نگاهی به معماری بیست و پنج سال اخیر ایران

نگاهی به معماری بیست و پنج سال اخیر ایران

‌BBC

شاهرخ گلستان

مهندس داراب دیبا، استاد دانشگاه تهران و سرپرست گروه های هنر معماری و شهرسازی در دانشگاه های آزاد ایران، سه شنبه گذشته سخنرانی جامعی همراه با نمایش اسلاید، پیرامون معماری بیست و پنج سال اخیر ایران، در انجمن آرشیتکت های ایران در پاریس ایراد کرد و با بیانی روشن و بی تکلف به نارسایی ها و بی بند وباری های این موضوع مهم اجتماعی و فنی پرداخت.

او در مورد موسساتی که بعد از انقلاب، معماری را زیر پوشش گرفته اند یعنی سازمان برنامه، وزارت مسکن و شهرداری تهران گفت آنها موازی با هم کار می کنند و ارتباط چندانی با هم ندارند و هیچ هماهنگی هم بین آنها موجود نیست و هر کدام راه خود را می روند.

علاوه بر این ضوابط کیفی هم وجود ندارد، کارها در دست مهندسین مشاور عمده است و جوانان تحصیل کرده خوش فکر قادر به ابراز وجود نیستند و نمی توانند کار کنند.


بعد از انقلاب اسلامی، زمانی که فلسفه برگشت به اصل و ریشه بخصوص در مسائل هنری مطرح شد، توجه مهندسین معمار به سرچشمه اسلام و سرچشمه سنت، باعث شد که بسیاری از ساختمان های سال های اولیه انقلاب کپی بی شخصیت ساختمان های دوره صفوی از کار دربیاید و این بی هویتی، تا امروز ادامه یافته است

مهندس دیبا


در مورد عدم رعایت اصول شهرسازی در تهران، مهندس دیبا گفت شهرداری تهران از زمان کرباسچی که خودکفایی خود را اعلام کرد، شروع کرد به فروش مجوز تراکم و مجوز ارتفاع.

آنها در مقابل پول های هنگفتی که می گرفتند مجوز صادر می کردند و سرمایه داران در نقاط مختلف شهر شروع به برج سازی کردند و تهران امروز را می بینید و یا بسیاری از شهرهای دیگر مثل شیراز و یا شهر جدیدی که در کنار یزد ساخته شده است، شهرهایی هستند که هیچ نوع هویت و هیچ نوع ارزش کیفی ندارند و فقط نشانه های سوداگری اند.

در این شهرها هیچ نوع حقوق شهروندی رعایت نشده است. خانه های دو - سه طبقه ناگهان زیر سایه خفقان آور یک برج بیست و چند طبقه قرار می گیرند به طوری که ساکنان آن یا مجبور به ترک خانه هایشان می شوند و یا باید تحمل کنند که هرگز رنگ آفتاب را نبینند.

مهندس دیبا گفت در ایران امروز کنترل کیفی ساختمان وجود ندارد، زیبا شناسی اصلا مورد توجه نیست، به معماری با توجه و در ارتباط با بافت شهری نگاه نمی شود، و فساد و رشوه خواری از یک طرف و اعمال نفوذ صاحبان قدرت از طرف دیگر، کار را برای دریافت هر نوع پروانه ساختمان آسان کرده است.

او با اشاره به بهای بسیار زیاد زمین در تهران که گاه به متر مربعی یک میلیون و هشتصد هزار تومان می رسد، گفت دیگر امکان ساختن خانه برای کسی فراهم نیست و برج سازی و آپارتمان نشینی بسیار مورد توجه قرار دارد.
ماکت یک برج مسکونی، مهندسین معمار: دیبا، صفارودی

به گفته مهندس دیبا، بعد از انقلاب اسلامی، زمانی که فلسفه برگشت به اصل و ریشه بخصوص در مسائل هنری مطرح شد، توجه مهندسین معمار به سرچشمه اسلام و سرچشمه سنت، باعث شد که بسیاری از ساختمان های سال های اولیه انقلاب کپی بی شخصیت ساختمان های دوره صفوی از کار دربیاید و این بی هویتی، تا امروز ادامه یافته است.

او از ساختمان های ناموزونی گفت که ظاهرشان سنتی است، پرداخت پنجره ها "پست مدرن" است و یک "کلاه فرنگی" هم بالای آن قرار گرفته است.

مهندس دیبا اضافه کرد که در این برج سازی ها به ندرت ضوابط بین المللی ایمنی ساختمان های بلند رعایت می شوند. بناها اکثرا اسکلت فلزی دارند با پوششی از سنگ و شیشه و چندان کارهای با ارزشی از نظر معماری نیستند.

او با تاسف از معماران برجسته ای یاد کرد که با انقلاب اسلامی کشور را ترک کردند (حدود پانزده نفر را نام برد) و جای خالی آنها را کسی پر نکرد.

مهندس دیبا با اشاره به کثرت دانشگاه ها و تاسیس دانشکده های معماری و شهرسازی در اکثر شهرهای ایران و ایجاد مقاطع تحصیلی لیسانس، فوق لیسانس و دکترا گفت اکنون حدود ده هزار دانشجوی معماری به تحصیل اشتغال دارند.

"آنها در محل هایی درس می خوانند که ساختمان های قدیمی هستند و برای دانشکده ساخته نشده است، کتاب به مقدار کافی در اختیارشان نیست و استاد هم تقریبا وجود ندارد. چون در استخدام اساتید جدید، نه دانش آنها که بینش ایدئولوژیکی- سیاسی شان در درجه اول اهمیت است."

مهندس دیبا در ادامه سخنانش تعدادی اسلاید از ساختمان ها و یا طرح های آماده اجرا نشان داد و به تجزیه و تحلیل کارها پرداخت. او گفت که برای این مجموعه نه بهترین ها را انتخاب کرده است و نه بدترین ها را.


تنها یک سال و نیم است که رعایت مقررات آتش نشانی و زلزله اجباری شده است اما امکانات فنی آتش نشانی در ایران تنها تا طبقه سیزدهم کارایی دارد و برای طبقات بالا خطر همچنان باقی است

مهندس دیبا


در مورد ایمنی ساختمان های بلند، او گفت که تنها یک سال و نیم است که رعایت مقررات آتش نشانی و زلزله اجباری شده است اما امکانات فنی آتش نشانی در ایران تنها تا طبقه سیزدهم کارایی دارد و برای طبقات بالا خطر همچنان باقی است.

او افزود که شیشه های اینگونه ساختمان های بلند اکثرا یک جداره و نازک و غیر استاندارد هستند و آنگونه که در غرب مرسوم است که پنجره های طبقات بالاتر شیشه های قطورتری داشته باشند، در ایران به این موضوع توجهی نمی شود.

مهندس دیبا نمونه های جالب و زیبایی از منازل مسکونی در شهرهای مختلف ایران از جمله در مناطق شمال و یا یزد، کرمان و اصفهان را نشان داد که معماران با استفاده از مصالح محلی ساختمان های به قول خودش معقولی بنا کرده اند.

از نکته های مورد اشاره مهندس دیبا، لزوم وجود یک ارتباط منطقی میان ساختمان و کاربرد آن بود. او اسلاید ساختمانی را نشان داد که عینا از روی ساختمان "کرایسلر" از آمریکا متعلق به هفتاد سال پیش ساخته شده و اکنون مرکز مطالعات قرآنی در تهران است.

مهندس دیبا موضوع برگزاری مسابقه برای پروژه های بزرگ را که به تازگی شروع شده گامی سودمند دانست که به مهندسان جوان فرصت ابراز شایستگی می دهد اما به گفته او شرکت در مسابقه چندان مورد توجه و استقبال قرار نگرفته است چون اکثر آنها به سلیقه های داوران اعتماد نمی کنند و اعمال نفوذها و رابطه ها را داور اصلی می دانند.

به عنوان مثال، او از یک پروژه ساختمان "آکادمی علوم و فرهنگستان ایران" گفت که در مرحله اول رتبه هفتم شد. بعد به مرتبه پنجم ارتقاء پیدا کرد و در نهایت چون آیت الله خامنه ای آن را از همه بیشتر پسندید، اول شد و اکنون در دست ساختمان است.

از سخنان مهندس داراب دیبا چنین بر می آید که در بیست و پنج سال اخیر، هیچ بنای عمومی مثل سینما، تاتر، ورزشگاه، بازار و از این قبیل در ایران احداث نشده است و فرودگاه "بین المللی امام خمینی" که حدود چهل سال پیش تصمیم به تاسیس آن گرفته شد، هنوز سال ها مانده است تا بخشی از آن قابل استفاده شود.

او گفت مهندسین ایرانی تجربه چنین کارهای عظیمی را نداشتند و تازه یکی دو سال است که اجازه ورود و کار به مهندسین خارجی داده می شود و "این خودش فرجی است"
19خرداد

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

رویکردی به هویت معماری معاصرایران

باوجود همه پیچیدگیهای مفهوم هویت وتلقی های متفاوت صاحبنظران از آن، بركسی پوشیده نیست درمعماری معاصرایران، این واژه دچاربحران گشته وبصورت مفهومی انتزاعی درآمده است. رنگ باختن مفهوم هویت،مختص حوزه معماری نمیباشد،همچنانكه این ضعف درحوزه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی،ملی وغیره مشهودمیباشد.

آوازه ایران درمعماری جهان آن چنان طنین افكنده كه تاریخ معماری جهان خودراوامدار آن می داند.ازبنای زیگورات چغازنبیل كه درحدود 1250 سال قبل ازمیلادمسیح بناشده، تااكنون بیش ازسه هزارسال می گذرد. آنچنانكه دركتابها آمده ،به عنوان تمدنی بزرگ وباشكوه ازپیشتازان علم وفرهنگ وهنربوده ایم.دانشمندان بزرگی چون ابوعلی سینا،ابوریحان بیرونی و ... دراین سرزمین زیسته اندوحاصل رنج خودرابه جهانیان عرضه داشته اند. معماران گمنام ایران چنان روحی دركالبدمعماری ایران دمیده اندكه گویی پاسارگادونقش جهان بانفس آنهازنده است. گویی آنها روح ابدی خودرادرمعماری به یادگارگذاشته اند.

امااینك ماكجائیم‌؟ چقدربه تاریخ وهویت خودوفاداربوده ایم؟ آیامسیر آنهاراادامه داده وتلاشهایشان رابه ثمرنشانده ایم یا آنچنان ازقله شكوه فروافتاده ایم كه توان نگاه كردن بربلندای تاریخ خودرانداریم؟ شایددرمیانه راه،بلاتكلیف وسرگردان ازحركت بازایستاده ایم تادستی از آسمان راه رابرمابنماید.

نام معماری معاصرایران برگ كدامین كتاب رابه نام خود آذین بسته است؟ مفاهیم سنتی خودراچقدربه جهانیان عرضه كرده ایم تادرعرصه جهانی گمنام نمانیم؟ غیراینست كه به تاریخ خودوامداریم؟براستی مشكل كجاست؟ چرادرعرصه ای كه پیشتازبودیم، اكنون ته قافله ایستاده ونظاره گرشده ایم تادیگران راه رابه مانشان دهند؟ آیامدرن زیستن، به معنای فراموشی خود،عاری شدن ازماهیت وجودی ودنباله روی ازدیگران است؟

هیچكس منكرتاثیر معماری وشهرسازی بررفتارشهروندان یك جامعه نیست. سیمای شهری ومعماری ما آنچنان ازمفاهیم والای خودتهی شده كه آثارش برروح وروان جامعه مشهود است.ساختمانهابافرمها،رنگهاومصالح ناهمگون،آنچنان ناموزون دركنارهم قرارگرفته اندكه انسان رابه فكروادارمی سازد: « شایدعمدی دركارباشد».


كجابودیم؟

بحث درموردمعماری معاصرایران، اغلب باموضوع نسبت باتاریخ وسیرتكاملی آن همراه شده است.اكثرصاحبنظران هویت رامفهومی متغیروشناورمی دانندكه درگذرزمان ودربازخوردباعوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... شكل می گیرد. بررسی سیرتكاملی این مفهوم درمعماری ایران، به عنوان یكی ازكلیدهای اصلی راه گشای امروز مامی باشد.

قبل ازوروداسلام به ایران،معماری ایران تحت تاثیرشرایط مختلف سیاسی، فرهنگی، مذهبی دارای مولفه هاومفاهیم عمیق ومنحصربفردی بودكه ماندگاری آن حكایت ازپایداری این الگوهادرگذرزمان بوده است. باوروداسلام این مفاهیم به صورتی كاملا هوشمندانه وقاعده مندتوسط معماران واندیشمندان بااصول متعالی دین اسلام پیوندخورد. این تلفیق سبب تعالی اصول، مبانی وشكل گیری نوعی معماری هوشمندانه گردیدكه افزون برتكامل هویت معماری ایران، چهره ای ماندگار به آن داد.

بررسی وتحلیل عناصروالگوهای تاریخی معماری ایران، نشان میدهدكه این مفاهیم اگرچه هریك دردوره معینی ازتاریخ این سرزمین خلق شده اند، لكن باحضورممتددردوره های بعدی، تكامل وپالایش یافته ودارای هویتی مستقل اززمان گشته ومفهوم عامی راازیك الگوی معماری ارائه می دهند كه شان تجریدی یافته ودارای تصویرذهنی وبارعاطفی است. شایدبه همین دلیل است كه درزمان حضوردرچنین فضائی، جایگاه وشان خودرابه مراتب بیشترازآنچه كه هست احساس می كنیم.


چه شد؟

اكثرصاحبنظران، آغازدوره معماری معاصرایران راسال 1920 مصادف بادوران پهلوی اول می دانند. بسیاری ازرخدادهای این دوره دررابطه بادوران حكومت قبل یعنی حكومت قاجارقابل توضیح وتبیین است.

درآغازسده نوزدهم ( دوره قاجار ) ایران ازاقتصادجهانی كاملا بركناروجدابود. براثربحران وشكافهای مختلف سیاسی، اقتصادی واجتماعی درپایان سده نوزدهم اوضاع به گونه ای شكل گرفت كه ایران درمسیرادغام شبكه اروپائی تجارت بین الملل قرارگرفت وهمین امرزمینه نفوذ اقتصادی غرب راهموارساخت وبه تبع آن آشفتگیهای شدیداجتماعی پدید آمد. درچنین شرایطی حكومت پهلوی شكل گرفت.

دوره پهلوی آغازارتباط مستمر باغرب وایجادنهادهای اجتماعی وعلمی وآغاز تمدنی به ظاهرصنعتی ومدرن بود. رشدسریع صنعت وواردات وارتباط تنگاتنگ علمی وفرهنگی باغرب، ایجادساختارهای جدیداجتماعی به دلیل مهاجرت مردم، زمینه سازشكل گیری عناصرجدیدی درمعماری گردیدكه سبب تغییرچهره مراكز شهری گردید. تغییرشیوه های زندگی، ارتباطات انسانی، مناسبات شغلی وخلاصه بسیاری ازعملكردهای اجتماعی، نیازهای جدیدی رافراهم كردكه راه حل های مناسبی رادرحوزه های مختلف ازجمله معماری وشهرسازی می طلبید. به ظاهرهمه مشكلات معماری ازاین زمان شكل می گیرد.


مفهوم هویت

وقتی بحث از هویت پیش می آید، دیدگاههای پیچیده وگاهی متضاددرابعادی گسترده مطرح می شود. دراین یادداشت سعی شده اجماعی ازدیدگاههای صاحبنظران حول مفهوم هویت درارتباط بامسائل اجتماعی وفرهنگی بخصوص معماری مطرح گردد. اریكسون یكی ازجامعه شناسان معروف این مفهوم راقائل به دوبخش می داند. « اول یكی شدن باخود ودیگری مشاركت بادیگران دربعضی ازاجزای ذاتی ». اوفرایند هویت رایك سیستم كنترل می داند كه مجموعه ای ازهنجارهاوناهنجارهارادرفردبوجود می آورد. استوارت هال معتقداست هویت یك رونددرحال شدن است كه یك شناسنامه وعامل شناخته شدن است. برخی هویت رایك مفهوم ارتباطی می دانندكه بوسیله تشابه هاوتفاوتهابادیگران مفهوم پیدامی كند.

بسیاری ازروشنفكران ایرانی، هویت امروزجامعه ایران رادارای سه لایه فرهنگ دینی، ملی وبالاخره فرهنگ وتمدن مدرن می دانندكه باهم دروجودهرایرانی درگیراست كه پیوندمناسب این سه لایه متناسب باروح مكان وزمان درتكامل هویت امروز جامعه ایران مفیدباشد.

عمده ترین نكته ی مفهوم هویت، عوامل موثربرشكل گیری آن است كه اززبان « اندرسون » بدین صورت تبیین شده است.

1-فضای حاكم برفردیاجامعه كه درواقع نوعی فضاشناسی ومحیط شناسی فردیاجامعه تلقی می شود.

2-چرخش یااستمرارروندها

3-روندهای هویتی همزمان وحتی همزمان گرائی های متفاوت.


چه كرده ایم؟

تكامل وپالایش الگوها وعناصرمعماری ایران دردوره های مختلف تاریخ، سبب شده این عناصرهویتی مستقل اززمان شده وشان تجریدی به خودگیرند. این مفاهیم والگوها، نبایدبه صورت مستقیم درمعرض خلاقیت فضائی قرارگرفته وبه اثرمعماری تبدیل شوند، بلكه بایددریك روندخلاقیت فكری ازیك مرحله تجریدی عبوركرده وبه یك بیان یاایده معمارانه بدل شوند.

درطول دوران معاصر، اندك معمارانی اثرآنهادارای چنین بیان معماری بوده است. عده كثیری یابه تقلید صرف ازگذشته پرداخته یااینكه این بیان معماری رابه صورت التقاطی باعناصرمدرن درهم آمیخته اند. متاسفانه درمعدودمواردی هم كه ارتباط شایسته ای بین معماری سنتی ومدرن برقرار گردیده، معماری بصورت تك بنادرآمده وقابلیت هویت بخشی خودراازدست داده است.

برای مثال برج آزادی تهران،علیرغم همه پتانسیل های مثبت برای شكل دهی به هویت محیط اطراف خود به صورت بنایی تشریفاتی درآمده وازقابلیت تبدیل طرح به یك مفصل درساختار فضایی شهرغفلت شده است.گوئی زمان درمجموعه آزادی متوقف شده است. نمادهای شهری ازمسجدگرفته تابازارومیدان جزوبخشی ازروح شهرمحسوب می شوندكه علاوه برهویت بخشی محیطهای شهری، ایجادكننده حس تعلق به مكان ونشانه ای ازوجودعقیده ای مشترك هستند. عدم شكل گیری عناصرلازم برای ارتباط دهی این نمادهابامعماری امروز، علاوه براحساس جدائی ازگذشته، سبب قطع تداوم روندهویتی معماری ایران گشته است.

علیرغم دغدغه همیشگی معماران ایران درجهت برقراری پیوند بامعماری گذشته وتامین تداوم آن، عمدتااین تلاشهاناموفق بوده كه صرفنظرازضعف مدیریت شهری، عدم انسجام لایه های فرهنگی عمده معماران می باشد. یافتن راه حلهایی برای آنچه كه معماری امروزایران راازمحتواومفاهیم عالی تهی كرده ودچاربحران هویت نموده، تنهاراه خروج ازبحران پیش آمده است.

عمده ترین مشكلات معماری امروزایران، نكات ذكرشده درذیل است:

- انقلاب اسلامی به عنوان حكومتی منحصربفرد، تجربه ایدئولوژیكی جدیدی می باشدكه درتكمیل زیرساختهای فرهنگی، كاستیهای زیادی به همراه داردكه پی ریزی مبانی فرهنگی متناسب باروح مكان وزمان، قابلیت انسجام بخشی به همه عرصه های فرهنگی رادارد.

- ضعف نظام مدیریت ونظارت درعرصه معماری وشهرسازی

- عدم تبیین الگوهای سنتی معماری ایران بصورت فرهنگ نامه ای مدون جهت استفاده درطرحهای معماری وشهرسازی

- استفاده نا مناسب ازفرهنگ های بومی واقلیمی وتكامل آن باروح زمان

- عدم شكل گیری موسسات غیردولتی منسجم درراستای مشاركت مردم جهت تصمیم گیری درمورد محیط زندگی خود.

- فرهنگ مصرفی جامعه ایران.

- عدم توجه به پتانسیل بافت های سنتی درجهت پیوندبامعماری امروز.

- رویكردهای تاریخ گرایانه بدون توجه صحیح به مولفه های معماری مدرن.

- لزوم توجه به رابطه بین معمار، اثرومخاطب به عنوان سه ركن اساسی معماری كه علاوه برشكل گیری یك معماری مناسب، سبب انسجام هویتی آنهانیزمی شود.

مواردفوق تنهاقسمتی ازحلقه های مفقوده معماری معاصر ایران می باشد. البته روندجهانی شدن نیزبرعوامل ذكرشده بی تاثیرنیست، چنانكه استوارت هال اعتقاددارد، منطق هویت به پایان خودرسیده ودرواقع جنبه های بزرگ هویت اجتماعی ازقبیل طبقه اجتماعی، ملیت، نژاد، جنسیت و... درمعرض شكست قرارگرفته است.اواعتقادداردفردتك مركزی گذشته تبدیل به یك فردچندمركزی گشته كه این تكثرمنشاضعیف شدن لایه های هویتی فردشده است.

معماری معاصر ایران پهلوی دوم و بعد از انقلاب

مقدمه

شروع معماری معاصر ایران را می توان از حدود سال 1300 به بعد دانست این زمان است كه در اثر تحولات سیاسی و اجتماعی جریان زندگی اجتماعی و اقتصادی ایران تغییر كرد سیمای شهرهای ایران محول شد و بناهای لازم برای زندگی جدید مانند ادارات ، كارخانه ها ، بانكها ، ایستگاههای راه آهن ، دانشگاه و غیره و همچنین واحدها و مجموعه های مسكونی جدید در شهرها بوجود آمدند . این بناها برخلاف بناهای پیشین كه معماران سنتی طراحی شده اند كه در ابتدا غیر ایرانی بودند و بتدریج ایرانیانی كه در مدارس معماری خارج از ایران تحصیل كرده بودند و به دنبال آن فارغ التحصیلان اولین مدرسه معماری در ایران در حدود سال 1320 نیز به آنها اضافه شدند . از همان ابتدا و از طراحی اولین آثار در معماری ایران دو جریان موازی هم پدید آمد یك جریان كه هیچگونه توجهی به میراث فرهنگی گذشته ایران نداشت و جریانهای معماری معاصر جهان را با یك دوره تاخیر و به صورتی غیر ماهرانه تقلید می كرد و جریان دیگری كه كوشش داشت هر چند سطحی اما رابطه خود را با معماری گذشته ایران باقی نگاه دارد . البته هر دوی این جریانها كه تا به امروز در ایران ادامه دارند موفقیت چندانی بدست نیاوره اند . آن بخش از معماری كه دنباله روی جریانهای معماری معاصر جهان بودند به علت عدم ارتباطی كه با آن داشتند و با توجه به تاخیری كه در انتقال مبانی و اصول این معماری به ایران صورت می گرفت و بالاخره به علت عدم تسلط بر این اصول و بد فهمی آن صرفا به تقلید ناشیانه جریانهای معماری معاصر جهان پرداختند و جریان دیگری كه معماری گذشته ایران و پیوند با آن را مطرح می كرد نیز عمدتا به تقلید سطحی و ساده لوحانه و در مواردی زننده از معماری گذشته ایران بسنده كرد .
به طور كلی معماری ایران را در این دوران معاصر می توان به چند دوره تقسیم كرد :
آثار مهم معماری در دوره اول ( سالهای 1300 تا 1320 ) كه پهلوی اول بر ایران حاكم بود عمدتا توسط حكومت ایجاد شدند توجه به معماری گذشته به صورت تكرار سطحی و ظاهری بناهای معماری ایران به خصوص در دوره های قبل از اسلام یعنی هخامنشی و ساسانی ظاهر می شد و این امر از خود بزرگ بینی حكومت ایران در آن زمان ناشی می شد كه خود را وارث امپراتوریهای با عظمت گذشته ای می دانست بدین ترتیب ساختمانهای دولتی و بناهای عمومی كه نمود تحكیم قدرت مركزی و دولت بود بیشتر فضاها و میادین جای گرفتند كه از ویژگیهای فضای شهری نئوكلاسیك بهره داشتند . در كنار این آثار كارهای معماری دیگری نیز بودند كه به صورت التقاطی عناصری از معماری ایران بعد از اسلام را با عناصر وام گرفته شده از معماری اروپایی و در هم آمیخته بود به هر حال این آثار از نظر معماری منحط و فاقد ارزش بودند از آن جمله بانك ملی شهربانی ، پست و تلگراف و تلفن . بعد از جنگ جهانی دوم ایران آرام آرام به سوی شهر نشینی مدرن روی آورد . احداث خیابانهای سراسری و شبكه جدولی شهری بافت شهری سنتی را دچار دگرگونی كرد و قطعات مالكیت منظم و مستطیل شكل بوجود آورد با این تغییرات در شكل شهر به دوران معماری درون گرا با حیاط مركزی پایان داده شد و معماران به الگوی تك بناهای جدید از یكدیگر روی آوردند و مسكن جدید از جانب از جانب گروه اجتماعی محدود و روشنفكر آن زمان ساخته می شد كه می خواستند با آداب زندگی فرنگی زندگی كنند بخصوص در تهران این افراد متمكن متمایل به ترك مركز مسكونی و تجاری شهر ( بازار و محله اطراف ) شدند و به تدریج خانه های خود را در شمال شهر در دامنه كوه البرز بنا نهادند . در اختیار داشتن قطعات بزرگ زمین و نبودن یك ساخت شهری پیشین برای شكل دادن به این قطعات بزرگ زمین موجب شد كه محله های جدید تهران به صورت یك استخوان بندی شهری بلكه پیرو الگوی شبیه به حومه شهرهای آمریكا شكل گیرند . در واقع باید پذیرفت پس از به وجود آمدن محورهایی مانند خیابان امام خمینی و فردوسی و انقلاب مكانهای شهری موفقی كه قادر باشند مركزیت و خصوصیات ویژه ای برای تهران تامین كنند بوجود نیامد . مركز شهر در محدوده ای كه بین دو جمگ ایجاد شده بود باقی ماند و بخشهای مسكونی پراكنده در خارج آن شروع به شكل گرفتن كرد . در جریان این مهاجرت خطی به سمت دامنه البرز معماری تهران با مسئله تك خانه روبرو بود تكخانه ای كه هیچگونه گفتگوی معمارانه با یك بافت شهری موجود در برابر خود نداشت .
از سالهای 1320 به بعد سیاست ایجاد فعالیت ساختمانی در شهرها جهت بالا بردن اشتغال از اولویت خاص برخوردار شد فعالیتهای ساختمانی مربوط به منازل توسط خود مردم ضرورت میگرفت لیكن فعالیتهای ساختمانی به عهده مشاوران خارجی یا آرشیتكتهای ایرانی فرنگ رفته انجام می گرفت كه این گروه با انجام این كارها فرصتی یافتند تا افكار جدید خودشان را پیاده نمایند . معهذا آنچه به صورت حاوی تا قبل از فعالیت این گروه و حتی در اوائل فعالیت این معماران مشاهده می شود وجود راه حلهای جدید معماری در رابطه با تحولات موجود و رواج تقلیدهای صرف و بی محتوا از معماری دوران گذشته بود ولی رفته رفته رویكرد دیگری به معماری گذشته ایران روی آورد كه از كیفیت بهتری برخوردار بود و صرفا به تقلید عناصر معماری گذشته ایران نمی پرداخت و كوشش می كرد كه از عناصر معماری ایران به صورت سمبلیك ( نمادین ) استفاده كند و به جای تقلید عناصر این معماری از هندسه آن استفاده كند لكن نتایجی كه این دوره معماری به دست داد نیز ارزش مهمی نبوده و ره به جائی نبرد . وارتان دیگر از نخستین معماران تحصیلكرده ایران در سال 1325 در مجله آرشیتكت این گونه اظهار می كند :

« راجع به مبارزه بین نسل جدید و قدیم باید گفت كه این مبارزه در كلیه شئون زندگی و در هر موقع وجود داشته و خواهد داشت و انتخاب راه درست از این میان و انتخاب معماری مدرن و یا معماری سنتی فقط با در نظر گرفتن تمام عوامل موثر در معماری امكان پذیر می باشد با توجه به پیشرفتهائی كه از نظر مصالح ساختمانی ، اسلوب بناسازی ، رعایت تناسب و اصل هماهنگی شكل ظاهری حجم دیوارها و ضخامت دیوارها صورت گرفته و شرایط فوق در حال حاضر تفاوت یافته است پذیرفتن عوامل فوق در معماری عصر حاضر درست به نظر نمی رسد این عصر ما را به تكاپو و امید دارد و اثرات آن در تمام شئون پیداست . در عین حال استفاده از اسلوب قدیم و مدرن نشان دادن آن توسط تزئینات زائد نیز مضحك می باشد و در صورت ادامه این روش می توان گفت كه ما روح این قرن را نفهمیده ایم . در مورد اسلوب فعلی ساختمان می توان گفت كه در پیدایش این اسلوب غیر از عوامل فرهنگی و زندگی اجتماعی پیشرفت صنعت و ظهور مصالح ساختمانی جدید از قبیل آهن و سیمان موثر بوده اند و استعمال سیمان در عمارت بتن آرمه كمك زیادی در به حقیقت پیوستن اسلوب جدید معماری نموده است از نمونه كارهائی كه با این شیوه در این دوره انجام گرفته می توان هنرستان دختران ( كاروارطان ) را نام برد . »

غربی شدن و سبك بین المللی 1356-1321

هر چند معماران دوران مدرنیزاسیون در تهران تا حد زیادی مدیون كاركردگرایی معماری اروپایی هستند آغاز غربی شدن معماری اروپائی در تهران را می توان حدودا سال 1325 و ساختن وزارت مالیه به وسیله فروغی دانست . نمای اصلی این بنا به سبك بوزار است و جناحهای ساختمان كاملا سبك مدرن دارند . به دنبال ساخته شدن این بنا چندین بنای مدرنیستی برای اداره رایو و ایستگاههای قطار و نیز ادارات و بانكها طراحی شد .
بدین ترتیب بود كه سیحون باك سپه مركزی را با بتن و بدون تزئینات طراحی كرد ( 1332 ) فروغی و غیاثی ساختمان مدرنیستی مجلس سنا را طراحی كردند ( 1338 ) و ساختمان مركزی شركت ملی نفت ایران در سال 1340 بر اساس طرحهای اتحادیه و فرمانفرئیان ساخته شد . ساختمان شركت ملی نفت ایران كه تكنولوژی دال بتنی ساخته شده بیش از هر بنای دیگری تجسم پیروزی سبك بین المللی است كه در سالهای بعد در ساختمان ادارات بی شماری به كار گرفته شد .
زیبا شناسی كاركردی و مهندسی در سازه هایی چون استادیوم ورزشی فرح آباد كار درویش (1345 ) نیز به چشم می خورد و تالار رودكی هم به سبك مدرنیستی توسط آفتاندالیان طراحی شد و در سال 1346 بنای آن به پایان رسید البته در پرداختهای فضای داخلی این بنا از موتیفهای زیگورات استفاده شده است وزارت كشاورزی ( فرمانفرمائیان 1345 ) هم ادامه دهنده همان سبك بین المللی است كه ویژگی اصلی این بنا هاست . مشابه این سازه ها را در پایتخت های متعددی در جهان می توان یافت اما آنها را معماران تحصیلكرده غرب در تهران ساخته بودند . سبك بین المللی در آن دوره رواجی تام داشت و فرم از كاركرد تبعیت می كرد و روزبه روز بر تعداد بناهایی كه به زیبایی شناسی مهندسی وفادار بودند افزوده می شد اما در همان زمان روند دیگری داشت در كنار روند بالا ظهور می كرد كه همانا به دست دادن تعبیری دوباره از میراث معماری ایران در سازه های مدرن بود كه معماران ایران تحصیلكرده وطن و خارج از كشور طراحی می كردند .

مدرنیسم ایرانی ( 1373- 1350 )

از سال 1350 به بعد كه معماری مدرن سالهای آخر خود را می گذراند و اصولا در این معماری نیز یك جریان تاریخ گرا پدید آمده بود چنانچه قبلا ذكر شد چند معمار ایرانی نیز كوشیدند آثاری در پیوند با معماری گذشته ایران پدید آوردند كه كیفیت بالاتری از آثار مشابه به پیش داشت لكن این آثار نیز روح و اصول معماری ایران را به درستی درك نكرده بودند و به خصوص اینكه در یك مرحله تكاملی نسبت به معماری گذشته ایران قرار نداشتند .
معماری این دوره با استفاده از تكنولوژیهای مدرن ساخت و زیبایی شناسی مدرنیستی درصد برآمدند تا تعبیری دیگری از معماری سنتی ایران به دست دهند شاید برجسته ترین بنا در میان نخستین بناهای به سبك مدرن ایرانی بنای یاد بود میدان آزادی باشد كه امانت آنرا در سال 1350 طراحی كرد . طرح این بنا كه به شكل تاق پیروزی ساخته شده از تاق كسری در تیسفون الهام گرفته كه با بیانی مدرن با موتیفهای اسلامی همراه شده است .
در همین زمان « سردار افخمی » و شركا تئاتر شهر ( 1350 ) را ساختند و الهامبخش
« داض » در طراحی موزهای هنرهای معاصر (1356 ) نیز معماری بوی كویر بود . طراحی مركز بین المللی پژوهش مدیریت را اردلان در سال 1359 انجام داد كه نقطه حركتش معماری شهرهای كویری بود و در ساختمان (1359 ) امانت هم تعبیری دوباره از بازار دیده می شود این بنا در حال حاضر محل سازمان میراث فرهنگی است .
این روند به كارگیری معماری سنتی ایران در پلان ، نما ، تزئینات و كل پرداخت در چهارچوب زیبایی شناسی مدرن شاید مهمترین روند در تاریخ اخیر معماری باشد . تجلی آنرا می توان در كار دیبا در فرهنگسرای نیاوران هم دید و در كار فرمانفرمائیان در استادیوم آزادی ( 1353 ) در كار مظلوم در سازمان حج زیارت ( 1369 ) و نیز طرحهای اخیر برای كتابخانه ملك (1374 ) كه آستان رضوی عهده دار آن شده است . این روند نشانگر احیای علاقه به تاریخ معماری كشور است و در آن زیبایی شناسی ایران با ذوقی مدرنیستی در هم آمیخته است .
پس از شروع جریان فرا مدرن ( Post Modern) در معماری جهان كه با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران همزمان بود دو موضوع به موازات هم دوره جدید معماری را در ایران به وجود آورد و یكی اینكه اصولا پس از پیروزی انقلاب معماران ایران سعی كردند معماری ایران را به سوی یك معماری با هویت مستقل و متكی بر میراث معماری گذشته خود هدایت كنند و دیگر اینكه مبانی نظری معماری فرامدرن نیز توجه جدی به معماری گذشته سرزمینها را مطرح می كرد این دو موضوع دست به دست هم دادند و آثاری در ایران به وجود آمدند كه سبك و سلیقه معماری فرامدرن را با توجه به عناصر معماری گذشته ایران ( به خصوص معماری بعد از اسلام ) در خود داشتند لكن برخورد آنها به معماری گذشته ایران یك برخورد سطحی و ظاهری بود و عناصر كلیشه ای معماری فرامدرن نیز به وفور و به صورت تصنعی در این آثار به كار گرفته شده اند .

معماری مسكونی

تا پیش از دوره مدرن تحول سبكهای معماری به صورت كاملا مستقل از معماری مسكونی صورت می گرفت خانه سازی همواره مقوله ای مجزا از ساختن ابنیه خاص تلقی می شد اگر چه در ایران فاصله گونه شناسانه و سبك شناسانه ابنیه عمومی و خصوصی كمتر از كشورهای اروپایی مسكن معمولی كمتر مورد توجه معماران قرار می گرفت آزمایشگاه تجربه هایی كه در زمینه هایی زیبایی شناسی ، سبك شناسی یا گونه شناسی صورت می گرفت بیشتر كلیساها ، كاخها و ابنیه عمومی مهم بود . در دوره معاصر و خصوصا معماری هم از زمان تاسیس دانشكده هنرهای زیبا تا امروز مقوله خانه سازی یكی از مباحث بسیار مهم معماری بوده است نیاز مدام به مسكن كه یكی از مسائل مهم سیاسی و اجتماعی كشور را تشكیل می دهد گاه سبب می شود به این موضوع بیشتر از دید فنی اجرایی و كمی توجه شود تا از دید كیفی .
خاستگاه گرایش معماری مورد بحث ما را كم و بیش می توان در دهه 40 یافت با بحران و در نتیجه بازنگری مدرنیسم در اروپا ، شكست واقعی مردم با استاندارد های مبهم و غیر ملموس انسان مدرن است و پنجه نرم كرده بود به سرعت متحول شد . گروهی از معماران این دوره كه كم و بیش سابقه آكادمیك و حرفه ای را سوسیالیستی داشتند و از تجربیات جسورانه
بروتالیستهایی چون لوئیس كان ، پیتر اسمیتسون و جنیمر استرلینگ تاثیر پذیرفته بودند كوشیدند كه به روشی جدید طراحی كنند .
برخی از این معماران مانند جواد حاتمی و ایرج كلانتری از اواخر دهه 40 تا نیمه دهه 50 به تجربیاتی دست زدند كه تا حد زیادی متاثر از سبك نئوبرتالیسم ولی در آمیخته با حال و هوای معماری ایرانی بود برخی دیگر مانند فرخ افشار ، نسرین فقیه ، مهوش و همایون عالمی ، كامران دیبا ، نادر اردلان و علی اكبر صارمی به طور مشخص به كار در زمینه معماری ایرانی پرداختند . بومی گرایی در دو جبهه تجربی – مانند كامران دیبا – و نظری – در فعالیتهای نسرین فقیه و نادر اردلان – گسترش می یافت . در دهه 50 و اوائل دهه 60مشكل اصلی وضعیت دشوار و گاه بیمارگونه در برابر معماری گذشته بود كه معماران نه می توانستند آنرا رها كنند و نه قادر بودند راه حلی قطعی و مناسب برای به كارگیری مجدد آن ارائه دهند زمینه های مختلف به كارگیری معماری ایران را در این دوره می توان به صورت زیر طبقه بندی كرد :

الف ) احیای تكنولوژی صنعت گرایانه و سنتی ساختمان ، برای نمونه كارهای فرخ افشار برای DW تشكیلاتی كه برای معماری و برنامه ریزی در جهان سوم ایجاد شده بود .

ب ) تجربیات گونه شناسی ، برای نمونه پروژه مسجد دانشگاه شریف در تهران كار علی اكبر صارمی ، تقی رادمرد ، جواد بنكدار .

ج ) برخورد فرمالیستی برای نمونه موزه هنرهای معاصر اثر كامران دیبا
د ) سنتزهای مفهومی و نمادگرایانه برای نمونه مركز موسیقی تهران اثر نادر اردلان
ه ) تداوم سنتهای معاصر معماری ایران برای نمونه معماری بین دو جنگ جهانی

در هر حال پیام منطقه گرایانه معماری پست مدرن اگر چه این نكته مثبت را داشت كه معماری ایران را به سبك نوعی هویت اصیل تشویق كرد ولی از طرف دیگر خطری جدی را نیز برای این معماری به همراه آورد و آن این بود كه معماران دیگر نیازی به رقابت حرفه ای در عرصه بین المللی احساس نمی كردند . به طور كلی معماری دو دهه اخیر را می توان نوعی شیوه گری سبك شناسانه به صورت تلفیق معماری غربی با معماری تاریخی ایران دانست .

مسابقات معماری و شهر سازی

در ایران برگذاری مسابقات معماری و شهرسازی همچون اقتباسهای دیگر جامعه ما از تمدن غرب از اوائل این سده باب شده است . در این تاثیر این نظر می توان دو نمونه از اعلان این نوع مسابقات در روزنامه اطلاعات را گواه گرفت و زندگینامه مهندس وارطان را در مجله آرشیتكت را شاهد آورد كه گویا مسئولان حكومت وقت پس از برنده شدن او در برخی از مسابقات معماری او را شناخته و به كار گرفته اند برگزاری معماری و شهرسازی بیشتر در دوره پهلوی دوم و حتی یك مسابقه بین المللی – طرح كتابخانه ایران – اگرچه حكایت از قوت گرفتن ایده برگزاری این نوع مسابقات و رواج نسبی آن در جامعه حرفه ای دارد برخلاف رویه معمول در كشورهای غربی به قانونمندی شدن این مسابقات نیانجامید . در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسابقه مجموعه فرهنگستانهای جمهوری اسلامی ایران در سال 1373 نقطه عطف برگزاری یك سلسله مسابقات معماری و شهرسازی شد كه نقش موثری در ایجاد هیجان و رقابت در میان دفاتر معماری ، معماران جوان و دانشجویان این رشته ها كرد و زمینه اسز طرح مسائل نظری و عملی معماری در كشور شد كه در دهه نخست پس از انقلاب راكد ماند .

ساختمانهای بلند در ایران

نخستین ساختمان بلند تهران را كه در آن آسانسوری نیز به كار گذاشته شد آقای مهندس هوشنگ خانشقاقی در سالهای 30-1328 ساخته اند این ساختمان ده طبقه دارد و آسانسور آنرا نیر خود مهندس خانشقاقی ساخته اند در سالهای 41- 1339 در محل تقاطع خیابان فردوسی و جمهوری ساختمان تجاری 16 طبقه ای به نام ساختمان پلاسكو متعلق به القانیان ساخته شد كه گفته می شود طراحان آن اسرائیلی بوده اند این اولین ساختمان بلند با اسكلت فلزی در ایران بود و اسكلت فلزی آن هم از بیرون نمایان بود .
دوسال بعد ساختمان تجاری 13 طبقه آلو مینیوم نیز با اسكلت فلزی در خیابان جمهوری با سرمایه القانیان ساخته شد كه دارای دو دستگاه آسانسور نیز بود . از جمله ساختمانهای شاخص بلند در تهران در سالهای دهه 40 ساختمان بانك كار در خیابان حافظ بود كه آقای عبدالعزیز فرمانفرمائیان آنرا طراحی كرده بود . نخستین مجموعه بلند مرتبه مسكونی در تهران مجموعه بهجت آباد بود كه در سالهای 49- 1343 بین خیابانهای حافظ و ولی عصر ساخته شد . ساخت این مجموعه پس از تدوین و تصویب قانون تملك آپارتمانها در سال 1343 برای تشویق احداث ساختمانهای بلند مسكونی آغاز شد .
پس از تصویب ماده صد اصلاحی قانون مالیاتهای مستقیم ( مصوب 1345 ) ساخت مجتمع مسكونی سامان ( شماره 1 ) در 20 طبقه در ضلع شمالی بلوار كشاورز در سال 49 آغاز گردید این ماده برای تشویق و ترغیب مالكان و صاحبان سرمایه به احداث ساختمانهای بلندتر از ده طبقه تنظیم شده بود شركت ساختمانی سامان ایران از سوی دولت با مدیریت افراد صاحب نفوذی چون احمد علی ابتهاج و عبد المجید اعلم تشكیل شد و هدف از تاسیس آن بیشتر ترویج ساختمانهای بلند مسكونی و آزمون عملی قانون تملك آپارتمانها بود تا مسائل انتفاعی در این ساختمان برابر نخستین بار از عناصر پیش ساخته استفاده شد .
در سالهای دهه 50 ساخت مجموعه های مسكونی عمدتا در شمال و شمال غرب تهران رونق یافت محل استقرار و نوع این مجموعه نشان می دهد كه سیاست تشویق و ترغیب بلند مرتبه سازی برای تامین مسكن اقشار كم درآمد و متوسط حاصل دیگری به بار آورد شاید از مهمترین دلایل این امر گرانی قیمت تمام شده ساختمانهای بلند مرتبه مسكونی بود در همین دوره تعداد زیادی ساختمان بلند مرتبه با كاربری تجاری و اداری اعم از هتلها ، بانكها و ساختمانهای اداری عمدتا در مناطق مركزی و شمال تهران ساخته شد . حدود 80% از ساختمانهای بلند مرتبه در سالهای پیش از انقلاب را موسسات و افراد خارجی ساختند یا در ساخت آنها دخالت داشتند .
با وقوع انقلاب اسلامی بلند مرتبه سازی تقریبا به مدت بیش از 10 سال متوقف شد . در این سالها ساخت و ساز این نوع ساختمانها به تكمیل مجموعه مسكونی نیمه تمام محدود ماند .
موج جدید بلند مرتبه سازی در سالهای پایانی دهه 60 در پی افزایش قیمت زمین در تهران و آغاز فروش تراكم از سوی شهرداری تهران آغاز شد و بخشهای شمالی تهران عمدتا مناطق 1، 2 ، 3 شهرداری را در نوردید رونق برج سازی خصوصی ظاهرا ارگانها و نهادهای دولتی نظیر بنیاد مستضعفان را هم تشویق به برج سازیهای تازه یا افزودن بلوكهای جدید به مجموعه های مسكونی تحت پوشش خود بدون توجه به ضوابط طرحهای اصلی كرده است گفته می شود كه هم اینكه در تهران بیش از 50 برج بالاتر از 14 طبقه – عمدتا در شمال تهران – دردست احداث است .

23خرداد
:
فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

معماری قاجار پهلوی

معماری قاجار پهلوی

معماری ایران از اواخر دوره قاجار و شروع دوره پهلوی دچار هرج و مرج و آشفتگی شد در این دوران ما شاهد احداث همزمان ساختمانهایی هستیم كه هر كدام بیانگر یكی از مكاتب فكری دوره هایی مشخص از تاریخ ایران هستند :
كاخ مرمر به تقلید از معماری سنتی و عمارت شهربانی كل كشور به تقلید از تخت جمشید و ساختمانهای بلدیه ( شهرداری ) و پستخانه به شمال و جنوب میدان امام ( سپه ) به تقلید از معماری نئوكلاسیك فرانسه ساخته شدند . در این دوره تلاش می شد كه پیوندی بین سه طیف فكری به وجود آید : ساختماهای وزارت امور خارجه ، اداره پست ، صندوق پس انداز بانك ملی را در واقع می توان به عنوان نمونه این گونه ساختمانهای التقاطی نام برد . این گرایشهای متفاوت و بعضا متضاد در معماری این دوره ناشی از اختلاف در گرایشهای سیاسی و ایدوئولوژیك این عصر از تاریخ ایران است كه ریشه در جریانهای عقیدتی - سیاسی اواخر دوره قاجار و اوایل دوران پهلوی دارد . جریانهای مذكور را می توان به سه دسته تقسیم كرد :
گروه اول ، سنت گرایان ، كه اساس تفكر سیاسی و بینش دینی آنها هماهنگی دین با سیاست و احیاء و توسعه سنتهای هزار ساله جامعه ایرانی بود . پرچمداران این نهضت در آن برهه از زمان شیخ فضل الله نوری بود و بعد از ایشان سید حین مدرس ادامه دهنده راه وی گشت .

گروه دوم ، غرب گرایان ، كه اساس ذهنیت آنها ، به گفته تقی زاده ، بر تقلید از فرق سر تا انگشت پا از غرب در همه شئون اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی بود . هسته اصلی این گروه را تحصیل كردگان ایرانی تشكیل می دادند كه تازه از اروپا به ایران برگشته بودند .

گروه سوم ، ملی گرایان ، كه بنیاد فكری آنها بازگشت به عظمت امپراتوری هخامنشی و ساسانی بود . این گروه فرهنگ اسلامی و فرهنگ اروپایی را غیر ایرانی می دانستند و بعنوان جایگزین آنها بازگشت به فرهنگ آریایی دوهزار و پانصد ساله با دین و مذهب بود . كه این امر ناشی از جریانهای به اصطلاح روشنفكرانه مادی گرایی و توسعه و ترویج نظریات سوسیالیسم و ماركسیسم در بین طبقه تحصیل كرده اروپا بود . این دو جری فكری اثبات خود را در تخریب آثار گذشته می دید و سعی داشت هر چه را بوی گذشته می داد از بین ببرد .
در سایر شئون اجتماعی كشور نیز ما شاهد تقابل این بینشهای متفاوت هستیم . بعنوان مثال در ادبیات ، گروه غرب گرا ، تغییر خط فارسی به لاتین را - به سبك آتاتورك در تركیه - علم كرد و گروه ملی گرا نیز عرب زدایی از خط و ادبیات فارسی را مطرح نمود و گروه سنت گرا برخود واجب دید كه از سنت سعدی و حافظ و دیگر بلند پایگان آسمان ادب ایرانی پاسداری نماید .
در ادبیات به زعم مردان بزرگی چون استاد دهخدا ، استاد همایی و استاد فروزانفر و دیگر عزیزان اقدامات غرب گرایان و ملی گرایان بی نتیجه ماند و تحول جدیدی در ادبیات از بطن شعر و ادبیات سنتی تراوش كرده و رشد نمود .
لیكن در معماری به دلیل انتصاب غرب گرایان و تحصیل كردگان بوزار پاریس و بعدا مكتب فلورانس و رم در شهرسازی انگلستان و امریكا شد .
گرچه گودار و ماكسیم سیرو ازنظر تفكر ، ارزش زیادی برای معماری سنتی و تاریخ تحول آن قایل بودند و در این رهگذر خدمات ارزشمندی به ثبت تاریخ معماری ایرانی نمودند ولی خود شخصا از پیروان مكتب نئوكلاسیك و یا به عبارتی ملی گرایان نوین بودند . شاهد این واقعیت ، ساختمان موزه ایران باستان كه تقلیدی از طاق كسری است .
غلبه مكتب غرب گرایان در مدارس معماری كشور ، كار را بدانجا كشید كه توصیف مسجد جامع اصفهان ، میدان نقش جهان ، گنبد سلطانیه ، طاق كسری و تخت جمشید را باید از اروپاییان و ترجمه كتابهای آنها دریافت میكردیم . دانشجویان و مهندسان معمار این مرز و بوم اقدامات هوسمان در پاریس و هوارد در انگلستان و كارهای میكل آنژ در فلورانس و رم را بهتر از كاخ گلستان ، مسجد شیخ لطف الله و كاخ سروستان می شناختند و اطلاعات مربوط به طاق كسری كه از عجایب روزگار خود بوده برای متخصصین محدود به این بود كه بنا در خاك عراق است .
نتیجه این انفعال فرهنگی ، بخصوص در زمینه معماری ، عرضه و تكمیل سبكهای مختلف معماری اروپا و امریكا در دهه های اخیر به كشور بوده است . با تسلط فكری غرب گرایانه بر معماری كشور و فاصله گرفتن از معماری سنتی كار بدانجا كشید كه تخریب بنا های گذشته در توسعه های جدید شهری و تخریب كاروانسراهای قدیمی در احداث جاده های بین شهری عملی پسندیده و تجدد گرایانه تلقی شد . این وضع باعث گردید كه بسیاری از بناهای باارزش متروك و یا مخروبه گردد .
همانگونه كه تقلید كوركورانه از معماری غرب باعث انحطاط هنر و معماری این مرز و بوم شد ، تقلید از معماری گذشته و سنتی نیز به معنی ارتجاع و قهقرا رفتن گشت . تحول و تعالی هر هنری بستگی به شناخت دقیق آثار گذشته و درك صحیح ضرورتها و نیازهای حال جامعه دارد تا با استفاده از فرهنگ و سنت دیرینه و خطا و صواب گذشتگان و در جهت جوابگویی به نیازهای جامعه ، راه حلهای بدیع ، اصیل و تازه ای ارائه گردد .


شروع دوره پهلوی ( دوره رضا خانی )

حال می پردازیم به معماری ایران از سال 1300 به بعد .
اول شروع دوره رضاخانی تا مدت پنج سال یا بیشتر هیچگونه اثر هنری را نمی یابیم و هیچ كار مهمی صورت نمی گیرد و كارها به روال قبل پیش می رود . ( حركت دوره معماری و تحول آن )
قسمت دوم از سال 1305 و 1306 ببعد شروع می شود و فعالیت ساختمانی تا زمان جنگ جهانی دوم گرفتار ركود شدید كارهای ساختمانی و یا حتی تعطیل می شود .
قسمت سوم بعد از پایان جنگ و پیدا شدن دو ماتریال تازه یعنی آهن و بتن و اثرات آن در معماری است .
از این تاریخ به بعد است كه حركت معماری دوره پهلوی شروع و آغز می گردد . اوایل شروع حكومت رضاخان یكی از بدترین شرایط ممكن اقتصادی در ایران بود و از نظر اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی ركودی چشمگیر مشاهده می شد و اكثر ساختماها طبق روال سابق با خشت خام و چوب ساخته می شد و سقف ها بصورت شیروانی و از ستون های چوبی استفاده می شد .
در شروع آن دوره معمار تحصیلكرده ای وجود نداشت و معماران عالی هم دیگر ذوق و سلیقه و تجربه پدران و گذشتگان و استادان خود را از دست داده و بنا در آن دوره واقعا سیر قهقرایی می پیمود و ساختمانها بدون نقشه و در سر محل روی زمین طرح می شد .
معماری سبك ملی

در دوره رضا شاه ایجاد نوعی معماری عمدتا برای ابنیه دولتی و یا بناهای عمومی نوعی شیوه رومانتیسم ملی و مظهری از تاریخ باستان بود . در دستور كار قرار گرفت .
در اینجا دو عامل مهم بود یكی معماری قبل از دوران اسلام و دوم استفاده از تكنولوژی مدرن غربی در ساختمان سازی معماری دوره هخامنشی به ویژه آثار باقیمانده تخت جمشید و پاسارگاد كه جلوه گاه عظمت این كشور بود .
بر همین اساس ساختمان های بسیاری در تهران با الهام از معماری هخامنشی بنا شده از جمله:
كاخ شهربانی ـ طرح قلیچ باغبان عكس اوپك دبیرستان انوشیروان - ماركف
بانك ملی هاینریش اوپك
كلانتری دربند هاینریش آلمان اسلاید
شركت فرش هاینریش اوپك

مقایسه فرم

آندره گودار - مقبره حافظ - سعدی - ساختمان كتابخانه ایران

ویژگیها

1- ایجاد ایوانهای عظیم و مرتفع در ورودی ها
2- مركزیت بنا با ستون و سرستون ها كه در تخت جمشید به وفور یافت می شود و یا به صورت عریض و سراسری
3- پنجره ها و قابهای اطراف آنها نظیر تخت جمشید
4- استفاده از كنگره های كنار بام كاخها
5- بناها به شكل مرتفع كه حاكی از عظمت و قدرت است .
6- مصالح سنگ و سیمان
7- استفاده از نقش و متیف های تخت جمشید
8- تشابه به بناهای دوان هیتلری : رومانتیسم ملی نشانه عظمت

گرایش دیگری در سبك معماری ملی شاهد هستیم . رجوع به معماری دوره ساسانی و استفاده از عناصر - فرم ها و ایده های معماری این دوره ایران است . كه خود منبعث از معماری دوره اشكانی است و بازتابی از معماری مناطق كویری و گرم و خشك این معماری تفاوت زیادی با معماری هخامنشی دارد .
معروفترین این بنا كه با گرایش به آن دوره ساخته شده است ، موزه ایران باستان است . گدار - حافظ - سعدی اثر معروف آندره گودار واضع در ضلع جنوب غربی باغ ملی است . ( كتابخانه ملی - مجموعه دانشگاه تهران )

1- ایده از ایوان عظیم مداین ( ساسانی )
2- ورودی اصلی را طاق عظیمی در برگرفته است به ارتفاع كل بنا دقیقا همان الگو اوپك و اسلاید
3- استفاده از ستون جهت تاكید در ارتفاع شده است .
4- مصالح اصلی بنا آجر می باشد .

5و6 - بنای بعدی بنای اداره پست است - كه ماركف هر دو در محدوده باغ ملی است كه هر دو آمیخته ای از هنر هخامنشی - ساسانی و معماری نئوكلاسیك فردگرا را در بردارند . ( ساختمان پست )

7و8 - یكی از آثار بی نظیر دوره رضاخان است : پهلوی اول

1- تركیبی از نیم ستونهای سنگی با سرستونهای الهام یافته از تخت جمشید كه بر روی پایه كشیده و ممتد سنگی قرار دارد .
2- ارتفاع بلند داخل ورودی ساختمان .
3- استفاده از پلان مربع مستطیل داخل بنا .
4- در میان نیم ستونها دو ردیف پنجره منظم كه بالایی از نوع پنجره های قوس دار و جناقی است .
5- آجر در حد فاصل ستون های سنگی و پنجره ها از روی پایه ممتد سنگی بنا شروع می شود .
6- در قسمت بام سطحی كشیده را در مقابل پایه سنگی زیریش بوجود آورده .
7- كشیدگی بنا عظمت و زیبایی بسیاری به آن می بخشد و به همراه تقسیمات ایجاد شده در ورودی اصلی ناحیه میانی و همچنین در دو انتهای ساختمان كه عمدتا آجری هستند . كه نقش همگی متاثر از معماری نئوكلاسیك اروپا هستند .

9و10- مدرسه فیروز بهرام - در مدرسه فیروز بهرام نیز همان قوس های جناقی پنجرها نوار های زیر سقف و سر ستون و بقیه عناصر مشخص است .

سر در باغ ملی

میدان راه آهن و بنای آن ( اوایل پهلوی دوم )

ارتباط رضاشاه با كشور آلمان و فعالیت مهندسین آلمانی در ایران باعث گردید بسیاری از بناهای اطراف راه آهن با شیوه ساخته شوند .
ساختمان بسیار زیبا راه آهن و ساختمان مركزی آن ضلع گوشه شمال غربی ساختمان قماش معروف بوده و در حال حاضر ساختمان راه آهن است .

تصاویر میدان انقلاب

در دوره رضا شاه
اداری و حكومتی میدان ها و پل ها و نهایت شهرسازی
اتصال اول به دوم دارای یك سری نظم بوده ولی پهلوی دوم ناگهان یك جهش نامطلوب بوده است .

نتیجه گیری

در مورد واحد های مسكونی دوره رضاخانی مسكونی ها سبك انگلیسی دیواره ها از آجر سفال قرمز
دیوارهای باربر
سقف صاف
ایجاد بالكن
و پنجره ها به سمت كوچه و حیاط
پنجره های سرتاسری با نعل درگاه افقی
عموما برایش اساسی بوده است .

پهلوی اول

تاثیر معماران - آلمانی- فرانسوی - اتریشی - انگلستان

اشاره به پهلوی دوم

پس از حركت اقتصادی و فرهنگی در ایران عده ای جهت تحصیل به اروپا - آمریكا و جاهای دیگر رفتند و معماری ایران در این شلوغ بازار گم شد .
وبعد از آمدن عده ای به دنبال بساز و بفروشی و پول در آوردن شروع به معماری كردند و این است كه هر نقطه تهران و شهرهای بزرگ دیگر آلبومی از معماری اروپا یا آمریكا ( مدرن - پست مردن و غیره ) می باشد .

میدان حسن آباد

ابنیه میدان حسن آباد در دوره رضا شاه و به دستور سرتیپ كریم آقا بوذرجمهوری رئیس بلدیه ( شهرداری ) تهران پس از تخریب در سال 1313 احداث شد و یا علی باقریان ( به روایتی )
تقلید از معماری غربی بخصوص معماری اتریش است كه 8 گنبد با رویه فلزی این میدان را احاطه كرده بود و تمام موتیو های اصلیش الهام از معماری غربی را دارد . یكی از كارهای فروغی احداث ، بانك ملی حسن آباد است كه ایشان خیلی بساختن آن افتخار می كرد .

دوره قاجار

درون گرا
تزئینات داخل
معماری كارت پستالی
ایجاد سرستونها و ستونها بر سر در ورودی ها و ایوانهای بلند ایجاد پلكان در محور اصلی رعایت سلسله مراتب
پنجره های ارسی = 3 دری - 5 دری - 7 دری
سقف شیب دار شیروانی و خیمه ای
شیشه های رنگی
آئینه كاری
گچ بری
نقاشیهای لندن كاری
اشاره به شهرسازی
ایجاد میادین
ارگ
سبزه میدان
توپخانه
میدان مشق = امارت كاخ وزارت امور خارجه - پشت شهربانی - وزارت جنگ

در سال 1135 هجری در زمان حكومت سلاطین صفوی افغانیها به ایران حمله می كنند و بعد از آن نادر قلی از قبیله افشار با یكی از شاهزادگان صفوی در سال 1142 موفق به بیرون راندن افغان ها گردیدند .
پس از نادر قلی در سال 1160 هجری بقتل رسید و حكومت به دست كریم خان زند رسید . این دوره برای ایران نافع بود و نهایتا بعد از مرگ كریم خان آقا محمد خان رئیس قبایل قاجار كه در سواحل دریای خزر بود حكومت ایران را بدست گرفت .

آقا محمد خان
فتحعلیشاه
محمد شاه نوه فتحعلی

در سال 1264 هجری قمری ناصرالدین شاه به سلطنت می رسد . در این زمان بخاطر سفرهای زیاد پادشاه به اورپا ، تمدن و هنر غرب در ایران نفوذ بسیار عمیق پیدا كرد . ار آثار این نفوذ تاسیس تلگراف - توسعه مطبوعات - مدارس - و نشر افكار آزادیخواهی را می توان نام برد .
از اواخر دوره صفویه تا اواسط سلطنت ناصرالدین شاه به علت آشفتگیهای موجود و جنگ های پی در پی و عدم ثبات و فقدان امنیت - هنرهای معماری و تزئینات ساختمانی ایران كه در دوران صفویه وسعت و تنوع زیاد پیدا كرده بود طی این دوره نابسامانی ملی به انحطاط گرائید .
فقط در دوره كوتاه كریم خان زند - ارگ كریم خان را در شیراز بر پا گردید . در دوره قاجاریه سبك جدیدی در معماری زاییده نمی شود . معماران این دوره دنباله رو معماران دوره صفویه بوده اند .
در دوره ناصرالدین شاه هنر صنایع ظریف مانند گچبری - آئینه كاری - كاشیكاری رونق یافت و در اثر ارتباط بیشتر ایران با اروپا معماری اروپا در هنر معماری ایران نفوذ می كند و معماران ما از اروپا تقلید می كنند .
ایجاد سرسرای ورودی با پلكانهایی كه در وسط سرسرا شروع می شود و از پاگرد به دو شاخه در جهت مقابل یكدیگر بالا ادامه می یابد تاثیر معماری كشورروسیه است كه این نوع معماری از قبیل كاشیكاری و آئینه كاری و گچبری و ازاره بندی توام می گردد . و گوشه ای از معماری قاجار را شكل می دهد . رنگ زرد .
ایجاد زیر زمین ها با طراحهای زیبا و پوشش های ضربی - آجری - تهیه حوضخانه- متداول گشتن بادگیر در بنا جهت خنك كردن فضاها و احداث تالارهای بزرگ شاه نشین و غرفه ها و گوشوارها نمونه ای از بنا ها در كاشان می باشد .
بادگیرهای زمان قاجار در تهران - یزد - ابرقو - كاشان - سمنان مشاهده می شود كه چطور در دوره قاجار ساختن بادگیر از صفویه اقتباس شده و تكامل پیدا كرده است .
در معماری كاخ سازی - ساختن بادگیر مزین به كاشیكاری وطلا در عمارات و آئینه كاری یك ركن از معماری اصیل ایرانی بوده .
بناهای مسكونی دوره قاجاریه ، شامل اطاق مركزی ، ایوان ، با ستون در جلوی ورودی و بعضا در قسمت ورودی خانه و اطاقهای كوچكتر واقع در اطراف اطاق مركزی بصورت های ساده یا مفصل بنا به صنعت یا قوت مالی احداث شده متاسفانه به جهت استفاده از مصالح نامطلوب مانند چوب و خشت خام بناهای زیادی از دوره قاجاریه بجا مانده است . چون فاقد استحكام بوده اند .
مانند بناهای آقای بروجردی در كاشان - خانه آجری آقای شیبانی در طبس دوره قاجاریه . در معماری مذهبی قاجاریه مانند ساختن مسجد - مدارس دینی - تكیه و حسینیه ها شیوه معماری همان است كه در ادوار پیش بوده است - مسجد شاه تهران قزوین - سمنان - مسجد سید در زنجان و مدرسه سلطانی در كاشان گواه این ادعاست ( رنگ زرد در كاشیكاری - طرح گلپونه ) در جداره ها و نماها .
علاوه بر معماری مذهبی كه پیروی از صفویه بوده است معماری كاخ سازی و ساختمان مسكونی آمیزه ای از عوامل معماری ایرانی و اروپایی را در هم آمیخته است .
از دوره قاجار تیمچه های وسیع با پوشش ضربی مانند تیمچه حاجب الدوله صدراعظم - امین اقدس -علاءالدوله در تهران موجود است .
اما مشهور ترین و زیباترین آنها تیمچه امین الدوله در كاشان است در زمان شاه عباس اول در محل كاخ گلستان فعلی عمارتی چهارباغ و چنار احداث شده بود .
در زمان ناصرالدین شاه 1268 قسمت شرق باغ توسعه یافت و كاخهای دیگری در اطراف آن كه باغ گلستان نامیده شده است .
مجموعه كاخها : شامل - تالار موزه - سرسرای ورودی - تالار آئینه - تالار برلیان - تالار عاج بوده - تالار تاجگذاری (1296) تخت زرین جواهر نشان به نام تخت طاووس - عمارت شمس العماره در سال 1284 هجری قمری بسرپرستی معیر الممالك در ضلع شرقی باغ گلستان با سردر و نقش خورشید احداث شد . كلاه فرنگی بدستور فتحعلی شاه قاجار در سال 1231 هجری قمری تخت مرمر بزرگی ساخته شده كه اكنون در وسط ایوان اصلی كاخ قرار دارد .
مسجد شاه با مسجد سلطانی از بناهای دوره فتحعلیشاه قاجار است كه بسال 1240 بپایان رسید . در زمان ناصرالدین شاه در سال 1307 هجری قمری تعمیر گردید . دو مناره و سر در مسجد شاه تهران از آثار زمان ناصرالدین شاه قاجار است . نمونه ای از كاشیكاری های زیبا نمایان است و رنگهای زرد الهام گرفته از دوره صفویه است .

مسجد سپهسالار تهران

مجموعه ای باشكوهی كه شامل ، جلوخان - سردر - دهلیز - ساختمان دوطبقه حجره ها - چهار ایوان - مقصوره و گنبد عظیم و شبستان ( چهلستون ) گلدسته ها - مناره كاشی كاری و مخزن كتاب ( در مورد تعمیر گنبد و مناره ها و ارتفاع كرسی چینی كف 1 متر در سطح كل ، رینگ بتونی )
در قرن 13 هجری ارتفاع گنبد 37 متر بوده بانی این مسجد عظیم كه به مدرسه ناصری شمهور است ساخت این ساختمان را در سال 1296 آغاز كرد .
در ورودی در حاشیه خیابان بیمارستان قرار دارد و از ضلع شرقی به طرف مسجد و مدرسه باز می شود . در این دهلیزها شاهكارهایی از معماری و كاشیكاری معروف به هفت كاسه ( طاق معلق ) بیادگار مانده است از مشخصات ممتاز تزئینات این بنا گذشه از طاق معلق - كاشیكاریهای مصور خشتی - رنگارنگ و ستونهای یكپارچه و سنگهای ازاره بنا از لحاظ حجاری قابل توجه است .
رعایت سلسله مراتب ورودی ها و كاشیكاری گچ بری - آئینه كاری - نمایان شدن رنگ زرد بالابودن بناها از سطح زمین پلكان = سرستونها ، ایوان 3 دری و5دری ها ، سقف های دور دار ، پنجره های دوردار ، شیشه رنگی و معماری كارت پستالی از مناظر این ساختمان هستند .
ما نمی توانیم اتصال یك دوره معماری را به یك دوره دیگر بصورت ریاضیات محاسبه نمائیم مثل 5 ، 4 ، 3 و 12 بلكه اثرات هر دوره كم كم به صورت عناصری منفرد تبدیل به یك طرح و یك دوره می گردد . مثل پیدا شدن آهن و بتن ناگهان مثل درگاه پنجره ها را از حالت نیم دایره و قوس بصورت تخت سقف های شیروانی و سنتوری یا خیمه ای را به صورت تخت :
ارتفاع ساختمانها را بلند تر
و سطح بدنه ها را سیقلی تر
شروع تراس ها و یا بالكن ها
این چنین است كه تغییر و تحول هر دوره معماری مشروط به اینكه حكومت وقت تغییر نكند حركت و سیری اینگونه خواهد داشت .
حال اگر حكومت یك كشور بعد از یك انقلاب دگرگون گردد در این حكومت ها تغییرات ناگهانی نیز بوجود خواهد آمد چرا كه دوره جدید با تفكر جدید و برنامه های جدید شكل می گیرد
23خرداد

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

معماران مدرن چگونه تهران را ساختند

معماران مدرن چگونه تهران را ساختند


عنوان :

معماری در عصر حاضر مدیون مردانی است كه امروزه كمتر از آنان یاد می شود. معمارانی كه به سبك مدرن ویژه ای در ایران دست یافتند و بر آن مداومت ورزیدند. ماكسیم سیرو، آندره گدار، نیكلای ماركوف، آوانسیان و … با وجود تلاش های مستمر در دو قرن گذشته به گمنامی سپرده شدند. در واقع اینها بانیان معماری و شهرسازی در ایران معاصرند. ایرانی كه سال های متمادی مقهور و مسحور تمدن فرنگیان بود



تهران_ 10 خرداد 1384_ میراث خبر:

گروه فرهنگ، محدثه یوسفی: معماری در عصر حاضر مدیون مردانی است كه امروزه كمتر از آنان یاد می شود. معمارانی كه به سبك مدرن ویژه ای در ایران دست یافتند و بر آن مداومت ورزیدند. ماكسیم سیرو، آندره گدار، نیكلای ماركوف، آوانسیان و … با وجود تمام تلاش های مستمر و مجدانه شان در دو قرن گذشته به گمنامی سپرده شدند. در واقع اینها بانیان معماری و شهرسازی در ایران معاصرند. ایرانی كه سال های متمادی مقهور و مسحور تمدن فرنگیان بود.
تاسیس این بناها اگرچه به اهتمام این افراد صورت گرفت اما بدون حمایت شاهان، دولت ها و درباریان وقت هرگز استوار نمی‌شد. اینان كه غالبا دانش آموختگان غرب بودند با تقلید از معماری غربی و تلفیق آن با معماری سنتی ایرانی توانستند بنیادها و ابنیه های ابتدایی معماری و شهرسازی را در ایران پایه گذاری كنند. بارزترین و مهمترین خصیصه این معماران كه آنان را از نسل های آینده متمایز می سازد، آگاهی و شناخت آنان از میراث معماری ایرانی بود. مقیاس و دامنه فعالیت های معماری و شهرسازی فضایی را پراكند كه در آن مهندسان خارجی و ایرانیان از فرنگ برگشته در تعامل با یكدیگر قرار گرفتند. به غیر از این‌ها، معماران دیگری همانند فروغی و وارتان هر كدام به تنهایی به لحاظ سبك و فرم در معماری ایران تاثیر گذار بودند و به تجربه هایی در زمینه آمیختن سبك های معماری ایرانی با سبك های غربی دست یازیدند. این معماران در عصری كه سنت و دیرینگی اساس آن را تشكیل می داد، نمی توانستند پیام دنیای نوین را جز از طریق نمادها و ساختمانهای مدرن به جامعه آن روز منتقل سازند. اهتمام و جدیت این مردان در تاسیس و بنیاد چنین عمارت و ابنیه هایی استوانه مستحكمی از ریشه های مدرنیته در جامعه ایران بود.

نیكلای ماركوف

نیكلای ماركوف متولد سال 1882 میلادی در شهر تفلیس گرجستان در بخش معماری دانشكده هنرهای زیبای آكادمی سلطنتی سن پتررزبورگ به تحصیل پرداخت و در سال 1910میلادی، فارغ التحصیل نقاشی معماری شد.
چهارسال بعد از بخش فارسی آكادمی زبانهای شرقی سن پترزبورگ فارغ التحصیل شد. در خلال جنگ جهانی اول در قفقاز خدمت كرد. وی در سال 1917 م (1336 ق. 1269ش.) آجودان فرماندهی بریگاد قزاق شد كه یك واحد ویژه نظامی در ایران بود كه ناصرالدین شاه آن را تشكیل داده بود. ماركوف دوست و همردیف رضا شاه بود. وی پس از خروج از بریگاد قزاق درسال 1921 م. فعالیت معماری خویش را در تهران آغاز كرد. او معماری اسلامی و شیوه های سنتی احداث بناهای ایرانی و مصالح محلی از قبیل آجر، سنگ، كاشی و گچ را می ستود. در واقع، آجرهای خشتی كه وی به كار می برد به نام آجر ماركوفی مشهور شد. شهر تهران در دهه 1300 و1320ش پر از ساختمان هایی به سبك او شد، سبكی كه تلفیق چهار نوع فرهنگ را به نمایش می نهاد: مدرن، التقاطی، غربی و ایرانی.
وی چندین وزارتخانه، ساختمان شهرداری و اداره، كارخانه، كاخ و زندان، استادیوم ورزشی، مدرسه و مغازه ساخت. در میان ساختمان های بسیار هماهنگ با فرهنگ ایرانی كه ماركوف ساخت، می توان به ساختمانهای قدیمی شهرداری، دبیرستان البرز، مدرسه ژاندارك و كارخانه های قند ورامین و كرج اشاره كرد. او همچنین ساختمان سفارت ایتالیا و ساختمان سینگر درخیابان سعدی را به سبك كلاسیك اروپایی ساخت كه در آن ها برای اولین بار در ایران از پنجره هایی با شیشه های یكسره بزرگ استفاده شده بود. وی همچنین چندین خانه از جمله خانه قره گوزلو و خانه نوابی در پل رومی، نزدیك الهیه در شمال تهران را نیز به سبك كلاسیك در آورد.


آندره گدار

نخستین آرشیتكت خارجی بود كه در ایران سمتی دولتی داشت. او برای حفاری های باستان شناسی وحفظ میراث گذشته خط مشی هایی ارائه كرد و موزه جدید باستان شناسی تهران و موزه ایران باستان را او ساخت.
گدار در مقام نخستین رئیس دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، بیش از 30 سال در آموزش معماری ایرانی دخالت داشت. او به كمك محسن فروغی برنامه درسی رشته معماری را براساس برنامه مدرسه عالی هنرهای زیبای فرانسه تدوین كرد و راهنمای اصلی در تهیه طرح محوطه دانشگاه تهران توسط وی صورت گرفت.
یكی دیگر از موفقیتهای آندره گدار تركیب همدلانه سنت و معماری در مقبره حافظ در شهر شیراز بود كه در سال 1318 شمسی ساخته شد. این كلاه فرنگی كه از همه جهات باز است و در باغ بهشت آسای حافظیه شیراز واقع شده نمایانگر تسلط وافر معمار آن در به كاربردن سنن ایرانی است. اغلب تصور می كنند كه این بناها توسط یك مهندس معمار بومی ساخته شده است.



ماكسیم سیرو

ماكسیم سیرو در مدت سه دهه برجسته ترین معمار خارجی در ایران بود. وی به عنوان باستان شناس وارد ایران شد و به سرعت جذب برنامه های بازسازی شاه شد. «سیرو»، علاقه وافری به سنت های معماری ایران داشت، او كه مستقیما در چند پروژه بازسازی ازجمله بازسازی مساجد قم و یزد دخالت داشت، به طراحی ساختمانهای مدرن متعددی پرداخت كه تفسیر او از معماری سنتی را ارائه می كردند.

و شكل بارزتر این خصوصیت را می توان در مدارسی دید كه در شهرستان های مختلف احداث شد. در مدارس ساخت او كه با توجه خاص به شرایط خاص منطقه، آب و هوا و فرهنگ طراحی شده اند، عناصری سنتی مانند گنبد و بادگیر و ایوان به كار گرفته شده است.

آثار مهم معماری او عبارت اند از: مجتمع دانشكده پزشكی و چندین دانشكده دانشگاه تهران، كتابخانه ملی، بخش های الحاقی به موزه ایران باستان، چند بنای یادبود، بیمارستان، مدرسه، استادیوم، كارخانه، هتل و ویلا برای چندین وزیر و مقام عالیرتبه دولتی. بعلاوه سیرو با مهندس معمار ایرانی، محسن فروغی، در مراحل ساخت ساختمان های دانشگاه تهران و وزارت دارایی كه طراح آنها مهندس فروغی بود نیز همكاری می‌كرد. نیكلای ماركوف، آندره گدار و ماكسیم سیرو، تا آخر دهه 1330 ش نیز فعال و با نفوذ بودند. آنان با مشاركت در برنامه مدرن سازی رضاشاه در برقراری یك نظام آموزشی و نحوه فعالیت حرفه ای نقش مهمی برعهده داشته و برای وارثان ایرانی خود مجموعه ای از آثارمكتوب و آثار ساخته شده برجای گذاشتند كه به روشنی تمام از امكانات ایجاد معماری جدید حكایت می كردند.
معماران ایرانی تهران

محسن فروغی، اولین مهندس معمارایرانی بود كه در برنامه سازندگی رضا شاه شركت كرد. وی یكی ازبانیان حرفه معماری در ایران بود. او فرزند ذكاء الملك فروغی، در سال 1313 شمسی، از مدرسه عالی هنرهای زیبای پاریس فارغ التحصیل شد. تعدادی از ساختمانهای مهمی كه او ساخت عبارتند از:دانشكده حقوق دانشگاه تهران با همكاری ماكسیم سیرو، وزارت دارایی، شركت تعاونی دولتی به نام تعاون و مصرف، بیمارستان بانك ملی وشعبات این بانك درشهرهای شیراز، اصفهان، تبریز و بازار تهران.

شیوه‌ای كه در طراحی بناها بكارمی برد تركیبی از شیوه های مدرن و سنتی بود كه ساختمان بانك ملی بازار نشان دهنده سبك فروغی اوست.

مشاركت او در تشكیل انجمن آرشیتكت های ایران وتاسیس نخستین مجله حرفه‌ای به نام آرشیتكت سبب شد كه وی به نیروی محرك اصلی جنبش مدرن معماری ایران بدل شود.



وارتان آوانسیان

از ارامنه اهل تبریز بود كه در ساخت بناهای خصوصی و عمومی شهرت زیادی پیدا كرد. او به اروپا رفت و در آنجا تحصیل كرد و پس از مدتی طراحی در یكی از كارگاههای قالیبافی و تدریس در مدارس تهران، در رشته معماری و شهرسازی مدرسه عالی تخصصی معماری در پاریس به تحصیل پرداخت.

ازجمله بناهای ثبت شده به نام وی را می‌توان از مدرسه كودكان بی سرپرست (واقع در خیابان سرگرد سخایی فعلی)، هتل دربند، كاخ رضا شاه در سعدآباد، دو سینما در تهران، سینما متروپل در خیابان لاله زار، ودیانا در خیابان شاه رضا (انقلاب) را نام برد. استفاده خلاق او از بتن تاثیر زیادی در گسترش معماری مدرن در ایران داشت. كاخ دربندش با كف های طره ای، و استفاده از خطوط روشن افقی و عمودی توجه همه را در حرفه معماری به خود جلب كرد.

گابریل گوركیان

گورگیان در سال 1921 میلادی از دانشكده معماری وابسته به آكادمی هنرهای زیبای وین فارغ التحصیل شد. گابریل گوركیان شاگرد اسكار اشترنارد از شاگردان جوزف هافمان بود. وی ابتدا سرمعمار در شهرداری تهران و بعدها وزارت دارایی شد. از بناهای تاسیس شده توسط وی می توان باشگاه افسران تهران و تئاتر تهران در خیابان فردوسی، سه وزارتخانه و هفت ویلای خصوصی را نام برد.

او بعد از ترك ایران در سال 1316 ش، حدود ده سال در انگلستان و فرانسه بود و پس از آن برای همیشه در امریكا مقیم شد.



پس از تاسیس بناهایی در تهران، كه متعلق به معماران اروپایی بود، به تدریج معماران ایرانی با اقتباس از معماری مدرن و سنتی حاكم در ایران دست به ابداعات نوینی زدند كه در تاریخ معماری ایران در آن زمان بی بدیل بود. از نسل اول معماران ایرانی فقط سه تن میراث شایان ذكری باقی گذاشتند: كیقباد ظفر بختیار، علی صادقی، ایرج مشیری از نام آورترین آنانند:

1- كیقباد ظفر بختیار

دركالج سلطنتی هنر انگلستان تحصیل كرده بود. او در بناهایش از پنجره های گرد و كوچك و پنجره های قابدار با سایبان استفاده می‌كرد و حجمهای هندسی در كارش به چشم می‌آمدند. ساختمان بانك ملی شهر گرگان و طرح هتل آب گرم در لاریجان در واقع نشان دهنده سبك او بود.

2- علی صادق

در سال 1309 به اروپا رفت و در دانشگاه كان و آكادمی هنرهای زیبای بروكسل به تحصیل پرداخت و در سال 1316 شمسی به ایران بازگشت.

در سال های 1318 و 1319شمسی به عضویت انجمن شهرداری تهران انتخاب شد. او در تشكیل انجمن آرشیتكت های ایرانی بسیار موثر بود. طراحی موزه تبریز، بانك رهنی و مقبره رضاشاه از اثرات وی بوده است. مهم ترین نقش و تاثیر صادق در محیط معماری، ترویج ساخت مسكن ارزان قیمت بود.

3ـ ایرج مشیری

سردبیر و موسس مجله آرشیتكت، یكی از چهره های اصلی در تبدیل معماری به حرفه بود. او نظریه پردازی قوی بود كه از نشریه خود برای طرح مسائل زمان خویش، و فراهم آوردن تریبونی برای معماران و بازكردن باب گفتگو بین معماران، دیوانسالاران، سیاستمداران و عامه مردم استفاه می كرد. هرچند مجله آرشیتكت نتیجه تلاش وهمكاری جمعی بود اما خط مشی اصلی آن را مشیری تعیین می كرد. اهمیت او در ارائه مباحث و اندیشه های معماری مدرن بود و مجله‌اش، گرچه عمری كوتاه داشت، آرمانگرایی نسل جوان معماران حرفه ای ایران را منعكس می كرد.

منابع:
1ـ پیشكسوتانی كه به تهران مدرن شكل دادند، مینا معرفت، موزه ملی تاریخ امریكا، بنیاد اسمیت سونیین، واشینگتن
2ـ ایران و مدرنیته، مصاحبه رامین جهانبگلو با ایرانشناس فرانسوی برنارد اوركاد، نشرگفتار، چاپ 1379
3ـ ایران و مدرنیته، مصاحبه رامین جهانبگلو با رضا مقتدر، نشرگفتار، چاپ 1379
4ـ تهران پایتخت دویست ساله، شهریار عدل و برنارد اوركاد، انتشارات وزارات مسكن و شهرسازی ، 1366
5ـ گزارش دانشگاه تهران و مدرسه دارالفنون، سیروس علی نژاد، سایت فارسی بی. بی. سی، بهمن

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

معماری پس از مشروطه

«مرحوم اعتماد الدوله وزیر معارف وقت در مدرسه نوبنیاد مهندسی و معماری را تخته كرد و در مقابل اعتراضات شدید من گفت مدرسه مذكور سالی حداقل ده هزار تومان خرج لازم دارد و دولت این وجه را ندارد و علاوه كرد كه ما مهندس و معمار تحصیلكرده می خواهیم چه كنیم همان معماران بی سواد كافی است و اگر دیوار بنا شكاف برداشت با كاهگل پر می كند.»
عبارات فوق كه توسط یكی از اولین معماران تحصیلكرده ایرانی به نام كریم طاهرزاده بهزاد نوشته شده از یكی از كتاب های او با عنوان سرگذشت لوله كشی تهران (انتشارات اقبال، ۱۳۴۱) عیناً نقل شده است. گذشته از اینكه این جملات برای یك آدم تحصیلكرده امروزی شاید كمی بار طنز داشته باشد و از پركردن شكاف دیوار با كاهگل آن هم به توصیه وزیر خنده اش بگیرد، این جملات از تغییر و تحول و چالش جدی در تاریخ معماری ایران در اوایل این قرن حكایت می كند؛ دوره ای كه برای دو سلسله از معماران ایرانی مقطع تاریخی مهمی محسوب می شود: سلسله معماران سنتی ایرانی آخرین نفس هایش را می كشد و آخرین نسل معمارانش را به جامعه می فرستد و سلسله معماران آكادمیك و تحصیلكرده ایرانی متولد می شود. مهندس كریم طاهرزاده بهزاد، یكی از معماران مهم این سلسله نوظهور است، هر چند ممكن است این نام نه تنها برای مردم عادی، بلكه برای بسیاری از متخصصین معماری، آنقدرها هم آشنا نباشد.
كتاب «معماری كریم طاهرزاده بهزاد» محصول فعالیت پژوهشی طولانی مدت سه معمار و پژوهشگر ایرانی به نام های بیژن شافعی، سهراب سروشیانی و ویكتور دانیل است كه به بررسی زندگینامه این معمار، آثار او، زمینه های موثر بر فعالیت های او و انتها، سبك شناسی آثار معماری او می پردازد. این كتاب دومین اثر از مجموعه كتاب های معماری دوران تحول ایران است وكتاب اول با عنوان معماری «نیكلای ماركوف» پیش از این منتشر گردیده است.
آن گونه كه در مقدمه كتاب معماری كریم طاهرزاده بهزاد آمده است «معماری دوران تحول به دوره ای از معماری سرزمین ایران می پردازد كه تحول یكی از مشخصه های مستمر آن است. از دیدگاه تاریخی، این دوره از اواسط دوران ناصر الدین شاه قاجار شروع شده و تاكنون ادامه یافته است. در این دوره تحول با مشخصه های متغیری همراه است. بناهای متعددی توسط معماران ایرانی و خارجی ساخته شده اند كه متاثر از تغییر در زمینه های مختلف هستند و ضرورت تقسیم بندی دوره های تاریخی را ایجاب می كند.» در ادامه، آمده است «گروه معماری دوران تحول با نام كریم طاهرزاده بهزاد هنگامی مواجه شد كه در سال ۱۳۶۷ در ادامه مسیر شناخت معماری معاصر ایران در حال پژوهش درباره بناهای ایستگاه های راه آهن بود...»
در ادامه با نگاهی به سرگذشت این معمار ایرانی، به معرفی كتاب «معماری كریم طاهرزاده بهزاد» اثر بیژن شافعی سهراب سروشیانی و ویكتور دانیل می پردازیم.
● یك معمار مشروطه خواه
كریم طاهرزاده بهزاد در سال ۱۲۶۷ در تبریز متولد می شود و خیلی زود در سن ۱۹ سالگی یعنی در اواسط سال ۱۲۸۶ به مشروطه خواهان می پیوندد. او سپس وارد فرقه اجتماعیون عامیون و عضو فدائیان تبریز می شود و سرپرستی مدافعان سنگر محله چرنداب تبریز را برعهده می گیرد. پس از تسلیم كلیه محلات شهر كه توسط فدائیان محافظت می شد به گروه محله امیرخیز می پیوندد كه توسط ستارخان محافظت می شد. بعدها، پس از آشفته شدن اوضاع شهر و شهادت آزادیخواهان مشروطه به استانبول می رود و با تاثیرپذیری از برادرش، حسین طاهرزاده بهزاد (كه بعدها رئیس اداره هنرهای مستظرفه ایران شد) به تحصیل معماری می پردازد.
او پس از پایان تحصیلاتش در دانشكده هنرهای زیبا در وزارت اوقاف استانبول مشغول به كار می شود و در نهایت بعد از ۹ سال اقامت در استانبول، به دعوت كاردار سفارت استانبول در آلمان، راهی برلین می شود. او در برلین با كاظم زاده ایرانشهر مدیر مجله ایرانشهر هم خانه می شود و با افرادی چون جمال زاده، رضا تربیت، تقی زاده و نیز كاظم زاده ایرانشهر در انتشار مجله كاوه همكاری می كند. در همین دوران، طاهرزاده بهزاد كتابی را تحت عنوان «سرآمدان هنر» در برلین و در چاپخانه ایرانشهر به چاپ می رساند كه از اولین كتاب هایی است كه توسط یك ایرانی در زمینه هنر و معماری ایران و با دیدگاهی تحقیقی نگاشته شده است. طاهرزاده بهزاد در نهایت در آذر ماه ۱۳۰۵ به ایران باز می گردد و پس از دو سال فعالیت در تهران، به دعوت انجمن آثار ملی، برای تهیه طرحی برای مقبره فردوسی عازم مشهد می شود. او شش سال و نیم در مشهد فعالیت می كند كه حاصل آن بناهایی از قبیل آرامگاه فردوسی، بیمارستان شاهرضا، دبیرستان شاهرضا، تئاتر شیر و خورشید و احداث خیابان فلكه و بناهای متعدد دیگری است. طاهرزاده بهزاد پس از آن مجدداً به تهران بازمی گردد و در این دوران، فعالیت های متعددی مانند طراحی نمای شمالی مجلس، تهیه طرح دانشگاه جنگ، اصلاح بنای نیمه تمام بیمارستان راه آهن و ... انجام می دهد. او همچنین یكی از بنیانگذاران آموزش آكادمیك معماری در ایران و موسسان شعبه مهندسی و معماری در مدرسه هنرهای زیباست و در كنار افرادی چون مهندس فروغی و صدیقی و مهندس دوبرول فرانسوی برنامه ای برای تدریس در رشته های معماری تهیه می كنند. طاهرزاده بهزاد پس از بازنشستگی عمدتاً به كار نویسندگی می پردازد و كتاب «قیام آذربایجان در انقلاب مشروطه ایران» را به رشته تحریر درمی آورد كه این كتاب در سال ۱۳۳۴ به عنوان كتاب برگزیده سال معرفی می شود.
طاهرزاده بهزاد معمار و مهندس و هنرشناس ایرانی در مرداد ماه ۱۳۴۲ در تهران در سن ۷۵ سالگی فوت كرد و در امامزاده قاسم به خاك سپرده شد.
▪ مقبره فردوسی را بالاخره چه كسی بسازد؟
از جمله بخش های خواندنی و جالب توجه كتاب «معماری كریم طاهرزاده بهزاد» فصلی است كه به سرگذشت ساخت مقبره فردوسی و انواع و اقسام طرح های ارائه شده می پردازد.
«در پاییز سال ۱۳۰۱ هجری شمسی جمعی از رجال و دانشمندان درجه اول كشور گردهم آمدند تا... جمعیتی به نام انجمن آثار ملی تاسیس كنند.
به مناسبت نزدیك شدن هزارمین سال ولادت فردوسی، به منظور بزرگداشت این شاعر گرانقدر آرامگاه این شاعر از اهمیت بسزایی برخوردار شد و ساخت آن در دستور كار انجمن قرار گرفت.»
مولفین كتاب، آنگاه حكایت طرح های ارائه شده و رد شده برای ساخت آرامگاه فردوسی را به تفصیل و همراه با تصاویر كافی، نقل می كنند. آن گونه كه در این كتاب آمده «ابتدا پروفسور هرتسفلد آلمانی كه در كشفیات باستان شناسی در ایران فعالیت داشت، اولین طرح آرامگاه را ترسیم كرد.» ظاهراً طرح هرتسفلد مورد توجه انجمن آثار ملی واقع نمی شود و این كار به طاهرزاده بهزاد واگذار می شود. طرح او هم به دلایلی مورد توجه قرار نمی گیرد و در نهایت امر برای طراحی این آرامگاه، مسابقه ای برگزار می شود كه «در این مسابقه هرتسفلد، گدار، ماركوف و طاهرزاده هر كدام طرحی ارائه كردند و در نهایت نقشه دوم طاهرزاده بهزاد مسابقه را برد و قرار شد نقشه های تفصیلی را ترسیم كند.»
در حین فراهم كردن مقدمات اجرای طرح طاهرزاده بهزاد، در مجله آزادی مقالاتی علیه جریان مقبره فردوسی چاپ می شود و با افزایش نارضایتی ها، طرح دوم طاهرزاده بهزاد كه مرحله پی سازی آن به اتمام رسیده بود، متوقف می شود.
پس از آن مجدداً آندره گدار طرحی را برای آرامگاه تهیه می كند و می فرستد و به خاطر شكل هرمی آن كه یك فرم مصری است در میان مردم نارضایتی هایی شكل می گیرد و انجمن آثار ملی نیز برخلاف نظر وزیر دربار با آن طرح مخالفت می كند. در نهایت مجدداً طاهرزاده بهزاد طرح سومی را ارائه می كند كه با كمی تغییر توسط لرزاده اجرا می شود. نكته قابل توجهی كه در اینجا قابل ذكر است، در بعضی منابع از جمله فصلنامه های هنرهای زیبا شماره ششم (ویژه نامه استاد حسین لرزاده، معمار سنتی) لرزاده به عنوان طراح اصلی آرامگاه فردوسی معرفی شده است، اما در كتاب «معماری كریم طاهرزاده بهزاد» این نظر همراه با اسناد و مدارك رد شده است، بی اینكه به منابع متناقض اشاره ای شده باشد.
● سبك شناسی معماری طاهر زاده بهزاد
پس از ارائه مطالبی تفصیلی از زندگینامه و آثار معماری طاهر زاده بهزاد (همراه با عكس ها و نقشه های كافی)، فصل آخر این كتاب به بررسی سبك شناختی و تحلیل آثار معماری او می پردازد. در این فصل كه تصاویر متعددی از آثار معماری معاصر با طاهر زاده بهزاد در اروپا را نشان می دهد، درباره تاثیر پذیری این معمار ایرانی از معماری تاریخ گرای هم عصرش در اروپا سخن گفته می شود.
«معماری طاهر زاده بهزاد متاثر از معماری تاریخ گرای هم عصرش در اروپا است، در تزئینات، گزینش آزاد و استفاده از موتیف ها و عناصر شیوه های مختلف، آثار او را در زمره آثار معماری با شیوه آرت دكو قرار می دهد. در برخی بناها این گزینش آزاد او را به سوی معماری ای كه رنگ و بوی محلی دارد، رهنمون ساخته است.»*
در ادامه این فصل، ضمن دوره بندی طول مدت اقامت و تحصیلات او در استانبول و برلین و معاصرت او با سبك های معماری آن دوران، تاثیرات این سبك ها و سیر تحول آثار معماری او بررسی شده است.
● راهی به سوی تحلیل معماری معاصر ایران
همان طور كه گفته شد، كتاب «معماری كریم طاهرزاده بهزاد» به عنوان دومین اثر منتشر شده از گروه پژوهشی معماری دوران تحول ایران، با نگاهی پژوهشی و به شیوه ای كاملاً مستند، همراه با اسناد و مدارك تصویری و نوشتاری، عرضه شده است و در كنار كتاب اول این مجموعه یعنی «معماری نیكلای ماركوف» و دیگر آثاری كه از سوی این گروه پژوهشی در آینده منتشر خواهد شد، به مراجعی قابل استناد و درخور توجه در حوزه معماری معاصر ایران تبدیل خواهند شد. این نكته زمانی اهمیت بیشتری پیدا می كند كه بدانیم دو كتاب منتشر شده از سوی این گروه پژوهشی، به معمارانی پرداخته اند كه به رغم تاثیر گذاری فراوانی كه در تحولات معماری قرن اخیر ایران داشته اند، به ندرت مورد توجه و شناخت قرار گرفته اند و بنابراین، آثار آنها مورد خوانش جدی قرار نگرفته است. به نظر می رسد با انتشار مجموعه آثاری از این دست، انواع و اقسام نظریه پردازی های غیرعلمی كه از سوی بسیاری مطرح می شود و گاه بر برداشت هایی بسیار غیر مستند و علمی استوار است، به سمت و سوهای مورد قبولی هدایت شود و بر مبنای این آثار- كه گوشه های تاریك تاریخ معماری معاصر ایران را روشن می كند- راهی برای تحلیل جدی تاریخ معماری معاصر ایران فراهم شود.
از دیگر نقاط قوت این كتاب، نثر ساده و روان آن و پرهیز از پیچیده نویسی های به غلط رایج در میان برخی از آثار مكتوب درباره ایرانی است و این متن ساده و روان، در كنار تصاویر كافی و گویا، كتاب معماری كریم طاهر زاده بهزاد را به اثری آسان فهم تبدیل كرده است و این از نكات مثبت آن است.این كتاب كه از سوی انتشارات دید منتشر شده است، نه تنها برای هنرمندان و معماران، بلكه برای همه افرادی كه به تحولات تاریخ معاصر ایران علاقه مند هستند، جذاب خواهد بود.

*مطالب داخل گیومه همه از متن كتاب نقل شده است.
علی اعطا
معماری كریم طاهرزاده بهزاد
نویسنده: بیژن شافعی، سهراب سروشیانی و ویكتور دانیل
انتشارات دید
چاپ اول- ۱۳۸۴
| كریم‌طاهرزاده‌بهزاد

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

یادگارهای معماران ارمنی در تهران

یادگارهای معماران ارمنی در تهران

تهران بهترین بناهای خود بویژه در ناحیه مرکزی شهر

را که هنوز دیدنی ترین ناحیه شهر است، وامدار ایرانیان ارمنی است.

در این ناحیه به غیر از میدان حسن آباد که با آن معماری دلپذیر هنوز از شکیل ترین میدان های شهر است، چند عمارت زیبای دیگر نیز وجود دارد که عبارتند از ساختمان پست، کاخ دادگستری، کاخ گلستان، بنای وزارت خارجه، بانک سپه، بانک ملی شعبه مرکز، باشگاه افسران، موزه ایران باستان، کاخ مرمر و شاید چند عمارت دیگر

همه این عمارت ها به استثنای کاخ گلستان (از کارهای دوره قاجاریه) و موزه ایران باستان که طراح آن آندره گدار بوده است، کار ایرانیان ارمنی است. اگر این مجموعه را از وسط شهر تهران برداریم چیزی جز کوچه پسکوچه های کم ارزش باقی نخواهد ماند.





میدان حسن آباد که بعدها یک ضلعش را بانک ملی خراب کرد، ولی با همان سه ضلع باقی مانده اش، یادآور معماری اروپایی است، کار قلیچ باقلیان است (که عمارت شهربانی را هم ساخته است) اما مهندس محاسب آن، معمار برجسته ایران لئون تادوسیان بوده است. کسی که کاخ مرمر را هم به پایان برد. داستان کاخ مرمر از این قرار است که نقشه کاخ را آنطور که استاد حسین لرزاده برای مسعود نوربخش نویسنده کتاب "تهران، به روایت تاریخ" تعریف کرده است، (و ما اینجا از قول آقای نوربخش نقل می کنیم) خود رضاشاه داده بود اما معمارانی که دست اندرکار ساخت آن بودند خیلی زود از کار اخراج شدند و ادامه کار به دست لئون تادوسیان داده شد و به سرانجام رسید. تادوسیان زاده تهران بود.





عمارت عالی پستخانه را الگال گالستیانس، زاده جلفای اصفهان، ساخته است؛ بنای این عمارت در سال ۱۳۰۷ شمسی به مناقصه گذاشته شد و نیکلای مارکف، معمار گرجی، برنده آن شد، اما ساخت آن به دست گالستیانس انجام گرفت. عباس مسعودی که در سال ۱۳۱۳ شمسی گزارشی از عمارت پستخانه در روزنامه اطلاعات نوشته، الگال گالستیانس را سازنده آن معرفی کرده است. استاد لرزاده نیز روایت کرده است که عمارت پست، کار الگال گالستیانس است.



ساختمان وزارت خارجه در میدان مشق نیز کار دو تن از معماران ارمنی است. طرح آن را گابریل گوریکیان داد. کسی که در استانبول زاده شد و همان سال (۱۹۰۰ م) خانواده اش از بیم سخت گیری هایی که بر ارامنه در آن دیار شروع شده بود و به آوریل ۱۹۱۵ ختم شد، به ایران آمدند و او را به ایران آوردند. تا ده سالگی در ایران ماند. چند سال ابتدایی را در تهران خواند، تابعیت ایرانی گرفت و آنگاه راهی اروپا شد و زمانی که به دعوت رضاشاه به ایران بازگشت، معماری با شهرت جهانی بود



گوریکیان در بازگشت تنها چهار سال در ایران ماند (۱۳۱۲ تا ۱۳۱۶) و باز راهی اروپا و آمریکا شد اما در آن چهار سال یادگارهایی از خود بجا گذاشت که تا قرن ها نام او را به عنوان یک ایرانی – چنانکه خود می خواست – برقرار نگه می دارد. طرح ساختمان وزارت خارجه را او داد، و هم میهن دیگرش، الگال گالستیانس ساختش را به عهده گرفت. آن دو به اتفاق بنایی پی نهادند که هنوز از بهترین و کارآمدترین بناهای ناحیه مرکزی شهر تهران است. طرح کاخ دادگستری را نیز که از مهمترین بناهای دوره رضاشاه است، گابریل گوریکیان داد.



علاوه براین از او طرح ساختمان وزارت صنایع را در کنار کاخ گلستان و چند ویلا را که همان اول ورودش به تهران، به او سفارش شده بود داریم اگرچه نمی دانیم امروزه وجود دارند یا در تخریب های مدام شهر تهران از دست رفته اند؛ ویلاهای پناهی، خسروانی، نظام مافی، ملک اصلانی و فیروز.

گابریل گوریکیان به همراه دو معمار دیگر از برجسته ترین ها در دوره خود بوده اند. آن دو تن دیگر پل آبکار و وارطان هوانسیان نام دارند

ساختمان مرکزی بانک سپه در میدان توپخانه و مهمانخانه دربند و طرح هتل فردوسی و هنرستان دختران در خیابان سوم اسفند (سرگرد سخایی) و کاخ اختصاصی (شهناز پهلوی) کار وارطان هوانسیان (زاده تبریز) است و ایستگاه رادیو (بی سیم پهلوی) و مدرسه ناشنوایان باغچه بان و بسیاری از ادارات دارایی شهرستانها کار پل آبکار (زاده تهران). اینان هریک حدود نیم قرن به ایران خدمت کرده اند، و بناهای ساخت آنان تنها به همین تعداد که نام بردیم محدود نمی شود



در کنار اینان باید از یک ارمنی نامدار دیگر یاد کنیم؛ اوژن آفتاندیلیانس، زاده تبریز به سال ۱۲۹۲ خورشیدی، که تالار فرهنگ و دبستان فردوسی (اداره آموزش و پرورش کنونی استان تهران) و وزارت فرهنگ و هنر (اکنون وزارت ارشاد اسلامی)، و ساختمان اولیه فرودگاه مهرآباد و کلیسای سرکیس مقدس (کریم خان نبش ویلا) و دبیرستان نوربخش (رضاشاه کبیر) همه از یادگارهای اوست.

در بین ساختمان های مدرن امروز تهران نیز، بنای تالار رودکی، سینما متروپل، سینما گلدن سیتی، سینما نیاگارا، سینما دیانا و سینما کریستال را ارامنه ساخته اند. تالار رودکی از بهترین و امروزی ترین بناهای شهر، کار همان اوژن آفتاندلیانس است. سینما گلدن سیتی را هم که امروز سینما فلسطین نام دارد، او ساخته است. سینماهای متروپل، کریستال، دیانا از ساخته های وارطان هوانسیان است اما سینما نیاگارا ساخته پل آبکار است.

معماران ارمنی نه تنها بناهای مهم شهر تهران که بسیاری از بناهای مهم شهرهای دیگر را هم طراحی کرده و ساخته اند. تبریز یک خیابان اصلی دارد که قبلا پهلوی نام داشت و امروز نامش امام خمینی است. این خیابان را اودیس اوهانجانیان طراحی کرد؛ معماری زاده ایروان که پس از الحاق ارمنستان به شوروی به ایران آمد.

ذکر یادگارهای ارامنه در تمام شهرها این گزارش را دراز خواهد کرد. همین نمونه ها کافی است اما قلم برای دادن یک نمونه دیگر بی طاقتی می کند و آن شهر قم است. شعبه مرکزی بانک ملی، مصلای شهر و پایانه اتوبوس ها، دانشکده پزشکی و شاید بناهای دیگر هم حاصل فکر و نقشه مهندس گورگین است که نام اصلی اش گورگن پیچیکیان است؛ معماری متولد ولگاگراد که از هفده سالگی به ایران آمد و تا پایان در ایران زیست و در ایران به مهندس گرگین شهرت داشت.

ژانت لازاریان که اطلاعات مربوط به بناهای قم از کتاب او "دانشنامه ایرانیان ارمنی" استخراج شده می نویسد "در سده اخیر بیش از یکصد و پنجاه معمار ارمنی در ایران مشغول کار بوده اند یا از این کشور برخاسته اند و در خارج از آن به فعالیت پرداخته اند". در همان کتاب می خوانیم که مهمانخانه رامسر و همچنین کاخ رامسر کار مهندس معمار هوانس غریبیان است.

کلیساهای ایران نیز که از آن سوی آذربایجان تا اصفهان پراکنده اند و از آثار مهم تاریخی و مذهبی ایران به شمار می روند طبعا کار دست ارامنه ایران است. ژانت لازاریان می نویسد: "در هیچ کدام از کشورهای جهان (به غیر از ارمنستان) معماری ارمنی همچون ایران رشد نکرده است و تنها در جلفای اصفهان در حال حاضر سیزده کلیسا دایر می باشد. کلیساهای دیگری نیز در شهرهای تهران، قزوین و غیره ساخته شده اند که از نظر معماری – مهندسی دارای ارزش شایسته ای می باشند. در هر نقطه از کشور ایران که ارامنه سکونت دارند حد اقل یک بنای تاریخی ارزنده بنا شده است و ناگفته نباید گذاشت که امروز تمامی این بناها توسط میراث فرهنگی و با همکاری مهندسان ارمنی در حال مرمت هستند و از حمایت بی دریغ دولت ایران برخوردار می باشند."



برگرفته از سایت بی-بی-سی

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

معماری قاجار پهلوی

معماری قاجار پهلوی

معماری ایران از اواخر دوره قاجار و شروع دوره پهلوی دچار هرج و مرج و آشفتگی شد در این دوران ما شاهد احداث همزمان ساختمانهایی هستیم که هر کدام بیانگر یکی از مکاتب فکری دوره هایی مشخص از تاریخ ایران هستند :
کاخ مرمر به تقلید از معماری سنتی و عمارت شهربانی کل کشور به تقلید از تخت جمشید و ساختمانهای بلدیه ( شهرداری ) و پستخانه به شمال و جنوب میدان امام ( سپه ) به تقلید از معماری نئوکلاسیک فرانسه ساخته شدند . در این دوره تلاش می شد که پیوندی بین سه طیف فکری به وجود آید : ساختماهای وزارت امور خارجه ، اداره پست ، صندوق پس انداز بانک ملی را در واقع می توان به عنوان نمونه این گونه ساختمانهای التقاطی نام برد .
این گرایشهای متفاوت و بعضا متضاد در معماری این دوره ناشی از اختلاف در گرایشهای سیاسی و ایدوئولوژیک این عصر از تاریخ ایران است که ریشه در جریانهای عقیدتی - سیاسی اواخر دوره قاجار و اوایل دوران پهلوی دارد . جریانهای مذکور را می توان به سه دسته تقسیم کرد :
گروه اول ، سنت گرایان ، که اساس تفکر سیاسی و بینش دینی آنها هماهنگی دین با سیاست و احیاء و توسعه سنتهای هزار ساله جامعه ایرانی بود . پرچمداران این نهضت در آن برهه از زمان شیخ فضل الله نوری بود و بعد از ایشان سید حین مدرس ادامه دهنده راه وی گشت .
گروه دوم ، غرب گرایان ، که اساس ذهنیت آنها ، به گفته تقی زاده ، بر تقلید از فرق سر تا انگشت پا از غرب در همه شئون اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی بود . هسته اصلی این گروه را تحصیل کردگان ایرانی تشکیل می دادند که تازه از اروپا به ایران برگشته بودند .
گروه سوم ، ملی گرایان ، که بنیاد فکری آنها بازگشت به عظمت امپراتوری هخامنشی و ساسانی بود . این گروه فرهنگ اسلامی و فرهنگ اروپایی را غیر ایرانی می دانستند و بعنوان جایگزین آنها بازگشت به فرهنگ آریایی دوهزار و پانصد ساله با دین و مذهب بود . که این امر ناشی از جریانهای به اصطلاح روشنفکرانه مادی گرایی و توسعه و ترویج نظریات سوسیالیسم و مارکسیسم در بین طبقه تحصیل کرده اروپا بود . این دو جری فکری اثبات خود را در تخریب آثار گذشته می دید و سعی داشت هر چه را بوی گذشته می داد از بین ببرد .
در سایر شئون اجتماعی کشور نیز ما شاهد تقابل این بینشهای متفاوت هستیم . بعنوان مثال در ادبیات ، گروه غرب گرا ، تغییر خط فارسی به لاتین را - به سبک آتاتورک در ترکیه - علم کرد و گروه ملی گرا نیز عرب زدایی از خط و ادبیات فارسی را مطرح نمود و گروه سنت گرا برخود واجب دید که از سنت سعدی و حافظ و دیگر بلند پایگان آسمان ادب ایرانی پاسداری نماید .
در ادبیات به زعم مردان بزرگی چون استاد دهخدا ، استاد همایی و استاد فروزانفر و دیگر عزیزان اقدامات غرب گرایان و ملی گرایان بی نتیجه ماند و تحول جدیدی در ادبیات از بطن شعر و ادبیات سنتی تراوش کرده و رشد نمود .
لیکن در معماری به دلیل انتصاب غرب گرایان و تحصیل کردگان بوزار پاریس و بعدا مکتب فلورانس و رم در شهرسازی انگلستان و امریکا شد .
گرچه گودار و ماکسیم سیرو ازنظر تفکر ، ارزش زیادی برای معماری سنتی و تاریخ تحول آن قایل بودند و در این رهگذر خدمات ارزشمندی به ثبت تاریخ معماری ایرانی نمودند ولی خود شخصا از پیروان مکتب نئوکلاسیک و یا به عبارتی ملی گرایان نوین بودند . شاهد این واقعیت ، ساختمان موزه ایران باستان که تقلیدی از طاق کسری است .
غلبه مکتب غرب گرایان در مدارس معماری کشور ، کار را بدانجا کشید که توصیف مسجد جامع اصفهان ، میدان نقش جهان ، گنبد سلطانیه ، طاق کسری و تخت جمشید را باید از اروپاییان و ترجمه کتابهای آنها دریافت میکردیم . دانشجویان و مهندسان معمار این مرز و بوم اقدامات هوسمان در پاریس و هوارد در انگلستان و کارهای میکل آنژ در فلورانس و رم را بهتر از کاخ گلستان ، مسجد شیخ لطف الله و کاخ سروستان می شناختند و اطلاعات مربوط به طاق کسری که از عجایب روزگار خود بوده برای متخصصین محدود به این بود که بنا در خاک عراق است .
نتیجه این انفعال فرهنگی ، بخصوص در زمینه معماری ، عرضه و تکمیل سبکهای مختلف معماری اروپا و امریکا در دهه های اخیر به کشور بوده است . با تسلط فکری غرب گرایانه بر معماری کشور و فاصله گرفتن از معماری سنتی کار بدانجا کشید که تخریب بنا های گذشته در توسعه های جدید شهری و تخریب کاروانسراهای قدیمی در احداث جاده های بین شهری عملی پسندیده و تجدد گرایانه تلقی شد . این وضع باعث گردید که بسیاری از بناهای باارزش متروک و یا مخروبه گردد .
همانگونه که تقلید کورکورانه از معماری غرب باعث انحطاط هنر و معماری این مرز و بوم شد ، تقلید از معماری گذشته و سنتی نیز به معنی ارتجاع و قهقرا رفتن گشت . تحول و تعالی هر هنری بستگی به شناخت دقیق آثار گذشته و درک صحیح ضرورتها و نیازهای حال جامعه دارد تا با استفاده از فرهنگ و سنت دیرینه و خطا و صواب گذشتگان و در جهت جوابگویی به نیازهای جامعه ، راه حلهای بدیع ، اصیل و تازه ای ارائه گردد .

شروع دوره پهلوی ( دوره رضا خانی )
حال می پردازیم به معماری ایران از سال 1300 به بعد .
اول شروع دوره رضاخانی تا مدت پنج سال یا بیشتر هیچگونه اثر هنری را نمی یابیم و هیچ کار مهمی صورت نمی گیرد و کارها به روال قبل پیش می رود . ( حرکت دوره معماری و تحول آن )
قسمت دوم از سال 1305 و 1306 ببعد شروع می شود و فعالیت ساختمانی تا زمان جنگ جهانی دوم گرفتار رکود شدید کارهای ساختمانی و یا حتی تعطیل می شود .
قسمت سوم بعد از پایان جنگ و پیدا شدن دو ماتریال تازه یعنی آهن و بتن و اثرات آن در معماری است .
از این تاریخ به بعد است که حرکت معماری دوره پهلوی شروع و آغز می گردد . اوایل شروع حکومت رضاخان یکی از بدترین شرایط ممکن اقتصادی در ایران بود و از نظر اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی رکودی چشمگیر مشاهده می شد و اکثر ساختماها طبق روال سابق با خشت خام و چوب ساخته می شد و سقف ها بصورت شیروانی و از ستون های چوبی استفاده می شد .
در شروع آن دوره معمار تحصیلکرده ای وجود نداشت و معماران عالی هم دیگر ذوق و سلیقه و تجربه پدران و گذشتگان و استادان خود را از دست داده و بنا در آن دوره واقعا سیر قهقرایی می پیمود و ساختمانها بدون نقشه و در سر محل روی زمین طرح می شد .
معماری سبک ملی
در دوره رضا شاه ایجاد نوعی معماری عمدتا برای ابنیه دولتی و یا بناهای عمومی نوعی شیوه رومانتیسم ملی و مظهری از تاریخ باستان بود . در دستور کار قرار گرفت .
در اینجا دو عامل مهم بود یکی معماری قبل از دوران اسلام و دوم استفاده از تکنولوژی مدرن غربی در ساختمان سازی معماری دوره هخامنشی به ویژه آثار باقیمانده تخت جمشید و پاسارگاد که جلوه گاه عظمت این کشور بود .
بر همین اساس ساختمان های بسیاری در تهران با الهام از معماری هخامنشی بنا شده از جمله:
کاخ شهربانی ـ طرح قلیچ باغبان عکس اوپک دبیرستان انوشیروان - مارکف
بانک ملی هاینریش اوپک
کلانتری دربند هاینریش آلمان اسلاید
شرکت فرش هاینریش اوپک
مقایسه فرم
آندره گودار - مقبره حافظ - سعدی - ساختمان کتابخانه ایران
ویژگیها
1- ایجاد ایوانهای عظیم و مرتفع در ورودی ها
2- مرکزیت بنا با ستون و سرستون ها که در تخت جمشید به وفور یافت می شود و یا به صورت عریض و سراسری
3- پنجره ها و قابهای اطراف آنها نظیر تخت جمشید
4- استفاده از کنگره های کنار بام کاخها
5- بناها به شکل مرتفع که حاکی از عظمت و قدرت است .
6- مصالح سنگ و سیمان
7- استفاده از نقش و متیف های تخت جمشید
8- تشابه به بناهای دوان هیتلری : رومانتیسم ملی نشانه عظمت
گرایش دیگری در سبک معماری ملی شاهد هستیم . رجوع به معماری دوره ساسانی و استفاده از عناصر - فرم ها و ایده های معماری این دوره ایران است . که خود منبعث از معماری دوره اشکانی است و بازتابی از معماری مناطق کویری و گرم و خشک این معماری تفاوت زیادی با معماری هخامنشی دارد .
معروفترین این بنا که با گرایش به آن دوره ساخته شده است ، موزه ایران باستان است . گدار - حافظ - سعدی اثر معروف آندره گودار واضع در ضلع جنوب غربی باغ ملی است . ( کتابخانه ملی - مجموعه دانشگاه تهران )
1- ایده از ایوان عظیم مداین ( ساسانی )
2- ورودی اصلی را طاق عظیمی در برگرفته است به ارتفاع کل بنا دقیقا همان الگو اوپک و اسلاید
3- استفاده از ستون جهت تاکید در ارتفاع شده است .
4- مصالح اصلی بنا آجر می باشد .
5و6 - بنای بعدی بنای اداره پست است - که مارکف هر دو در محدوده باغ ملی است که هر دو آمیخته ای از هنر هخامنشی - ساسانی و معماری نئوکلاسیک فردگرا را در بردارند . ( ساختمان پست )
7و8 - یکی از آثار بی نظیر دوره رضاخان است : پهلوی اول
1- ترکیبی از نیم ستونهای سنگی با سرستونهای الهام یافته از تخت جمشید که بر روی پایه کشیده و ممتد سنگی قرار دارد .
2- ارتفاع بلند داخل ورودی ساختمان .
3- استفاده از پلان مربع مستطیل داخل بنا .
4- در میان نیم ستونها دو ردیف پنجره منظم که بالایی از نوع پنجره های قوس دار و جناقی است .
5- آجر در حد فاصل ستون های سنگی و پنجره ها از روی پایه ممتد سنگی بنا شروع می شود .
6- در قسمت بام سطحی کشیده را در مقابل پایه سنگی زیریش بوجود آورده .
7- کشیدگی بنا عظمت و زیبایی بسیاری به آن می بخشد و به همراه تقسیمات ایجاد شده در ورودی اصلی ناحیه میانی و همچنین در دو انتهای ساختمان که عمدتا آجری هستند . که نقش همگی متاثر از معماری نئوکلاسیک اروپا هستند .
9و10- مدرسه فیروز بهرام - در مدرسه فیروز بهرام نیز همان قوس های جناقی پنجرها نوار های زیر سقف و سر ستون و بقیه عناصر مشخص است .

سر در باغ ملی
میدان راه آهن و بنای آن ( اوایل پهلوی دوم )
ارتباط رضاشاه با کشور آلمان و فعالیت مهندسین آلمانی در ایران باعث گردید بسیاری از بناهای اطراف راه آهن با شیوه ساخته شوند .
ساختمان بسیار زیبا راه آهن و ساختمان مرکزی آن ضلع گوشه شمال غربی ساختمان قماش معروف بوده و در حال حاضر ساختمان راه آهن است .
تصاویر میدان انقلاب
در دوره رضا شاه
اداری و حکومتی میدان ها و پل ها و نهایت شهرسازی
اتصال اول به دوم دارای یک سری نظم بوده ولی پهلوی دوم ناگهان یک جهش نامطلوب بوده است .


نتیجه گیری
در مورد واحد های مسکونی دوره رضاخانی مسکونی ها سبک انگلیسی دیواره ها از آجر سفال قرمز
دیوارهای باربر
سقف صاف
ایجاد بالکن
و پنجره ها به سمت کوچه و حیاط
پنجره های سرتاسری با نعل درگاه افقی
عموما برایش اساسی بوده است .
پهلوی اول
تاثیر معماران - آلمانی- فرانسوی - اتریشی - انگلستان

اشاره به پهلوی دوم
پس از حرکت اقتصادی و فرهنگی در ایران عده ای جهت تحصیل به اروپا - آمریکا و جاهای دیگر رفتند و معماری ایران در این شلوغ بازار گم شد .
وبعد از آمدن عده ای به دنبال بساز و بفروشی و پول در آوردن شروع به معماری کردند و این است که هر نقطه تهران و شهرهای بزرگ دیگر آلبومی از معماری اروپا یا آمریکا ( مدرن - پست مردن و غیره ) می باشد .

میدان حسن آباد
ابنیه میدان حسن آباد در دوره رضا شاه و به دستور سرتیپ کریم آقا بوذرجمهوری رئیس بلدیه ( شهرداری ) تهران پس از تخریب در سال 1313 احداث شد و یا علی باقریان ( به روایتی )
تقلید از معماری غربی بخصوص معماری اتریش است که 8 گنبد با رویه فلزی این میدان را احاطه کرده بود و تمام موتیو های اصلیش الهام از معماری غربی را دارد . یکی از کارهای فروغی احداث ، بانک ملی حسن آباد است که ایشان خیلی بساختن آن افتخار می کرد .
دوره قاجار
درون گرا
تزئینات داخل
معماری کارت پستالی
ایجاد سرستونها و ستونها بر سر در ورودی ها و ایوانهای بلند ایجاد پلکان در محور اصلی رعایت سلسله مراتب
پنجره های ارسی = 3 دری - 5 دری - 7 دری
سقف شیب دار شیروانی و خیمه ای
شیشه های رنگی
آئینه کاری
گچ بری
نقاشیهای لندن کاری
اشاره به شهرسازی
ایجاد میادین
ارگ
سبزه میدان
توپخانه
میدان مشق = امارت کاخ وزارت امور خارجه - پشت شهربانی - وزارت جنگ
در سال 1135 هجری در زمان حکومت سلاطین صفوی افغانیها به ایران حمله می کنند و بعد از آن نادر قلی از قبیله افشار با یکی از شاهزادگان صفوی در سال 1142 موفق به بیرون راندن افغان ها گردیدند .
پس از نادر قلی در سال 1160 هجری بقتل رسید و حکومت به دست کریم خان زند رسید . این دوره برای ایران نافع بود و نهایتا بعد از مرگ کریم خان آقا محمد خان رئیس قبایل قاجار که در سواحل دریای خزر بود حکومت ایران را بدست گرفت .
آقا محمد خان
فتحعلیشاه
محمد شاه نوه فتحعلی
در سال 1264 هجری قمری ناصرالدین شاه به سلطنت می رسد . در این زمان بخاطر سفرهای زیاد پادشاه به اورپا ، تمدن و هنر غرب در ایران نفوذ بسیار عمیق پیدا کرد . ار آثار این نفوذ تاسیس تلگراف - توسعه مطبوعات - مدارس - و نشر افکار آزادیخواهی را می توان نام برد .
از اواخر دوره صفویه تا اواسط سلطنت ناصرالدین شاه به علت آشفتگیهای موجود و جنگ های پی در پی و عدم ثبات و فقدان امنیت - هنرهای معماری و تزئینات ساختمانی ایران که در دوران صفویه وسعت و تنوع زیاد پیدا کرده بود طی این دوره نابسامانی ملی به انحطاط گرائید .
فقط در دوره کوتاه کریم خان زند - ارگ کریم خان را در شیراز بر پا گردید . در دوره قاجاریه سبک جدیدی در معماری زاییده نمی شود . معماران این دوره دنباله رو معماران دوره صفویه بوده اند .
در دوره ناصرالدین شاه هنر صنایع ظریف مانند گچبری - آئینه کاری - کاشیکاری رونق یافت و در اثر ارتباط بیشتر ایران با اروپا معماری اروپا در هنر معماری ایران نفوذ می کند و معماران ما از اروپا تقلید می کنند .
ایجاد سرسرای ورودی با پلکانهایی که در وسط سرسرا شروع می شود و از پاگرد به دو شاخه در جهت مقابل یکدیگر بالا ادامه می یابد تاثیر معماری کشورروسیه است که این نوع معماری از قبیل کاشیکاری و آئینه کاری و گچبری و ازاره بندی توام می گردد . و گوشه ای از معماری قاجار را شکل می دهد . رنگ زرد .
ایجاد زیر زمین ها با طراحهای زیبا و پوشش های ضربی - آجری - تهیه حوضخانه- متداول گشتن بادگیر در بنا جهت خنک کردن فضاها و احداث تالارهای بزرگ شاه نشین و غرفه ها و گوشوارها نمونه ای از بنا ها در کاشان می باشد .
بادگیرهای زمان قاجار در تهران - یزد - ابرقو - کاشان - سمنان مشاهده می شود که چطور در دوره قاجار ساختن بادگیر از صفویه اقتباس شده و تکامل پیدا کرده است .
در معماری کاخ سازی - ساختن بادگیر مزین به کاشیکاری وطلا در عمارات و آئینه کاری یک رکن از معماری اصیل ایرانی بوده .
بناهای مسکونی دوره قاجاریه ، شامل اطاق مرکزی ، ایوان ، با ستون در جلوی ورودی و بعضا در قسمت ورودی خانه و اطاقهای کوچکتر واقع در اطراف اطاق مرکزی بصورت های ساده یا مفصل بنا به صنعت یا قوت مالی احداث شده متاسفانه به جهت استفاده از مصالح نامطلوب مانند چوب و خشت خام بناهای زیادی از دوره قاجاریه بجا مانده است . چون فاقد استحکام بوده اند .
مانند بناهای آقای بروجردی در کاشان - خانه آجری آقای شیبانی در طبس دوره قاجاریه . در معماری مذهبی قاجاریه مانند ساختن مسجد - مدارس دینی - تکیه و حسینیه ها شیوه معماری همان است که در ادوار پیش بوده است - مسجد شاه تهران قزوین - سمنان - مسجد سید در زنجان و مدرسه سلطانی در کاشان گواه این ادعاست ( رنگ زرد در کاشیکاری - طرح گلپونه ) در جداره ها و نماها .
علاوه بر معماری مذهبی که پیروی از صفویه بوده است معماری کاخ سازی و ساختمان مسکونی آمیزه ای از عوامل معماری ایرانی و اروپایی را در هم آمیخته است .
از دوره قاجار تیمچه های وسیع با پوشش ضربی مانند تیمچه حاجب الدوله صدراعظم - امین اقدس -علاءالدوله در تهران موجود است .
اما مشهور ترین و زیباترین آنها تیمچه امین الدوله در کاشان است در زمان شاه عباس اول در محل کاخ گلستان فعلی عمارتی چهارباغ و چنار احداث شده بود .
در زمان ناصرالدین شاه 1268 قسمت شرق باغ توسعه یافت و کاخهای دیگری در اطراف آن که باغ گلستان نامیده شده است .
مجموعه کاخها : شامل - تالار موزه - سرسرای ورودی - تالار آئینه - تالار برلیان - تالار عاج بوده - تالار تاجگذاری (1296) تخت زرین جواهر نشان به نام تخت طاووس - عمارت شمس العماره در سال 1284 هجری قمری بسرپرستی معیر الممالک در ضلع شرقی باغ گلستان با سردر و نقش خورشید احداث شد . کلاه فرنگی بدستور فتحعلی شاه قاجار در سال 1231 هجری قمری تخت مرمر بزرگی ساخته شده که اکنون در وسط ایوان اصلی کاخ قرار دارد .
مسجد شاه با مسجد سلطانی از بناهای دوره فتحعلیشاه قاجار است که بسال 1240 بپایان رسید . در زمان ناصرالدین شاه در سال 1307 هجری قمری تعمیر گردید . دو مناره و سر در مسجد شاه تهران از آثار زمان ناصرالدین شاه قاجار است . نمونه ای از کاشیکاری های زیبا نمایان است و رنگهای زرد الهام گرفته از دوره صفویه است .

مسجد سپهسالار تهران
مجموعه ای باشکوهی که شامل ، جلوخان - سردر - دهلیز - ساختمان دوطبقه حجره ها - چهار ایوان - مقصوره و گنبد عظیم و شبستان ( چهلستون ) گلدسته ها - مناره کاشی کاری و مخزن کتاب ( در مورد تعمیر گنبد و مناره ها و ارتفاع کرسی چینی کف 1 متر در سطح کل ، رینگ بتونی )
در قرن 13 هجری ارتفاع گنبد 37 متر بوده بانی این مسجد عظیم که به مدرسه ناصری شمهور است ساخت این ساختمان را در سال 1296 آغاز کرد .
در ورودی در حاشیه خیابان بیمارستان قرار دارد و از ضلع شرقی به طرف مسجد و مدرسه باز می شود . در این دهلیزها شاهکارهایی از معماری و کاشیکاری معروف به هفت کاسه ( طاق معلق ) بیادگار مانده است از مشخصات ممتاز تزئینات این بنا گذشه از طاق معلق - کاشیکاریهای مصور خشتی - رنگارنگ و ستونهای یکپارچه و سنگهای ازاره بنا از لحاظ حجاری قابل توجه است .
رعایت سلسله مراتب ورودی ها و کاشیکاری گچ بری - آئینه کاری - نمایان شدن رنگ زرد بالابودن بناها از سطح زمین پلکان = سرستونها ، ایوان 3 دری و5دری ها ، سقف های دور دار ، پنجره های دوردار ، شیشه رنگی و معماری کارت پستالی از مناظر این ساختمان هستند .
ما نمی توانیم اتصال یک دوره معماری را به یک دوره دیگر بصورت ریاضیات محاسبه نمائیم مثل 5 ، 4 ، 3 و 12 بلکه اثرات هر دوره کم کم به صورت عناصری منفرد تبدیل به یک طرح و یک دوره می گردد . مثل پیدا شدن آهن و بتن ناگهان مثل درگاه پنجره ها را از حالت نیم دایره و قوس بصورت تخت سقف های شیروانی و سنتوری یا خیمه ای را به صورت تخت :
ارتفاع ساختمانها را بلند تر
و سطح بدنه ها را سیقلی تر
شروع تراس ها و یا بالکن ها
این چنین است که تغییر و تحول هر دوره معماری مشروط به اینکه حکومت وقت تغییر نکند حرکت و سیری اینگونه خواهد داشت .
حال اگر حکومت یک کشور بعد از یک انقلاب دگرگون گردد در این حکومت ها تغییرات ناگهانی نیز بوجود خواهد آمد چرا که دوره جدید با تفکر جدید و برنامه های جدید شکل می گیرد.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

تهران، منظر فراموشی

تهران، منظر فراموشی
بیژن شافعی
در تهران دهه های آغازین قرن حاضر، حضور و نقش فعال معماران تحصیلكرده، زمینه ای فراهم كرد تا در ضمیر ناظران، سیمایی از منظر دلنشین و قابل تأمل یك شهر بزرگ نقش بندد. این منظر را می توان ارتقاءشرایط زیستی- شهری و تعالی بخشیدن بر فرهنگ و افكار جامعه ذكر كرد و اگر چه معماران وقت، این چنین ایده ای را از سرزمینهای دیگر گرفته بودند اما در داخل، با مایه های ایرانی و اصالت تاریخی- فرهنگی كشور پرداخت می دادند و لذا قصد كلی آن بوده كه مخاطب بنا، نوآوری (نهفته و آشكار در نهاد بنا) را جلوه ای مأنوس از اصالت ایرانی دریابد و پذیرای آن شود و از این روست كه ابنیه آن دوران، از فخرفروشی و خودنمایی اجتناب ورزیده و به جای این كه متضمن صلابت و منظر منفردی باشند، شكوه وعظمت را عمدتا در پختگی و برقراری ارتباط با مخاطب می یابند.
در این راستا، استفاده از مصالح بومی نیز یكی از شاخصه های بناهای دوران مورد بحث و در پیروی از اندیشه ای است كه نمودهای پیشرفته را با استفاده از امكانات محلی، ابراز می داشتند- استفاده از آجر بهمنی و آجر دو رنگ از خاك سرخ فام شهر تهران.
هماهنگی و همخوانی در روابط فضایی بناهای آن دوره، جایگزین سلسله مراتبی گشته كه طی سده ها به صورت مداوم و بدون تغییر، در ابنیه این سرزمین اعمال می شد. لیكن در اقدام نوین، هماهنگی و ارتباط عناصر چه در مقیاس خرد و چه در مقیاس كلان، وجه فضایی غالب در این دوره می باشد كه حتی در اجزاء مستقل واحد تك بنا نیز نمود می یابد.
از سوی دیگر، طراحان و معماران بنا، به موازات آن هماهنگی درصدد بودند كه حضور دستاوردهای مدرن در بنا را نه با عمده كردن آن، بلكه به صورت كنترل شده و با جلوه محلی و به طور آرام نشان دهند. به زبان دیگر، می خواستند برای ورود و كارآمدی پیامدهای مدرن، زمینه فضایی- فرهنگی در كشور ایجاد كنند.
در ساختمان های مطرح این دوران از تقارن در فرم اجتناب گردیده و تعادل پویا و تناسب مدنظر قرار گرفته است و برای این كه ارتباط بصری، تلفیق و تركیب با چشم انداز تحقق یابد، احجام شكسته و پیش آمدگی و عقب نشستگی در نما، دیدهای متنوعی از زوایای مختلف ایجاد می كنند كه این، نه تنها روش مشخص پرداختن به تعامل نور و حجم است، بلكه وجود سایه بانهای كشیده و قرنیز، در سطوح وسیع بنا، برای جوانب كاركردی نیز مطرح و مفید می باشد.
بنابراین شهر تهران، از نخستین دهه های قرن تا حوالی ۱۳۴۵، در پرتو وجود چنان بناهایی- كه بر مشخصه شان اشاره شد- از مناظری دلنشین و قابل تأمل بهره مند بود كه متأسفانه از آن به بعد، به لحاظ ناآگاهی و نبود شناخت نسبت به ارزش و كارآیی این بناها از یك سو و ناسازه های كلی در جامعه، از سوی دیگر نه تنها بناهای مورد بحث فراگیر نشدند بلكه در معرض تخریب قرار گرفتند و در نتیجه آشفتگی منظری افق شهر را فرا گرفت
5تیر

.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

معماری در ایران امروز/منصور فلامکی

معماری در ایران امروز

معماری به مثابه یک دانش گسترده ، در ادبیات مکتوب فارسی ،پیشینه و ریشه یافته ای ندارد زیرا شکل تازه آموزش معماری در ایران ، در شرایط خاص به میدان آمده:

- بررسی ای منظم و متکی بر فرهنگ های محلی ایران همراه با آموزش معماری صورت نگرفته ؛

- معماری به عنوان محصولی مطرح شده است که باید از یک سو کارایی منطقی و از سویی دیگر زیبا باشد ؛

- معیار های زیبایی ذر حد تناسب قرار داده شده سطحی- حجمی و به اتکا به وجود آوردن تضادها و هماهنگی هایی در رنگ سطح و در آهنگ عناصر سازنده سطح ها نگه داشته شده و - در حال - هیچ گونه پژوهشی در زمینه چگونگی های روان شناختی فراورده معماری نزد مردم صورت نگرفته ؛

-فرض بر این قرار داده شده که هر آنچه در سطح جهانی زیبا شناخته شده ، می تواند از سوی همگان و در همه جا پذیرفتنی باشد و فرا ورده معماری نیز ، به اتکا ذات هنری و بار هنری اش ، بی مرز قرار دادی سیاسی یا مدنی یا فرهنگی معمول و متداول ، می تواند در ایران تولید شود و در هر جای دیگر تکرار شود پسندیده آید و بالعکس؛

- ایرانیان در رابطه با جو مدنی ، از نوعی که پس از انقلاب مشروطیت ایران پدید آمد ، به پیوستگی ها و به استمرارهای پدیده های ادبی ـ هنری توجه چندانی نکرده وراه نوآوری و نوسازی صوری را در معماری پیش گرفتند؛

ـ کار فرمایان ، چه دولتی و چه خصوصی ، نمی توانستند که به مجموعه نیازها و تلاش های نظری بپردازند و به جز به صورت نیز بنگرند و ، در نتیجه ، طراحان به نیسبیت وسعشان ، به مبانی نظری معماری و هنری توجه می کردند و یا خود به ابداع و یا به یافتن آنها می پرداختند؛

ـ بیشتر طراحان و سازندگانی که به تر تیبی شناخته می شوند آمدند وبه دلایلی مرجعیت می یافتند ، تمایلی به بحث و تحلیل کارها خود نداشتند ویا این امر را سوای کار خودشان می دانستند و انجامش را به دیگرانی که نبودند محول می کردند؛

ـ و ـ سرانجام ـ نقد معماری ، بر خلاف نقد شعر و نقد موسیقی و نقد سینما و تئاتر که در ایران مدرن پا گرفته و توسعه یافته بودف جز به تعریف و توصیف مشتاقانه درباره برخی از بناهای قدیمی ایران نپرداخت و زمینه را برای پذیرش هر قسم فراورده ای دارای هر گونه ریشه و سلیقه ،باز گذاشت.

مطالب بالا نقل از نوشته های دکتر منصور فلامکی است که در باره ایران امروز و آنچه راکه معماری می نامند بیان کرده آنچه را که همه می دانیم بزرگترین عامل توسعه در هر کاری که باعث پیشرفت میشود نظریه پردازی در آن علم و کار می باشد که باعث میشود اهداف جدید در آن کار مشخص شود که ما از این محبت در کشور خود محروم هستیم . و کسانی که در کشور ما دارای نظر میباشند بیشتر تر جیح میدهند نظریات خود را با خود به گور به برند تا اینکه آنها را مکتوب کرده و در اختار دیگران قراردهند تا شاید راه آنها ادامه یابد و باعث پیشرفتی در آن حرفه گردد





*****************************************************
در قسمت قبلی به این مسئله مطرح کردیم که در هر کشور برای پیشرفت احتیاج به مقوله ای به نام نظریه پردازی داریم و ایجاد مبانی کار جزء مواردی است که باید به آن تاکید ورزید و در معماری امروز ما به مسئله تا به امروز توجه نشده است و یکی از دلایل وضیت امروز ما در معماری با این پشتوانه قوی در معماری همین موضوع می باشد . ما اگر روند معماری گذشته را تا قبل از قاجاریه به نفد و بررسی بنهیم به این مسئله خواهیم رسید که ار دوره هخامنشی تا به قاجاریه ما داریا یک شالوده یکسان در معماری بوده ایم که با توجه به نیازهای دورانهای خاص آن را اصلاح و با نیازهای جامه تطبیق می دادیم اما در دوران معاصر با سیر هجوم تفکرات جدید بعد از خفقانی که در انتهای دوره صفویه بود این قدرت که به تطبیق این تفکرات با فرهنگ و نیازهای جامع داشته باشیم را از دست دادیم و قدرت فکر کردن و اجازه آن را به خود ندادیم و در نتیجه وارد کننده مبانی یا نظریه های مختلف از دنیا شدیم و در ایرانی که مدرن می شد فراموش کردیم که ما هم دنیایی در گذشته داریم که هر چندآن دنیا به حال نمی آید اما تاثیراتش را به دنیای امروز دارد که تازه به این مسئله شاید رسیدیم اما حالا چطور...

ما در اواخر دوره رژیم پهلوی یعنی حدود ۵۰ سال پیش حرکتی را آغاز کردیم که آثار به نامی به جا ماندن که مطابق این فرهنگ و مملکت هستند اما....
*****************************************************
ر دوران پهلوی در دربار حکومتی گروهی از معماران گرد هم آمدن که ار جمله میتوان به

اساتیدی همچون استاد پیرنیا یا دکتر دیبا مهندس سیحون و... اشاره داشت که سر پرستی این

گروه را دکتر پیرنیا بر عهده داشتند که خدمات کم نظیری به مطالعات معماری ایران در این

دوره شد اما در این دوره سبکهای جدیدی از معماری ایران توسط دکتر دیبا و مهندس سیهون و یا

کامران اردلان ارایه گرذیذ که از نمونه کارهای موجود می توان به تاتتر شهر ،عمارت بابا

طاهر ، ساختمان موزه نادری و... اشاره کرد که با توجه به اینکه بناهای مدرن محسوب

می گرددند اما ماهیتی ایرانی دارند و در زمینه تحقیقات معماری هم زخمات دکتر پیرنیا برای

همگان مشهود می باشد .اما مسئله که در این جا قبل تذکر میباشد همان مسئله انتقال تفکرات به

نسل آینده می باشد که این مسئله در کار این بزرگان مشود است و زحمت روش یابی سبکهای

کاری خود را به دیگران واگذار کردند و خو د هیچ نظریه مکتوب و تئوری در این باره به

جامعه معماری ایران ارائه نکردند و همین مسئله باعث شده که مبانی کار این بزرگان باخود این

عزیزان به دیار فراموشی و نابودی پیش رود و جز نام یک اثر چیز دیگری از آنها باقی نمانذ و

باعث تحولی جدی در معماری ایران نگردد شاید اگر این عزیزان کار خود را ادامه می دادند

باز ما شاهد به وجود آمدن نقش جهانهای دیگر و شهرهای ماندنی همچون بم میشدیم که نه تنها

ماندگار و پویا بودن بلکه زنگی و زیستن در آنها دل پذیر و نیکو بوده اما با انقلاب در ایران این

عزیزان از ادامه کار منصرف شده و باز در کشور بعذ از انفلاب آشوبی از تفکرات چست

مدرنی و مدرنی در ایران پرورش یافت که...

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی