشار را به تغییر فصلها و عبور و مرور زمان متصل کند.



سکنه خانه آبشار به وسیله دریچه ای شیشه ای در کف پذیرائی شاهد طنین جریان آب مسیل آبشار خواهند بود و به وسیله این دریجه شیشه ای کف مسیل را خواهند دید.خانه شان جنگل را پشت در نگاه نخواهد داشت آنها تنه درختها را بوسیله برشهائی در تراس و کشت کننده های سقفی نگاه خواهند داشت.دید به سوی خارج خواهد رسید و هیچ دیواری دید را قطع نخواهد کرد.منظره جنگل در پنجره ها قاب خواهند شد.طلوع آفتاب از میان طاق های بتنی خواهد بود که زورق رنگ طلائی تیره خواهد بود که به وسیله سنگهای طبیعی اطراف در لایه های افقی وعمودی بر نما خواهند بود.این سنگها ستون ها و لوله بخاری بلند گرمادهنده را خواهند ساخت و خانه در مسیری ساخته خواهد شد که بیانگر بافت وساختارش باشد.



بنابر این خانه خواهد توانست شرحی از چرخه فصلها باشد ونه صرفآ یک تصویر دیده شده در ارتباط با یک آبشار.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

تاج محل ، مروارید هند

تاج محل ، مروارید هند

در ایران، ساختن مزار یکی از شیوه های معمول برای بزرگداشت بزرگان مذهبی یا رجال و افراد مهم اجتماعی یا کشوری بود که به ویژه از دوره ایلخانی به بعد بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفت. در دوره گورکانیان هند که آنان را می توان در برخی زمینه ها وارث تیموریان دانست، به ساختن مزار برای بزرگان به صورت بارزی توجه شد. در واقع، فرهنگ ساختن مزار و مقبره برای درگذشتگان توسط مسلمین به هند راه یافته است. زیرا پیش از ورود مسلمانان به هند، بسیاری از هندی ها اجساد مردگان را می سوزاندند و شیوه ای برای تجلیل بزرگان خود نداشتند. در این دوران، شماری مزار نیز برای بانوان دربار ساخته شد که تاج محل یکی از آن ها به شمار می آید.
تاج محل آرامگاه ارجمند بانو ملقب به ممتاز محل، همسر محبوب پنجمین پادشاه گورکانی موسوم به شاه جهان است. ممتاز محل در 1040 ه.ق. درگذشت و آرامگاه او میان سالهای 1049 تا 1065 هجری قمری برپا شد. امپراتور جایگاهی را در کنار رود جمنا برگزید. وی قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر رود و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می گذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید بود، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و امپراتور در کنار همسرش آرام گیرد.

 
تصویر بزرگتر تصویر بزرگتر

هنگامی که ممتاز محل درگذشت،  امپراتور داغدیده طراحان ، مهندسان و استادکاران را از هند ، ایران و آسیای مرکزی گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری مغولان اعظم گردید. در آرامگاه تاج محل جملگی سنت های معماری آسیای مرکزی، ایران و هند به طور هماهنگ و موزون تلفیق یافته و بیشترین تأکید بر تناسبات هندسی عمارت شده است. این اثر دارای پیشینه های چندی از آرامگاه همایون بوده است. وی که دومین امپراتور گورکانی هند بود به ایران تبعید شد. او در بازگشت به هند، گروهی از هنرمندان ایرانی را با خود به همراه برد. بنا بر این شگفت انگیز نیست که تاج محل از الگوهای ایرانی و میراث معماری هندو بهره گرفته باشد. 


بنای آرامگاه برروی دو صفه روی هم قرار گرفته است. صفه اول 374 *141 و صفه دوم 120 *120
ذراع است. ساختمان مزار با طرح هشت بهشت طراحی و ساخته شده است. هشت بهشت یا هشت جنة نام نوعی طرح معماری است که بر اساس آن به طور معمول در وسط نقشه بنا یک فضای مرکزی غالبا گنبدی شکل وجود دارد که از مرکز آن چهار محور تقارن عبور می کند.
در دو طرف شرقی و غربی عمارت مزار، دو ساختمان کاملا همانند به صورت متقارن ساخته شده است . بنایی که در سمت غرب عمارت قرار گرفته، مسجدی است که از سه گنبدخانه و سه ایوان ترکیب شده است. در جبهه شرقی مزار بنایی مشابه مسجد ساخته شده که مهمانخانه مجموعه است و در همه خصوصیات کالبدی مانند مسجد است به جز آنکه محراب ندارد و بر روی  سنگفرش آن شکل جانماز ایجاد نشده است.
در بالای عمارت تاج محل، گنبد امرودی (گلابی) شکل قرار دارد که دو پوسته است. ارتفاع گنبد اصلی از روی صفه بیش از 50 متر است. در چهار طرف گنبد اصلی، چهار عدد طاقی با گنبد کوچک قرار دارد. وجود چهار گنبد کوچک در چهار سوی گنبد اصلی، سنت  و شیوه ای است که آن را در مقبره امیر اسماعیل سامانی در بخارا می توان ملاحظه کرد. بنا بر این، خصوصیت مزبور را می توان از ویژگی های معماری ایرانی دانست.

تصویر بزرگتر تصویر بزرگتر

چهار منار در چهارگوشه صفه عمارت مزار وجود دارد. این خصوصیت را باید به معماری گورکانی نسبت داد. ساختن چهار منار در چهارگوشه یک عمارت در دوره تیموری رایج شد و در دوره گورکانی و به ویژه در تاج محل، آنها را به صورت مستقل از ساختمان، در چهار گوشه صفه ساختند. وجود چهار منار در گوشه های صفه موجب شکل گیری فضایی بصری - روانی شد که عمارت مزار در میان آن اهمیت ویژه ای یافته است، زیرا افزون بر خصوصیات حجمی یگانه و ممتاز آن، تمام سطح آن را با سنگ مرمر سفید پوشانده اند، در حالی که سطح صفه اول و نیز مهمانخانه و مسجد واقع در دو سوی آن را با سنگ سرخ پوشانیده اند. در جلوی عمارت آرامگاه، باغی مربع شکل ساخته شده است. مربع یکی از شکل های کامل و به ویژه یکی از شکل های مهم و مقدس در فرهنگ طراحی معماری و شهری در ایران است. عرصه باغ نیز با طرح چهارباغ که یکی از مهمترین الگوهای طراحی باغ ایرانی است، ساخته شده است. در این شیوه، عرصه باغ توسط دو معبر متقاطع به چهار قسمت تقسیم می شد. هر یک از این چهار عرصه نیز دوباره به چهار قسمت تقسیم می شد و این روند تا جای ممکن ادامه می یافت و فضای هر سطح با درختان و گلهای متنوع پوشانده می شد.

بخشی از تزئینات تاج محل - ترصیع سنگ های قیمتی بر مرمر سفید

دروازه با شکوه ورودی باغ و مزار با نام جلوخان ، در وسط جبهه متصل به باغ قرار گرفته است و طرحی تقریبا مانند هشت بهشت اما به شکلی ساده دارد. جلوخان نوعی فضای شهری به حساب می آید که غالبا به عنوان فضایی رابط میان یک فضای معماری و یک فضای شهری مانند بازار، معبر یا میدان مورد استفاده قرار می گرفته است. در طراحی مجموعه تاج محل، اصل سلسله مراتب  (توجه به نحوه ترتیب، تنظیم و استقرار عناصر بر اساس اهمیت معنوی و نمادین فضاها) مورد توجه بوده است. 
در این مجموعه، حرکت شخص از دنیوی ترین نماد (بازار) آغاز می شود و به اخروی ترین نماد مجموعه (مزار) منتهی می شود. در این بین، میدان جلوخان فضایی رابط و برزخ گونه بین بازار و مزار (دنیا و آخرت) است. حضور مزار در باغ را نیز می توان استعاره ای از حضور انسان در بهشت دانست. توجه به اصول تقارن، مرکزیت و ریتم نیز از دیگر ویژگی های این مجموعه است که آن را این چنین ارزشمند ساخته است.
در متون تاریخی به نام معمار این مجموعه اشاره نشده است اما در برخی از متن های متأخر، از شخصی به نام استاد عیسی نام برده شده که بعضی او را اهل شیراز و عده ای وی را اهل استانبول دانسته اند. برخی از پژوهشگران نیز به یک نسخه خطی اشاره کرده اند که در آن به «استاد عیسی شیرازی نقشه نویس» و «امانت خان شیرازی طغرانویس» اشاره شده است. علاوه بر این، در برخی از متون به شخصی به نام استاد احمد لاهوری اشاره شده است. هرچند که وجود یک معمار لاهوری در طراحی تاج محل به معنی فقدان یک یا چند معمار ایرانی نیست. زیرا می توان اظهار داشت که طراحی و ساخت این مجموعه عظیم و با شکوه، تنها توسط یک معمار صورت نپذیرفته است و به احتمال زیاد چند نفر معمار و عده کثیری هنرمند در این کار مشارکت داشته اند.

منابع :
هنر اسلامی : زبان و بیان/ تیتوس بورکهارت/ مسعود رجب نیا/ سروش/.1365
تداوم طراحی باغ ایرانی در تاج محل/ حسین سلطان زاده/ دفتر پژوهش های فرهنگی/ 1378

کولوسئوم : سالن آمفی تئاتر رومیان

کولوسئوم : سالن آمفی تئاتر رومیان


Coliseum

ساخت کولوسئوم یا آمفی تئاتر Flavian توسط Vespasian امپراطول سالهای 69 تا 70 روم پایه گذاری شد، پس از آن پسرش Titus در سال 80 بعد از میلاد آنرا بنا کرد، که نهایتا توسط Domitian برادر Titus که در سال 81 بر وی غلبه کرد و بر جایگاه امپراطور روم نشست، کامل شد و به پایان رسید. کولوسئوم به عنوان اولین آمفی تئاتر دائمی و ماندگار ساخته شده در روم، در زمین های باتلاقی ما بین تپه های Esquiline و Caelian واقع شده بود.

قدمت تاریخی و شکوه و جلال این عمارت از یک سو و کارامدی آن برای اجرای نمایش و امکان کنترل جمعیت ، از سوی دیگر، باعث شد این سالن یکی از بزرگترین بناهای معماری روم باستان به شمار رود.

این آمفی تئاتر، به شکل یک بیضی عظیم است که ردیف های صندلی به تعداد پنجاه هزار تماشاچی، دور تا دور یک صحنه بیضی شکل مرکزی قرار گرفته است.

کف صحنه چوبی است و در زیر آن مجموعه ای از اتاقها و گذرگاهها برای عبور حیوانات وحشی و سایر تدارکات لازم جهت راه اندازی و اجرای نمایش قرار گرفته است . تعداد 80 دیوار به عنوان تکیه گاه برای طاق های گنبدی شکل، گذرگاهها، پلکان و ردیف های صندلی، روی صحنه قرار گرفته است. لبه بیرونی طاق های متوالی باعث اتصال طبقات مختلف و پلکان بین آنها به یکدیگر شده است.


نمای داخلی Coliseum از بالا

سه ردیف طاق های گنبدی شکل رو در روی ستون ها و سر ستون ها قرار گرفته اند، در ستون های طبقه اول سبک معماری دوریک (Doric)، در طبقه دوم سبک ایونیک (Ionic)، و در طبقه سوم سبک قرنتی (Corinthian) که نزدیک به سبک کلاسیک یونان بود، به کار رفته است.

در بالای این سه طبقه اصلی، طبقه زیرشیروانی شامل ستون های مستطیل شکل سبک قرنتی قرار دارد، فضای بین ستون ها با 40 عدد پنجره کوچک مستطیل شکل پر شده است. در قسمت بالا، دیوارکوب ها و بندگاههایی وجود دارد که تیرک هایی را که سایه بان ها به آنها آویزان است، نگه داشته اند.

در ساخت عمارت با دقت بسیاری از انواع ترکیبات ساختمانی استفاده شده، برای فونداسیون از بتون و برای ستون ها و طاق ها از سنگ آهک ( تراورتن) استفاده شده، در ستون های به کار رفته برای دیوار دو طبقه زیرین، از نوعی سنگ متخلخل به نام توفا (Tufa) استفاده شده است. برای طبقات فوقانی و اکثر طاق ها از آجر بتونی استفاده شده است.

جزئیات :
کولوسئوم طوری طراحی شده که در آن پنجاه هزار تماشاگر جا بگیرد. در حدود 80 ورودی دارد که جمعیت می توانسته خیلی سریع و به راحتی وارد آن محل شده و از آنجا خارج شود.

نقشه آن یک بیضی پهناور است به اقطار 188 در 156 متر و زیربنای عمارت در حدود 6 جریب است. طاق ها روی 80 دیوار محوری نگهدارنده برای محافظت از ردیف های صندلی، گذرگاهها و پلکان، قرار گرفته اند.

ارتفاع نمای بیرونی شامل سه ردیف طاق به انضمام طبقه زیرشیروانی حدود 48.5 متر می باشد که معادل یک ساختمان 12 تا 15 طبقه است.

http://www.senmerv.com/archives/000170.php

 

فرستنده مقاله: مهسا نجاتی

اهرام ثلاثه مصر( قسمت اول)

اهرام ثلاثه مصر( قسمت اول)
یگانه بازمانده عجایب هفت گانه جهان باستان

از سلسله مقالات معرفی شاهکارهای معماری جهان

مهندس محمد رضا دهقانی



در (جیزه)گیزا، غرب قاهره امروزی، سه هرم از فراعنه سلسله چهارم به نامهای خوفو یا خئوپوس (Cheops) (به معنای کسی که به افق تعلق دارد)، خفرع (Khafre) یا خفرن (یعنی بزرگ) و منكورع (Menkaure) یا موكرینوس (به معنای ملکوتی) وجود دارد. هرمهای سه گانه، عظیم ترین و باشکوهترین بناهای دوره پادشاهی کهن هستند که جزو عجایب هفت گانه جهان باستان نیز محسوب می شوند. این هرمها كه از حدود سال 2550 پیش از میلاد ساخته شده اند، با رمز و علم پنهانی ارتباط پیدا كرده اند و نمادهای "حکمت ازلی"، "سرزمین مصر"، "پایداری ابدی" و "فنون جادوگری" بودند. اهرام چیزه نقطه اوجی در تكامل شیوه معماری مقابر مصر در دوره پادشاهی کهن است كه با ساختن مصطبه ها ، مقابر اولیه مصریان که غالباً آجری یا سنگی بودند ، آغاز و با هرم پلکانی زوسر پیشرفت کرد.


برای ساخت اهرام، تعدادی شیب راهه آجر فرش احداث گردید و تخته سنگهای آهکی را که از معادن آن سوی نیل با قایق به آنجا منتقل می شدند، احتمالاً با استفاده از غلطکهای چوبی (در آن زمان هنوز چرخ اختراع نشده بود) روی این شیب راهه ها به بالا منتقل می کردند.



در جلوی هر هرم، معبد کوچکی قرار داشت که با گذرگاهی سنگفرش به معبدی دیگر که در دره نیل، در حاشیه مزارع واقع بود، می پیوست. ورود به معبد واقع در دره از طریق مجرایی از رود نیل ممکن بود و هنگام جاری شدن سیل، با قایق به آنجا رفت و آمد می کردند.

در دو سوی اهرام، هرمهایی کوچک با طرحی منظم و دقیق وجود داشت که ویژه اعضای خاندان سلطنتی بود و تعدادی مصطبه نیز به مقامهای بلندپایه درباری اختصاص داشت. جهت هرمهای سه گانه، شمالی – جنوبی است؛ هرمهای خوفو و خفرع نیز بر روی محوری مایل در امتداد یکدیگر ساخته شده اند.

در مورد استفاده از فرمهای هرمی شکل، "هلن گاردنر" در کتاب «هنر در گذر زمان» چنین نگاشته است:

«... وقتی پادشاهان سلسله سوم، اقامتگاه دایمی خود را به ممفیس انتقال دادند، تحت تأثیر هلیوپلیس بود، قرار گرفتند. این شهر، مرکز کیش نیرومند "رع"، خدای آفتاب بود که بتش به صورت یک سنگ هرمی شکل بنام بن بن ساخته شده بود. در دوران سلسله چهارم، فراعنه مصر، خود را فرزندان رع نامیدند و به همین علت از آن پس کوشیدند او را بر روی زمین مجسم کنند. بنابراین، فراعنه دیگر، فاصله ای با انتقال از اعتقاد به مجود روح و قدرت رع در سنگ هرمی شکل "بن بن" تا اعتقاد به نگهداری از روح و جسم خداگونه خودشان به همان طریق مشابه در درون مقبره های هرمی شکل نداشتند.»


1- هرم خوفو :



خوفو (خئوپس)، دومین پادشاه سلسله چهارم بود که از حدود سال 2551 پیش از میلاد به مدت نزدیک به ربع قرن بر مصر حکومت نمود. وی مجموعه گیزا را در چهل کیلومتری شمال داشور، نزدیک قاهره مدرن و شهر تاریخی و کهن ممفیس، پایه گذاری کرد. این مجموعه دارای پنج عنصر اصلی است: اهرام خوفو، خفرع و منکورع، تندیس ابوالهول و معبد دره ای هرم خفرع. از اهرام سه گانه چـیزه، هرم خـوفو، كهن ترین و بزرگترین است و تاریخ ساخت آن به حدود سال 2570 پیش از میلاد باز می گردد. این بنای یادمانی سنگی بسیار عظیم, به «هرمی که مکان طلوع و غروب خورشید است»، شهرت داشت.



به استثنای اتاقك تدفین، توده غول پیكری از بنایی با سنگ آهك یا كوهی از سنگ است كه مطابق همان اصول ساختمانی هرم پله دار پادشاه زوسر در سقاره ساخته گردیده. لازم به ذکر است که تمامی سنگهای بکار رفته در ساخت اهرام، بدون ملات در کنار یکدیگر کار گذاشته شده اند.


زاویه شیب پهلوهای هرم خوفو 54 درجه و 54 دقیقه است که ضابطه ای برای ساخت هرمهای بعدی در مصر شد. طول ضلع هر قاعده این هرم 364/230 متر، طول هر یال 217متر، بلندای اصلی آن حدود 75/145 متر و ‌ارتفاع كنونی آن حدود 18/137 متر است و قاعده هرم, 37/5 هکتار زمین را فرا گرفته است. در ساخت این بنای عظیم نزدیک 000/300/2 قطعه سنگ در 210 ردیف سنگ چین بکار رفته که هریک وزنی بین 2 تا 15 تن داشته اند (وزن متوسط سنگها 5/2 تن می باشد). در برخی منابع که در رابطه با ویژگیهای منحصر بفرد این بنای عظیم منتشر گردیده، جرم هرم خئوپس را برابر یکصد میلیونیوم کره زمین تخمین زده اند.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

نگاهی به رستوران Xing در نیویورك

به نقل از چهار دیواری : طراحی داخلی و چیدمان فضایی فضاهای عمومی چون رستورانها، كافه ها، فروشگاهها و ...، به دلیل ماهیت كاركردی خود كه همواره شاهد حضور مراجعان زیادی هستند، دارای پیچیدگیهای فراوانی است، چرا كه آرایش و كیفیت فضایی تأثیر مستقیمی بر واكنش افراد و در نتیجه میزان رغبت آنان به حضور در فضا میگذارد. گروه معماری LTL (Architects Lewis.Tsurumaki.Lewis)، ضمن توجه به این موارد، با استفاده از خلاقیتهای طراحی خویش، كیفیتهای فضایی ایده‌آلی را در طرحهای خود به ویژه در فضاهای عمومی كوچك به نمایش گذاشته است. رستوران چینی Xing (این واژه در زبان چینی به معنی ستاره میباشد) در نیویورك، یكی از پروژههای اخیر این گروه است كه تنها با تغییراتی كوچك و استفاده از رنگ و مصالح ساده، فضای یك مغازه ساده اغذیه فروشی را به فضایی متنوع و جذاب برای یك رستوران چینی تبدیل كرده است. این رستوران كه در تابسنان 2005 افتتاح و بازگشایی شد، جایزه معماری انجمن معماران آمریكا (AIA) را برای گروه معماری LTL به ارمغان آورد و جزو برندگان سال 2005 طراحی داخلی AIA قرار گرفت. David Lewis یكی از طراحان پروژه میگوید: «عمده ترین رویكرد ما در طراحی رستوران، اهمیت‌دادن و برجسته‌كردن ماهیت و خصوصیت بی نظیر و منحصربفرد هر فضا با استفاده از ویژگیهای كیفی آن فضا در طرح بود.»

رستوران Xingدر زمینی مسطح و كشیده به مساحت 2000 فوت مربع قرار گرفته است. این كشیدگی طولی زمین، ضمن ایجاد ویژگیهای منحصر به فردی در طرح، نیازمند یك سازمان فضایی خطی است كه از قسمت ورودی تا انتهای رستوران ادامه مییابد. در طرح LTL، فضای رستوران از چهار بخش مجزای متصل به هم تشكیل شده كه در امتداد هم شكل گرفته اند و با استفاده از بافتها و به كارگیری مصالح مخصوص و متنوعی از یكدیگر تفكیك شده اند. مراجعه كنندگان از میان فضای عمومی كه با سطوح سختی همانند چوب و سنگ پوشیده شده است، به فضای خصوصی كه با مصالح نرمتر همچون پارچه، مبلمان شده است، هدایت میشوند و در نهایت به فضایی دنج تر در انتهای راهرو و مسیر رستوران میرسند.

بعد از در ورودی رستوران، فضای نوشیدنیها و Fast Food قرار گرفته و در ادامه این فضا، فضایی با چیدمانی از میز و صندلی، در دو بخش به صورت غرفه هایی (اتاقك) با روكش چوب بامبو و میزهایی در امتداد و كنار هم، آرایش یافته است. با عبور از زیر سقف سبز رنگ و نورانی بار در قسمت ورودی، به صورتی هدایت‌كننده، وارد بخش انتهایی رستوران میشویم كه به صورت فضایی دنج با مبلمانی ویژه طراحی شده و اغلب برای صرف شام میباشد. بخش دیگر شامل فضاهای روشویی و سرویس های بهداشتی است كه در میان دو فضای ابتدایی و انتهایی قرار گرفته اند.

در كل، فضای رستوران، فضایی مدرن، روشن، درخشان و پر از كنتراست بافتها و جزئیاتی خیره¬كننده و چشم نواز است. حتی نمای بیرونی و تابلو آن كه واژهXing روی آن نوشته شده و برخلاف معمول در ارتفاعی پایین تر قرار گرفته، جلوه خاصی به رستوران و فضای آن بخشیده است و سطوح قابل لمسی همانند چوب، سنگ و پارچه هایی از جنس مخمل قرمز با فرمهای رنگارنگ اكریلیكی، كل فضای رستوران را تسخیر كرده اند.

فرستنده مقاله: مهدیس فرقانیان

معرفی پرو‍‍ژه - مركز مالی جهانی شانگهای

به نقل از چهار دیواری : مركز مالی جهانی شانگهای (The Shanghai World Financial Center) كه به اختصار Shanghai WFC یا SWFC نامیده می‌شود، یكی از پروژه‌های بلندپروازانه چینی‌ها در راستای دست‌یابی به توسعه اقتصادی است كه در آینده‌ای نه چندان دور یكی از بلندترین آسمان‌خراش‌های جهان خواهد بود. این مركز در منطقه تجاری و اقتصادی Lujiazui، در مركز ناحیه جدید Pudong شانگهای، واقع است. گفتنی است توسعه ناحیه جدید Pudong شانگهای بخشی از برنامه درازمدت دولت چین برای توسعه و عمران شهری سریع و در مقیاس بزرگ محسوب می‌شود.
عملیات ساختمانی مركز مالی جهانی شانگهای در آگوست سال 1997 شروع شد، اما از اكتبر سال 1998، اجرای پروژه بخاطر بحران اقتصادی آسیا و ركود ناشی از آن، به حال تعلیق درآمد، تا اینكه پروژه در سال 2003 دوباره به جریان افتاد و پس از اعمال تغییرات و اصلاحاتی در طرح اولیه، جهت تطابق طرح با آخرین نیازمندی‌های تكنولوژیكی و كاركردی شركت‌های مالی فعال در بازارهای آسیا، عملیات ساختمانی مركز از نوامبر سال 2005 مجدداً آغاز گردید. ساختمان بلند، باریك و گوه ‌شكل این مركز كه در 101 طبقه توسط شركت (KPF) Kohn Pederson Fox Association، مستقر در نیویورك، طراحی شده است و ارتفاع نهایی آن 492 متر خواهد بود، با سرعتی بسیار بالا (هر طبقه در 5/4 روز) و هزینه‌ای بالغ بر 1/1 بیلیون دلار ساخته خواهد شد و بر اساس پیش‌بینی‌های اولیه، عملیات اجرایی آن در سال 2008 به پایان خواهد رسید.
فرم اصلی طرح ساختمان مركز مالی جهانی شانگهای، یك مكعب می‌باشد كه بوسیله قوس‌هایی كه بر عمودیت و برافراشتگی ساختمان تأكید می‌كنند، قطع ‌شده است. شاخص‌ترین عنصر طرح كه موجب تقویت هندسه اصلی ساختمان می‌شود و تحسین بسیاری از معماران را برانگیخته است، فضای خالی یا روزنی می‌باشد كه در میان سطوح فوقانی ساختمان ایجاد شده است و به مثابه دروازه‌ای در آسمان عمل می‌كند. در ضمن از نظر سازه‌ای، روزن ایجاد شده موجب كاهش فشار باد بر سازه می‌شود. این فضای خالی كه گردشگران قادر خواهند بود در آن قدم بزنند، با افزایش ارتفاع ساختمان عریض‌تر می‌شود و در انتهای برج با یك پل كه دو طرف ساختمان را به هم وصل می‌كند، بسته می‌شود. در طرح اولیه برج، فضای خالی بالای آن با اقتباس از دروازه مدور موجود در باغ‌های چین باستان (موسوم به دروازه ماه)، دایره‌ای به قطر 50 متر پیش‌بینی شده بود، اما در اواسط سال 2005، KPF آلترناتیو دیگری ارائه كرد كه بر اساس آن یك فضای خالی مربع‌شكل جایگزین روزن دایره‌ای شكل قبلی شد. همچنین در طرح جدید، عرصه‌ای به مساحت 700 مترمربع در طبقه 101، جهت مشاهده شهر از بالا، پیش‌بینی شده است كه مرتفع‌ترین عرصه رصد و مشاهده در جهان خواهد بود. Akio Yoshimura، مدیر مركز مالی جهانی شانگهای، از مزایای طرح جدید به موجزتر بودن آن و نیز تسهیل عملیات ساختمانی و كاهش هزینه‌ها و زمان ساخت‌وساز اشاره می‌كند. او می‌گوید: «من شخصاً طرح جدید را خیلی دوست دارم؛ فضای خالی مربع‌شكل بالای برج شبیه یك پنجره است كه از طریق آن می‌توان به آینده‌ای پرامید نگریست.»
ساختمان مركز مالی جهانی شانگهای بصورت یك مجتمع چندمنظوره طراحی شده و در طرح آن علاوه بر فضاهای اداری هوشمند كه از بالاترین سطح كیفیت و كاركرد برخوردار هستند، تسهیلات جنبی فراوان از قبیل فضاهای كنفرانس، یك هتل مجلل پنج ستاره، فضاهای تجاری و رستوران‌ پیش‌بینی شده است. طرح كلی، مقیاس و ساختار جدید برنامه‌ریزی مركز مالی جهانی شانگهای بگونه‌ای است كه این ساختمان را در آینده به نشانه شهری جدید شانگهای در قرن 21 و از آن مهم‌تر به نماد موفقیت اقتصادی آسیا تبدیل خواهد كرد و این مركز منادی آغاز دوران جدید تجارت در آسیا خواهد بود.

فرستنده مقاله: مهدیس فرقانیان

معرفی پرو‍‍ژه - مركز مالی جهانی شانگهای

به نقل از چهار دیواری : مركز مالی جهانی شانگهای (The Shanghai World Financial Center) كه به اختصار Shanghai WFC یا SWFC نامیده می‌شود، یكی از پروژه‌های بلندپروازانه چینی‌ها در راستای دست‌یابی به توسعه اقتصادی است كه در آینده‌ای نه چندان دور یكی از بلندترین آسمان‌خراش‌های جهان خواهد بود. این مركز در منطقه تجاری و اقتصادی Lujiazui، در مركز ناحیه جدید Pudong شانگهای، واقع است. گفتنی است توسعه ناحیه جدید Pudong شانگهای بخشی از برنامه درازمدت دولت چین برای توسعه و عمران شهری سریع و در مقیاس بزرگ محسوب می‌شود.
عملیات ساختمانی مركز مالی جهانی شانگهای در آگوست سال 1997 شروع شد، اما از اكتبر سال 1998، اجرای پروژه بخاطر بحران اقتصادی آسیا و ركود ناشی از آن، به حال تعلیق درآمد، تا اینكه پروژه در سال 2003 دوباره به جریان افتاد و پس از اعمال تغییرات و اصلاحاتی در طرح اولیه، جهت تطابق طرح با آخرین نیازمندی‌های تكنولوژیكی و كاركردی شركت‌های مالی فعال در بازارهای آسیا، عملیات ساختمانی مركز از نوامبر سال 2005 مجدداً آغاز گردید. ساختمان بلند، باریك و گوه ‌شكل این مركز كه در 101 طبقه توسط شركت (KPF) Kohn Pederson Fox Association، مستقر در نیویورك، طراحی شده است و ارتفاع نهایی آن 492 متر خواهد بود، با سرعتی بسیار بالا (هر طبقه در 5/4 روز) و هزینه‌ای بالغ بر 1/1 بیلیون دلار ساخته خواهد شد و بر اساس پیش‌بینی‌های اولیه، عملیات اجرایی آن در سال 2008 به پایان خواهد رسید.
فرم اصلی طرح ساختمان مركز مالی جهانی شانگهای، یك مكعب می‌باشد كه بوسیله قوس‌هایی كه بر عمودیت و برافراشتگی ساختمان تأكید می‌كنند، قطع ‌شده است. شاخص‌ترین عنصر طرح كه موجب تقویت هندسه اصلی ساختمان می‌شود و تحسین بسیاری از معماران را برانگیخته است، فضای خالی یا روزنی می‌باشد كه در میان سطوح فوقانی ساختمان ایجاد شده است و به مثابه دروازه‌ای در آسمان عمل می‌كند. در ضمن از نظر سازه‌ای، روزن ایجاد شده موجب كاهش فشار باد بر سازه می‌شود. این فضای خالی كه گردشگران قادر خواهند بود در آن قدم بزنند، با افزایش ارتفاع ساختمان عریض‌تر می‌شود و در انتهای برج با یك پل كه دو طرف ساختمان را به هم وصل می‌كند، بسته می‌شود. در طرح اولیه برج، فضای خالی بالای آن با اقتباس از دروازه مدور موجود در باغ‌های چین باستان (موسوم به دروازه ماه)، دایره‌ای به قطر 50 متر پیش‌بینی شده بود، اما در اواسط سال 2005، KPF آلترناتیو دیگری ارائه كرد كه بر اساس آن یك فضای خالی مربع‌شكل جایگزین روزن دایره‌ای شكل قبلی شد. همچنین در طرح جدید، عرصه‌ای به مساحت 700 مترمربع در طبقه 101، جهت مشاهده شهر از بالا، پیش‌بینی شده است كه مرتفع‌ترین عرصه رصد و مشاهده در جهان خواهد بود. Akio Yoshimura، مدیر مركز مالی جهانی شانگهای، از مزایای طرح جدید به موجزتر بودن آن و نیز تسهیل عملیات ساختمانی و كاهش هزینه‌ها و زمان ساخت‌وساز اشاره می‌كند. او می‌گوید: «من شخصاً طرح جدید را خیلی دوست دارم؛ فضای خالی مربع‌شكل بالای برج شبیه یك پنجره است كه از طریق آن می‌توان به آینده‌ای پرامید نگریست.»
ساختمان مركز مالی جهانی شانگهای بصورت یك مجتمع چندمنظوره طراحی شده و در طرح آن علاوه بر فضاهای اداری هوشمند كه از بالاترین سطح كیفیت و كاركرد برخوردار هستند، تسهیلات جنبی فراوان از قبیل فضاهای كنفرانس، یك هتل مجلل پنج ستاره، فضاهای تجاری و رستوران‌ پیش‌بینی شده است. طرح كلی، مقیاس و ساختار جدید برنامه‌ریزی مركز مالی جهانی شانگهای بگونه‌ای است كه این ساختمان را در آینده به نشانه شهری جدید شانگهای در قرن 21 و از آن مهم‌تر به نماد موفقیت اقتصادی آسیا تبدیل خواهد كرد و این مركز منادی آغاز دوران جدید تجارت در آسیا خواهد بود.

فرستنده مقاله: مهدیس فرقانیان

بررسی ساختمان اپرای سیدنی

قبسمت اول

در جریان یکی از ارائه های خودم راجع به بنا های سر شناس دنیا قرعه به نام ساختمان اپرای سیدنی افتاد جالبه که بگم که در کل صفحات وب فارسی زبان فقط حدودا 19 خط مطلب به درد بخور در باره ی معماری این بنا پیدا می شه یعنی حتی کمتر از یک صفحه.پس وظیفه ی خود دانستم جزئیات بیشتری در باره ی این اثر بزرگ را در اختیار دوستداران هنر معماری قرار دهم.

ساختمان اپرای سیدنی

The Sydney Opera House

 

از میان 222 طرح ارائه شده برای ساختمان اپرای سیدنی؛ طرح معمار دانمارکی«جوئرن آتزن» (Joern Utzon) مورد تصویب قرار گرفت. جنبه های اقتصادی ؛خلاقیت و انقلابی بودن طرح موجب پیروز شدن طراح شدند و همین جنبه های طرح؛ ساختمان اپرای سیدنی رابه یکی از شاخص ترین کارهای معماری دنیا تبدیل کردند.  ایده «آتزون» این بود که ساختمانی بسازد که آینه تمام نمای بادبان های کشتی ها ؛امواج اقیانوس و نماد واضحی از صدف های دریایی باشد . (مشاهده ی طرح اولیه)از آنجا که طرح اولیه از نظر جنبه های سازه ای آن قابل اجرا نبود ؛ در سال 1959هنگامی که مرحله اول ساخت آغاز می شد ؛ شکل صدفی بام ها تغییر یافت .مرحله دوم اجرا در سال 1962 با طرح جدید مهندسی سقف های صدفی شکل شروع و تا 1967 ادامه یافت .

 

اپرای سیدنی پس از 14 سال عملیات اجرایی ساخته شد ؛ ساختمان اپرای سیدنی به دلیل آکوستیک قوی آن ؛ که امواج صوتی را در کمتر از 2 ثانیه مستهلک می کند ؛ شهرت دارد . تحلیل فضایی ساختمان اپرای سیدنی

 

ساختماناپرایسیدنی

                            دیدن عکس در ابعاد واقعی

تحلیل فضایی ساختمان اپرای سیدنی

در حقیقت ما قبل از وارد شدن به یک ساختمان باید مسیری را طی کنیم تا به ورودی آن برسیم و این اولین مرحله در سیستم سیر کو لاسیون است .

نمایش برشی از ساختمان

نمایش سایت پلان

تعریف مسیر مارپیچ :

مسیر حلقه ای راه رسیدن را طولانی تر می کند و به دلیل حرکت پیرامون محیط یک ساختمان فرم سه بعدی آن تآکید ویژه ای دارد وقتی به سوی بنا حرکت می کنیم ورودی آن ممکن است بارها دیده شود و یا تا انتهای مسیر از دید ما پنهان بماند . در اپرای سیدنی مسیر رسیدن به بنا مارپیچ می باشد و همین طور از جلو .

تعریف مسیر از جلو: 

مسیر دسترسی به بنا از جلو : جهت ورودی ساختمان را در امتداد مسیری محوری و مستقیم نشان می دهد و مقصد نهایی دید در مسیر رسیدن به بنا کاملا مشخص است چهره کاملی از ساختمان و یا نمای دقیقی از ورودی آن .

در ساختمان اپرای سیدنی مسیر تردد از گونه ( مار پیچ)  شکل می باشد .

ورودی ساختمان اپرای سیدنی از نوع پیش آمده بود یعنی سطح بیرونی یا سقف بنا به صورت بالکنی ورودی بنا را احاطه کرده است و دیواری شیشه ای جدا کننده ی فضای بیرونی و داخلی ساختمان می باشد . ورودی ساختمان بالاتر از سطح؛ صفر صفر زمین قرار گرفته  و در کل خود ساختمان با ارتفاع نسبت و سطح صفر صفر بنا شده و همین امر باعث قرار گرفتن یک سری پله در جلدی هر یک از ورودی ها شده است.

همانطور که قبلا گفته شده مسیر اصلی دسترسی به این بنا مسیری مارپیچ گونه می باشد این مسیر در کنار دریا انتخاب شده تا بازدید کنندگان از این بنا دید کاملی از طرح بنا که عمدتاً برونگرا بوده واز معماری این ناحیه تبعیت داردداشته باشند وهمین طور از مناظر دریایی که ایده ی اصلی این ساختمان نیز برگرفته از آن می باشد دیدن کنند و این کار در نگاهی کلی ابتکاری جالب می باشد که مسیر رسیدن به بنا را نیز مسیری مفرح و بازدید کننده را با کلیت اجتماعی – فرهنگی و معماری بندرسیدنی آشنا کرده و ساختمان را درمعرض نمایش بازدیدکننده قرار می دهد (یعنی با یک تیر دو نشان زدن .)

اپرای سیدنی قسمت دوم:

مزیت های مسیرهایی که از کنار فضاها عبور می کنند .

1-      تمامیت و یکپارچگی همه فضاها حفظ می شود .

2-      وضعیت مسیر انعطاف پذیر است .

3-      می توان از فضا های واسطه برای متصل کردن فضاها و مسیرها استفاده کرد .

تعریف از شکل کلی نمای بنا ( بحثی بر برونگرای اپرای سیدنی )

مشاهده ی اپرای سیدنی (منظره)

برای روشن تر شدن بحث ابتدا باید گفت :

به هر حرکتی که از الگویی تکرار شونده از عناصر یا نقوش به صورت منظم یا نا منظم تکرار شده باشد ؛ ریتم گفته می شود . این ریتم می تواند ناشی از دید ما باشد که به دنبال عناصر تکراری ترکیب می رود ویا ناشی از جسم ما که به دنبال عبور کردن از یک توالی فضایی است . ضمنأ ریتم شامل نظریه ی بنیادی تکرار هم می باشد که در معماری برای سازماندهی فرم ها و فضاها مورد استفاده قرار می گیرد . تقریبأ همه انواع ساختمان ها از عناصری که به طور طبیعی تکرار شوند هستند , ساخته می شوند . نظیر تکرار تیرها و ستون ها – دهانه های سازه ای تکراری و...

 

                                                     مشاهده ی عکس در ابعاد واقعی 

 

عناصر موجود در یک ترکیب نا منظم ؛ بر طبق موارد زیر گروه بندی می شوند .

نزدیکی یا مجاورت آن ها نسبت به هم

ویژگی های بصری مشترکی که آنها با هم دارند .

اصل تکرار برای سازمان دهی عناصر تکراری در یک ترکیب از هر دو مفهوم بصری که دربالا گفته شد استفاده می کند .در ساختمان اپرای سیدنی از این ویژگی معماری استفاده شده است و تکرار یکی از ویژگی های بارز این بنا می باشد که {همانند موج های دریایی توالی دارد.} در ساختمان اپرای سیدنی از توالی غلاف ها برای به وجود آوردن فضاها استفاده شده است .

 
 
 
 
 

بررسی ساختمان اپرای سیدنی قسمت سوم

 اجرای ساختمان به صورت غلافی شکل در سال 1889 به اوج اعتلای خود رسید . مقارن همین زمان آسمان خراش ها در شیکاگو ساخته شدند که باز برای محاسبه آن ها از همین روش محاسبات خطی استفاده شد که تا به امروز رو به پیشرفت و کمال است . حتی محاسبه تیرهای بتنی « از پیش فشرده » تا حدی از شیوه محاسبات خطی قرن نوزدهم متأثر است .

در قرن حاضر روش های تازه ای در محاسبات ساختمانی بوجود آمده که تا محاسبات خطی متفاوت است . در روش محاسبات خطی چنان که اشاره شد اصل بر این است که نیرو های ساختمان را در محل تیرها و ستون ها متمرکز کرد . اما با روش جدید کوشش می شود ساختمان از تیر و ستون استقلال یابد و هر عضو متحمل بار خود و باری که بر آن وارد می آید گردد . و بدین ترتیب می توان ساختمان را به فرم های مختلف به اصطلاح ریخت . البته چنین کاری خالی از اشکال نیست و نمی توان نیرو ها را به دقت در همه قسمت های ساختمان محاسبه کرد و باید به مدد آزمایشات و یا ساختن ماکت پخش نیرو را در تمام قسمت ها مشاهده کرد . از این رو فن ساختمان به ماورای عرصه محاسبات می رود و به دنیای احساس راه می یابد و چون «ریختن» جای « ساختن » را می گیرد , معماری به مجسمه سازی تقرب می جوید .

پیدا است که آهن نمی توانست جوابگوی چنین نحوه ساختمانی باشد و به ماده ای احتیاج بود که انعطاف پذیری بیشتری داشته باشد . در حدود سال 1900 خواص ساختمانی بتن مسلح به اندازه کافی بر مهندسان معلوم بود که بتوان آن رابه نحوه جدید بکار برد . ساختمان های غلافی که « فری سینه » و « مایار » در حدود سال 1930 ساختند شاهدی بر این گفته است . مایار از جمله نخستین کسانی بود که امکانات محاسبات تازه ساختمانی را شناخت ؛ و در پل های وی که زیبایی آن ها هر چشم آشنا به هنر معاصر را به خود می خواند نیروها در صفحات نازک بتن مسلح انتشار می یابند و از این رو به پایه های گران پیکر احتیاج نیست . « مایار » وقتی خاطر نشان کرده است که منشاء الهام وی در طرح ساختمان های غلافی دیگ بخار بوده است – در واقع در ساختمان های غلافی نیز مانند دیگ بخار تمام نیروها در سراسر غلاف منتشر می شود – در حال حاضر از نحوه ساختمانی غلافی در بسیاری از شعبات صنعت استفاده می شود . « ای . وای . گالانتای » فهرستی تقریبی از صنایعی که به استفاده از این نحوه ساختمانی رو می آورند بدست میدهد :

امروز در ساختن اتومبیل و واگن های راه آهن به جای آن که شاسی و بدنه جدا از یکدیگر ساخته شوند و بعد بدنه بر شاسی به اصطلاح سوار شود می توان شاسی و بدنه را یک پارچه و غلافی ساخت – اتومبیل و یا واگن در این صورت واجد « جدار فشرده » خواهد بود - . در ساختن هواپیما و کشتی نیز « جدار های فشرده » عظیم جای شاسی و بدنه را می گیرد . دایره استفاده از ساختمان های غلافی به این جا محدود نمی شود ؛ ساختن سد ها به این روش که ابتدا در فرانسه معمول شد روز به روز پیشرفت بیشتر می کند و ساختن دهانه های عظیم و شمعی های گران پیکر را که برای احداث سد به شیوه معمولی لازم است غیر لازم می سازد . حتی این نحوه ساختمانی در ساختن مبل و صندلی معمول گشته است , صندلی های تک پایه ای که « ارو سارنن » ( معمار آمریکایی که متأسفانه بجوانی در گذشت ) ساخت مثال بارز شیوه ساختمانی غلافی در طرح میز و صندلی هستند .

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی